توجه توجه

اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟
تلاش سخت (Hard work)
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98 %

آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟
دانش (Knowledge)
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96 %

عشق چگونه ؟
عشق (Love)
L+O+V+E
12+15+22+5=54 %

خیلی از ما فکر می کردیم که اینها مهمترین باشند ، مگه نه ؟!
پس چه چیز 100 % را می سازد ؟؟؟

پول (Money)
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72 %

اینها كافی نیستند ، پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟!
.
.
.
نگرش (Attitude)
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100 %

آری
اگر نگرشمان را به زندگی ، گروه و کارمان عوض کنیم
زندگی 100% خواهد شد
نگرش ، همه چیز را عوض می کند
نگاهت را تغییربده و چشمهایت را دوباره بشوی

اعداد شگفت‌انگیزی که جهان بر پایه آنها شکل گرفته

اعداد شگفت‌انگیزی که جهان بر پایه آنها شکل گرفته و به حیات خود ادامه می‌دهد!

جهان بر پایه‌ی شش عدد بنا نهاده شده است که اگر هر کدام از این اعداد حتی به مقدار بسیار ناچیز متفاوت بودند، اکنون هیچ جهان وجود نداشته و بشری هم موجودیت نداشت.

لرد مارتین ریس ستاره‌شناس سلطنتی انگلستان و استاد دانشگاه کمبریج، در کتاب خود (تنها ۶ عدد) آورده است که تنظیم دقیق جهان به گونه‌ای‌ که حیات در آن امکان‌پذیر باشد، تصادفی نیست.

مسئله این است که تصادفات بسیار زیادی رخ داده‌اند تا جهان در چنین شرایط کنونی قرار گرفته و حیات امکان‌پذیر شده است. مارتین ریس با تحقیقات و مطالعات بسیار تلاش کرده است تا با مقداردهی به برخی از این مفاهیم، دلایل خود را تحکم بخشد.

او ادعا می‌کند که جهان تحت حکومت و کنترل شش عدد است. اعدادی که هر کدام از آنها قابل اندازه‌گیری بوده و مقدار دقیقی دارند.

از نظر او این ۶  عدد باید به گونه‌ای خاص و دقیق باشند تا شرایط حیات را فراهم کنند. در غیر این‌صورت، یعنی تنها با کمترین کم و کاستی در آنها منجر به جهان‌های عاری از حیات خواهد شد.

 

تنها ۶ عدد

او در کتاب خود این اعداد را اینگونه معرفی می‌کند:

 

عدد اپسیلون:

این عدد برابر با ۰۰۰۷/ است. اپسیلون مقدار نسبی هیدروژنی است که در انفجار بزرگ از طریق هم جوشی به هلیوم تبدیل می‌شود. اگر این عدد به جای ۰۰۰۷/، عدد ۰۰۰۶/ بود، باعث تضعیف نیروی هسته‌ای شده و به این ترتیب پروتون‌ها و نوترون‌ها به یکدیگر وابسته نمی‌شدند.

دوتریوم که (دارای یک پروتون و یک نوترون) است، نمی‌توانست شکل بگیرد. بنابراین عناصر سنگین تر هرگز در ستاره‌ها بوجود نمی‌امدند.

همچنین، اتم‌های بدن ما هرگز شکل نگرفته و کل جهان به هیدروژن تبدیل می‌شد. جالبه نه؟! حال، اگر ابسیلون برابر ۰۰۰۸/ بود، آنگاه هم‌جوشی چنان سریع صورت می گرفت که هیچ هیدروژنی از انفجار بزرگ باقی نمی‌ماند و امروزه ستاره‌ای وجود نداشت که به سیارات انرژی بدهد.

 

عدد N :

عدد N برابر است با ۱۰ به توان ۳۶ که با قدرت نیروی الکتریکی تقسیم بر قدرت گرانش برابر است. این عدد نشان می‌دهد گرانش تا چه حد ضعیف است. اگر عدد N از این کمتر بود آن گاه ستارگان نمی‌توانستند متراکم شده و دماهای زیاد برای هم‌جوشی ایجاد کنند. بنابراین ستارگان دیگر نمی‌درخشیدند و سیارات درون سیاهی سردی فرو می‌رفتند.

اما اگر گرانش حتی ذره‌ای قوی‌تر بود، ستارگان بسیار سریع گرم شده و سوخت خود را چنان سریع می سوزاندند که حیات هرگز فرصت آغاز پیدا نکند.

 

عدد امگا:

این عدد چگالی نسبی جهان است. اگر امگا از این رقمی که هست، کوچک‌تر بود، جهان بسیار سریع منبسط و سرد می‌شد. ولی اگر امگا خیلی بزرگ‌تر از این رقم بود، جهان قبل از اینکه فرصت حیات پیدا کند از هم فرو می پاشید.

 

عدد لاندا:

لاندا عدد ثابت کیهانی است که سرعت جهان را تعیین می‌کند. اگر این عدد تنها به مقدار کمی بزرگ‌تر بود با نیروی ضد گرانشی که ایجاد می کرد و جهان از هم می پاشید. یعنی با سرعت تمام به حالت انجماد بزرگ فرو می‌رفت که در نتیجه حیات را غیر ممکن می‌کرد.

اما اگر اینعدد ثابت کیهانی عددی منفی و کتر از این رقم بود، جهان به شدت متراکم شده و قبل از اینکه حیات شکل بگیرد دچار فروپاشی بزرگ می‌شد.

 

عدد Q:

این عدد، دامنه‌ی اختلالات موج در تابش ریز موج پس زمینه است که برابر با ۱۰ به توان ۵- است. اگر این عدد کمی کوچک‌تر از این بود، آنگاه جهان به شدت یکنواخت شده و توده‌ی بیجانی از گاز و غبار که هرگز به شکل کهکشان‌ها و ستاره‌های امروزی در نمی آمد.

در این صورت جهان یکنواخت، بی‌معنی و عاری از حیات می‌شد. حال، اگراین عدد بزرگتر از این مقدار بود، آنگاه در تاریخ جهان ماده زودتر به شکل ساختارهای بزرگ ابرکهکشانی متراکم  تبدیل می‌شد.

 

عدد D :

این عدد، تعداد ابعاد فضا است. اگر فضا یک بعدی باشد، احتمالا حیات نمی‌تواند وجود داشته باشد. زیرا در این صورت محنویات جهان چیز قابل توجهی نخواهد بود.

ذرات بدون هیچ برهم‌کنشی از کنار یکدیگر عبور می‌کردند. بنابراین می‌توان گفت؛ جهان‌هایی که در یک بعد وجود دارند، نمی‌توانند حیات داشته باشند.

فضاهای دو بعدی نیز با این مشکل مواجه هستند و شکل‌های مختلف حیات در این فضا، نهایتا متلاشی یا تجزیه می‌شوند. از نظر علم زیست شناسی نیز هوش نمی‌تواند در کمتر از سه بعد وجود داشته باشد.

در فضای چهار بعدی، مشکل دیگری وجود دارد، سیاره‌ها دیگر در مدار خود به دور خورشید  قرار نخواهند گرفت. قانون جذر معکوس نیوتون با قانون مکعب معکوس جایگزین  خواهد شد و به بیان دیگر، عدد سه در ابعاد فضایی عددی ویژه است. یعنی دقیقا در فضای سه بعدی می‌توان به جستجوی حیات پرداخت.

حقایقی درباره دخانیات (1)

 حقایقی درباره دخانیات 

حقیقت1: اعتیاد به نیکوتین سنگین­ترین، پرعارضه و پر هزینه ­ترین  و مرگبارترین اعتیاد شناخته شده است.
حقیقت2: 60% قربانیان سرطان ریه ظرف یک­سال و 80% سه سال بعد از تشخیص جان می سپارند (از هر 10 نفر مبتلا به سرطان ریه 9 نفر آنان مصرف کننده دخانیات بوده­ اند)
حقیقت3: خطر سکته در زنان 35 تا 64ساله سیگاری، 5 برابر بیشتر از زنان غیرسیگاری است.

حقیقت4: مصرف دخانیات به ویژه سیگار در سنین جوانی و یا به مدت طولانی، خطر سرطان سینه را به شدت افزایش می­دهد.

حقیقت5: بیش از 45% ایرانیان در محل کار یا خانه خود در معرض مستقیم دود سیگار قرار دارند.
حقیقت6: ترکیبات نیکوتین خون نیمی از کودکان ایرانی، بالاتر از حد مجاز است و  والدین بسیاری از این کودکان حتی یک­بار نیز سیگار مصرف نکرده­ اند.
حقیقت7: سرطان دهانه رحم در زنان سیگاری 5 بار بیشتر از غیرسیگاری­ها است.
حقیقت8: هزینه­ های درمانی افراد سیگاری دو برابر هزینه مصرف سیگار آنان است و اغلب این هزینه نیز از محل بودجه مشترک با افراد غیر سیگاری پرداخت می­شود.


حقیقت9: از هر دو نفر سیگاری، یک نفرشان، 15 تا 25 سال زودتر از موعد مقرر می­میرد.
حقیقت10: در ایران، 5 میلیون سال به دلیل مرگ­های زود هنگام ناشی از مصرف دخانیات از دست می­رود.
حقیقت11: آتش­سوزی­های به دلیل ته سیگار سوخته یکی از دلایل عمده خسارت ناشی از این حوادث را شامل می­شود.
 حقیقت12: از بین بردن خاک، تخریب جنگل­ها، مصرف آفت کش­ها، آلودگی آب­های زیر زمینی و هوا از مضرات زیست محیطی دخانیات است.

حقیقت13: نیمی از کودکان جهان (حدود 700 میلیون نفر) در معرض استنشاق دود تحمیلی سیگار قرار دارند.
حقیقت14: سیگار یک قاتل حرفه ­ای است که به جای کشتن سریع مقتول آن­را با آرامی و سر فرصت و با بدترین شکل­ خود به دام مرگ و تباهی می­ کشاند. بعضی از عوارض دخانیات آن­قدر دهشتناک است که در مقابل آن مرگ رنگ می­بازد.
حقیقت15: شروع مصرف دخانیات به دلیل نداشتن مهارت­های زندگی، احساس نیاز به مقبولیت در گروه­های همسن، مشکلات و عوامل استرس­زا و افسردگی در ارتباط مستقیم است.
حقیقت16: سیگار در ایجاد شش بیماری از 8 بیماری منجر به مرگ زودرس در جهان نقش دارد.


حقیقت17: شرکت­های چند ملیتی تولید دخانیات، بعد از ناامنی در بازارهای داخلی، امید بسیار زیادی برای تصاحب بازارهای کشورهای جهان سوم داشته و برای این­کار برنامه­ ریزی گسترده­ ای را انجام داده ­اند.
حقیقت18: دخانیات سبب کاهش درآمد بیش از 200 هزار میلیون دلار در سال می­شود که بیشتر آن مربوط به کشورهای در حال توسعه است.
حقیقت19: کمپانی­های تولید دخانیات بعد از وضع قوانین ممنوعیت تبلیغات با ایجاد کارخانجات تولید مواد غذایی و محصولات بهداشتی با نام تجاری سیگار خود به تبلیغ غیرمستقیم آن می­پردازند.
حقیقت20 : یک فرد سیگاری به طور متوسط سالانه 1?55 کیلو گرم تنباکو مصرف می­کند،برای مقایسه باید گفت که وزن مغز نیز در حدود همین مقدار است. 

 

حقیقت21: وابستگی به نیکوتین شایع­ترین، مهلک­ترین و پرخرج­ترین وابستگی به مواد است ضمن این­که از شدیدترین انواع آن اعتیاد نیز به شمار می­رود.
حقیقت22: دخانیات با فقر و بی­سوادی رابطه مستقیم دارد و در بعضی نقاط بیش از نیمی از در آمد خانواده صرف مصرف مواد دخانی می­شود.
 حقیقت23: مصرف سالیانه مصرف دخانیات در یک فرد سیگاری برابر با متوسط هزینه تحصیل یک دانش­آموز است.
 حقیقت24: حدود 4% دانش­آموزان بیش از 50% پول تو جیبی­شان را صرف مواد دخانی می­ کنند.


حقیقت25: مصرف دخانیات در دراز مدت باعث کاهش تمرکز و کندی در روند تصمیم­گیری و تفکر می­شود.
 حقیقت26:شرکت­های دخانی از این حقیقت که سیگارهای ملایم، کم خطرتر از سیگارهای معمولی نیست کاملاً مطلع هستند.

حقیقت27: پیش­بینی می­شود که در آینده تعداد سیگاری­های جهان از مرز 2 میلیارد نفر بگذرد و مرگ و میر نیز از 10 میلیون نفر فراتر رود و 70% این تعداد نیز در جهان سوم زندگی می­کنند.
 حقیقت28: نیمی از جمعیت مصرف­کننده دخانیات در جهان در نهایت به واسطه دخانیات جان خود را از دست می دهند.

                                            
حقیقت29: شیوع مصرف دخانیات در جهان در طی بیست سال گذشته 2 برابر شده است.
حقیقت30: با هزینه­ای که ایرانیان بابت سیگار و دیگر انواع دخانیات می­پردازند، می­توان 10 دانشگاه در سال تاسیس کرد.
 حقیقت31: در گواهی فوت افراد سیگاری، می­توان مستقیماً علت مرگ را مصرف دخانیات نوشت.
 حقیقت32: ابتلا جوانان به دخانیات،خطر اعتیاد به مواد مخدر و دیگر ناهنجاری­های اجتماعی و فرهنگی را افزایش می­دهد.


 حقیقت33: روزانه در حدود یک­صد هزار نفر در جهان به صورت حرفه­ای سیگار کشیدن خود را شروع می­کنند.
حقیقت34: در دنیا روزانه به ازای هر ساکن کره زمین سه نخ سیگار به فروش و مصرف می­رسد.
 حقیقت35: در گذشته 90% ترک دخانیات بدون درمان دارویی و به طور موفق صورت می­گرفت ولی در حال حاضر بیش از یک سوم سیگاری­ها با استفاده از دارو موفق به ترک می­شوند.

حقیقت36: تنها 6%دانشجویان پزشکی ژاپن و 8% ایالت متحده این باور را داشته­ اند که اطلاعات کافی در مورد شیوه ­های ترک دخانیات را داشته­اند.
 حقیقت37: پزشکان ایده آل ­ترین کسانی هستند که می­توانند به سیگاری­ها کمک کنند.
 حقیقت38: بیش از دو برابر هزینه دخانیات مصرفی، هزینه بهداشتی و درمانی و عوارض این بیماران است.
 حقیقت39: دخانیات در بعضی کشورها بزرگ­ترین منبع مالیات دولتی است. با وجود این دخانیات از نظر اقتصادی آسیب ­رسان است.


 حقیقت40: هزینه صرف­شده برای درمان و کنترل زایمان غیرطبیعی در مادران سیگاری تقریباً دو برابر افراد غیرسیگاری است.
 حقیقت41: بومیان آمریکا از تنباکو عصاره­ای استخراج می­کردند و نوک نیزه­های خود را با آن زهر آلود می­کردند.
 حقیقت42: اگر شخصی روزی بیست عدد سیگار بکشد، در سال، 73 هزار بار دود سیگار را وارد بدن خود می­کند.
حقیقت43: هر نخ سیگار، 500 سانتیمتر مکعب دود دارد.


 حقیقت44: 75% سیگاری­ها حداقل یک­بار تلاش کرده­ اند که ترک کنند. حدود 40% هر سال یک­بار تلاش می­ کنند و 30% برای دو  روز هم که شده نیکوتین را ترک می­کنند و 5 تا 10 درصد برای همیشه موفق به ترک سیگار می­شوند.
 حقیقت45: بیش از 40 عنصر سرطان­زا در دود سیگار وجود دارد و احتمال سرطان ریه در افراد سیگاری 22 مرتبه بیشتر از افراد غیرسیگاری است.
 حقیقت46: پیش­بینی می­شود در طول 20 سال آینده مصرف دخانیات در بین مردان و زنان یکسان شود.


 حقیقت47: تنباکوی جویدنی مانند دیگر انواع دخانیات با دود، زیان­بار بوده و بیماری­هایی مانند انواع سرطان­های حلق و دهان و نیز سرطان لوزالمعده در آنان بالاتر است.
 حقیقت48: مهم­ترین کالای مجاز صادراتی سال­های اخیر شرکت­های آمریکایی به ایران سیگار بوده است.
 حقیقت49: خُر و پُف و سرفه شبانه در فرد سیگاری و اطرافیان او بیش از افراد عادی است.
 حقیقت50: دختران و زنان سیگاری در مقایسه با مردان وابستگی بیشتری به سیگار پیدا می­کنند و هنگام ترک مشکلات بیشتری دارند.


حقیقت51: عادت به مصرف دخانیات یک نوع اعتیاد است و ظرف 1 تا 2 روز بعد از قطع سیگار وسوسه به مصرف، تهوع، سردرد، بی­قراری، یبوست، اسهال، اختلال خواب، عدم تمرکز، خستگی، کاهش ضربان قلب که از علائم وابستگی به نیکوتین و قطع مصرف است، بروز می کند.
 حقیقت52: بیماری­های عروق محیطی در افراد سیگاری 9 برابر غیرسیگاری­هاست.
 حقیقت53: بیش از سی درصد موارد ابتلای سرطان ریه در غیرسیگاری­ها ناشی از دود غیر مستقیم سیگار کشیدن اطرافیان است.
 حقیقت54: تعداد کودکان دچار معلولیت و کودکان نارس در زنان باردار سیگاری سه برابر زنان غیر سیگاری است.


حقیقت55: دو سوم میزان فروش شرکت­های دخانی بین­المللی سود خالص است.
حقیقت56: سیگار مسبب 9 مورد از ده سرطان ریه است و کسانی­که یک بسته سیگار می کشند در مقایسه با غیرسیگاری­ها 20 بار خطر بیشتر برای ابتلا به سرطان ریه دارند و از هر ده نفر مبتلا به سرطان ریه تنها یک نفر بیش از 5 سال زندگی می­کند.
حقیقت57: بر طبق یک بررسی، تنها 29% دانشجویان سال آخر اروپایی و 32% آمریکایی­ می­دانستند استعمال دخانیات از دلایل عمده بیمار­ی­های قلبی است.


حقیقت58: هزینه­ های ناپیدای استعمال دخانیات شامل (مراقبت­های طبی و بهداشتی از عوارض دخانیات، عوارض مرگ­های زودرس، کاهش زایایی، از دست رفتن حاصلخیزی زمین­های تحت کشت، از دست رفتن ارز برای واردات سیگار، هزینه­های آتش­سوزی­ها و پاک­سازی زباله­های افراد سیگاری) است.
حقیقت59: زنان سیگاری که شوهران سیگاری دارند، 6 برابر زنان سیگاری که همسرشان سیگار نمی­کشد و 18 برابر زنان غیرسیگاری در معرض ابتلا به سکته­های مغزی هستند.


حقیقت 60: مصرف هر نخ سیگار به طور متوسط 7 دقیقه از طول عمر انسان را کم می­کند.
حقیقت61: زنانی که در دوران کودکی در معرض دود سیگار والدین خود قرار گرفته­اند، بیشتر از دیگر زنان در معرض خطر سقط جنین در دوران بارداری قرار دارند.
 حقیقت62: بر طبق یک گزارش در حدود نیمی از افرادی که در ماه فقط یک تا دو عدد سیگار کشیده و به هیچ عنوان خود را معتاد نمی­دانستند، در مقابل ترک کامل سیگار مقاومت نشان داده و ناموفق بوده­اند.


 حقیقت63: قلیان حتی بیشتر از سیگار مضر و خطرناک است و جا افتادن مصرف قلیان در جامعه به عنوان یک تفریح و سرگرمی کم­خطر، یک اشتباه بزرگ بهداشتی، اجتماعی و فرهنگی است.
 حقیقت64: از سال 1950 تاکنون میزان ابتلا زنان به سرطان ریه  6 برابر شده است.
 حقیقت 65: افراد سیگاری به طور متوسط 5 تا 10 سال پیرتر از همسن­های غیرسیگاری خود به نظر می­رسند.
 حقیقت66: همفری بوگارت هنرپیشه تاثیر گذار سینما که ژست سیگار کشی او سال­ها مورد تقلید قرار گرفته و هنوز در یادها باقی­ است از سرطان ریه در اثر استعمال دخانیات در گذشته است.


 حقیقت67: میزان مونو اکسی کربن در خون فرزندان و نوزادان فرد سیگاری 2?5 برابر خود فرد سیگاری است.
 حقیقت68: نیکوتین قلیان 5 برابر هروئین اعتیادآور است.
حقیقت69: سیگار کشیدن و ادامه مصرف آن اغلب ناشی از باورهای غلطی است که در جامعه رواج پیدا کرده است. این دلایل مانند احساس بزرگی و قدرت، لاغری، رفع عصبانیت، رفع خستگی و جذابیت… همگی بی­پایه و اساس بوده و هیچ کدام توجیهی برای مصرف سیگار نیست.
 حقیقت70: مصرف هر بار قلیان، برابر کشیدن 100 نخ سیگار است.

دانستنی های جالب در مورد کاربرد واژگان پارسی

آیا میدانستید برخی‌ها واژه‌های زیر را که همگی فرانسوی هستند را پارسی می‌دانند؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، تمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش،فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور،هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر.


آیا میدانستید که بسیاری از واژه‌های عربی در زبان پارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود می‌دانند در نمی‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) می‌نامند و بیشترشان ساختهٔ ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:
ابتدایی (عرب می‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌های دیگر.


بسیاری از واژه‌های عربی در زبان پارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می‌فهمند، از آن زمره‌اند:
رقیب (عرب می‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌های دیگر.



آیا میدانستید که ما بسیاری از واژه‌های فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می‌کنیم؟
این واژه‌های پارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌های فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

- از عربی : پارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)،خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

- از روسی : استکان: این واژه در اصل همان "دوستگانی" پارسی است که در پارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ میلادی از راه زبان‌ ترکی وارد زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌های پارسی آن را وام‌واژه‌ای روسی می‌دانند.

سارافون: این واژه در اصل "سراپا" ی پارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعی جامهٔ ملی زنانهٔ روسی گفته می‌شود که بلند و بدون آستین است.

پیژامه: همان " پای‌جامه" پارسی است که اکنون در زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار می‌رود و آن‌ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.


واژه‌های فراوانی در زبان‌های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز پارسی است و بسیاری از پارسی زبانان آن را نمی‌دانند. از آن جمله‌اند:
- کیوسک که از کوشک پارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبان‌های اروپایی هست.

- شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته می‌شود.

- کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته می‌شود.

- کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانی karawanserei نوشته می‌شود.

- پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می‌شود.

- مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته می‌شود.

- شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می‌شود.

- بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم می‌دهد.

- لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

- خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می‌شود.

- کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می‌شود.

- ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.


برخی دیگر از نام‌های زنان در این کشور‌ها نیز پارسی است، مانند:

- Roxane که از واژهٔ پارسی رخشان به معنی درخشنده است و در پارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.

- Jasmine که از واژهٔ پارسی یاسمن و نام گلی است.

- Lila که از واژهٔ پارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.

- Ava که از واژهٔ پارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.

- واژه‌های پارسی موجود در زبان‌های عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.


آیا میدانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی‌کنندهٔ خود "ن" نفی را به جای "م" نهی به کار می‌برند از دیدگاه دستور زبان پارسی نادرست است؟

امروز ایرانیان هنگامی که می‌خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جای کاربرد م نهی) به نادرستی می‌گویند:
نکن! یا نگو! (یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می‌برند).
در پارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلاً باید گفت: مترس!، میازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها برای نفی کردن (یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفتهٔ او را باور نمی‌کنم، چند روزی است که رامین را ندیده‌ام. او در این باره چیزی نگفت.

آیا میدانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان پارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدهٔ آن وارد زبان ما شده است؟ به نمونه‌های زیر توجه کنید:

- هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملهٔ انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژهٔ مسخره آمیز را برای هر واژهٔ عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه پارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.

- چُسان فُسان: از واژهٔ روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

- زِ پرتی: واژهٔ روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

- شِر و وِر: از واژهٔ فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

- فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.

- اسکناس: از واژهٔ روسی Assignatsia که خود از واژهٔ فرانسوی Assignat به معنی برگهٔ دارای ضمانت گرفته شده است.

- فکسنی: از واژهٔ روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

- لگوری (دگوری هم می‌گویند): یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی به فاحشهٔ کم‌بها یا فاحشهٔ نظامی می‌گفتند: Lagerhure.

- نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

واقعیت های جهان چیست؟( به روایت تصویر و آمار)

اگر  دنیا را یک دهکده 100 نفره در نظر بگیریم تقسیم منابع و واقعیت های آماری آن چگونه است؟

یه گزارش عصر ایران مرور تصاویر زیر به خوبی می تواند دید بهتری نسبت به شرایط دنیایی که در آن زیست می کنیم به دست بدهد.

تصاویر زیر نشان می دهد تا چه میزان نابرابری و فاصله در میان جوامع بشری وجود دارد و رفع این نابرابری و تبعیض ها چه راه درازی  می طلبد.

البته بخش دیگری از واقعیات آمار جهان وضعیت طبیعی آن است و اطلاع از آنها صرفا می تواند دید شهروندان جامعه جهانی را نسبت به جهانی که در آن زیست می کنند باز تر کند.


30 درصد جمعیت جهان کودک و 70 درصد آن بزرگ سال است
 گروه سرگرمی ROZANEH
ملیت 61 درصد جمعیت جهان آسیایی، 12 درصد اروپایی، 13 درصد افریقایی ، 1 درصد اقیانوسیه و 13 درصد آمریکایی است
 
www.ROZANEHONLINE.com
نسبت جمعیت جهان 48 مرد در برابر 52 زن است
17 درصد مردم دنیا به زبان چینی، 9 درصد به انگلیسی،6 درصد اسپانیولی،6 درصد روسی،4 درصد عربی،8 درصد هندی و 50 درصد به دیگر زبان ها تکلم می کنند

روزنه آنلاین
86 درصد از مردم دنیا قادر به خواندن و نوشتن هستند و 14 درصد بی سواد اند
گروه سرگرمی روزنه
33 درصد مردم دنیا مسیحی، 19 درصد مسلمان،13 درصد هندو،6 درصد بودایی اند. 5 درصد به ارواح در طبیعت باور دارند و 24 درصد بی دین بوده و یا منکر خدا هستند گروه سرگرمی ROZANEH


76 درصد مردم دنیا به برق دسترسی دارند و 24 درصد بدون بر ق اند
www.ROZANEHONLINE.com

83 درصد مردم دنیا به آب پاک و سالم دسترسی دارند و 17 درصد دسترسی ندارند

گروه سرگرمی روزنه

50 درصد مردم دنیا به منابع غذایی کافی دسترسی ندارند، 30 درصد همیشه به منابع غذایی کافی دسترسی دارند که نیمی از این افراد دچار اضافه وزن اند ، 20 درصد دچار سوء تغذیه اند که از این تعداد از هر بیست نفر یک نفر در اثر  گرسنگی ناشی از بی غذایی می میرند
 گروه سرگرمی روزنه

74 درصد از مردم دنیا مالک 39 درصد از ثروت دنیا هستند و 20 درصد از مردم دنیا مالک 2 درصد ثروت دنیا هستند اما 6 درصد باقی مانده که همه آنها از آمریکا هستند مالک 59 درصد باقی مانده ثروت دنیا هستند گروه سرگرمی روزنه
68 درصد از مردم دنیا هوای پاک تنفس می کنند و 32 درصد هوای آلوده
گروه سرگرمی روزنه

48 درصد از مردن دنیا آزادی بیان، رسانه، افکار، مذهب ندارند و در معرض انواع آزار ، دستگیری و شکنجه و حتی مرگ هستند و 52 درصد دیگر شهروندان آزاد محسوب می شوند
www.ROZANEHONLINE.com

1 درصد از جمعیت جهان آلوده به ویروس اچ آی وی هستند و 99 درصد نیستند
 www.ROZANEHONLINE.com

در هر سال در جهان به ازای مرگ 1 نفر 2 نفر متولد می شود
 www.ROZANEHONLINE.com

30 درصد مردم دنیا سفید پوست و 70 درصد دیگر رنگین پوست اند
www.ROZANEHONLINE.com
 

چرا اکثر دزدان دریایی یک چشم هستند؟!

بسیار پیش می‌آید که سؤالاتی در ذهنمان شکل بگیرند، اما خود به دنبال یافتن پاسخش برنیاییم، اما دم دست‌ترین و سطحی‌ترین پاسخ را برای توجیهش قبول کنیم.

یکی از سؤالات رایج که هنگام دیدن کارتون‌ها و فیلم‌های با موضوع دزدهای دریایی در ذهن هر کودک یا بزرگسالی ممکن است شکل بگیرد، این است که چرا تعداد زیادی از دزدان دریایی چشم‌بند می‌زدند؟! چرا اصولا میزان استفاده از چشم‌بند در دزدان دریایی آنقدر زیادی بود که این پوشش، یک پوشش روتین در آنها بود؟!

پاسخ سطحی این بود که آنها چشم‌بند می‌زدند تا چشمی را که در طی جنگ و دعواها از دست داده بودند و از شکل افتاده بود یا تخلیه شده بود، در زیر پوششی پنهان کنند.

اما سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که چرا این دزدان دریایی این همه دچار آسیب چشم می‌شدند؟

باز هم پاسخ ظاهری این بود که ما در حال دیدن یک سری کارتون و فیلم تخیلی هستیم، و طبیعی است که در اینها ممکن است غلو صورت بگیرد و از چشم‌بند برای افزایش جذابیت به میزان زیاد استفاده کنند.

اما باید دانست که در داستان‌ها و افسانه‌ها، هر چیزی ریشه در واقعیتی دارد، ممکن است غلو، نوع خاصی برداشت از واقعیت یا تعبیرهای شاعرانه از واقعیت صورت بگیرد، اما با بررسی همین روایت‌ها می‌شود پی به واقعیت‌هایی برد.

به تازگی «چیم شیلی» که در زمینه مسائل دیداری دکترا دارد در بخشی از گفتگویش به وال استریت ژورنال، توجیهی برای این قضیه آورده است:

دزدان دریایی برای پوشاندن چشم‌های معیوب‌شان چشم‌بند نمی‌زدند، از آنجا که آنها مجبور بودند به دفعات زیاد بالا و زیر عرشه کشتی بروند و به سرعت هر دو گروه افراد بالا و زیر عرشه  را رهبری کنند، مجبور بودند، دید خوبی داشته باشند.

روی عرشه، صحنه در زیر درخشش نور آفتاب بسیار روشن بود و در زیر عرشه، تاریکی شدیدی حکمفرما بود. وقتی ما از محیط تاریکی وارد محیط روشن می‌شویم، چشم‌هایمان به سرعت با نور زیاد تطابق پیدا می‌کنند، اما وقتی عکس قضیه اتفاق می‌افتد، مدت زیادی طول می‌کشد تا چشم‌های ما به تاریکی عادت کنند.

در سلول های استوانه‌ای شبکیه، رنگدانه‌ای به نام رودوپسین وجود دارد. وقتی یک ملکول رودوپسین یک فوتون جذب می‌کند ، به ملکول اپسین و رتینال می‌شکند. این ملکول ها بعدا بطور طبیعی با هم ترکیب می‌شوند و بصورت رودوپسین در می آیند، این عمل ترکیب مجدد نسبتا کند است. بنابراین وقتی چشمان شما در برابر شرایط نور زیاد قرار می‌گیرند همه رودوپسین سلول‌ها شکسته می‌شود.
حال اگر چراغ را خاموش کنید و سعی کنید در تاریکی ببینید، نمی‌توانید. سلول‌های مخروطی به نور زیادی نیاز دارند بنابراین در شرایط خاموشی غیر قابل استفاده‌اند و هیچ رودوپسینی هم دراین حالت موجود نیست، پس سلول های استوانه‌ای نیز غیرفعالند، اما درعرض چند دقیقه رتینال و اوپسین مجددا ترکیب شده به صورت رودوپسین در می آیند و باز قادر به دیدن خواهید بود.

 

این چند دقیقه زمان لازم برای تطابق برای تاریکی برای دزدان دریایی گاهی در حکم مرگ و زندگی بود، اما بستن یک چشم باعث باعث می‌شد، آنها به مجرد زفتن به محیط تاریکی با برداشتن چشم‌بند بتوانند، خیلی زودتر در تاریکی ببینند.

چند سال پیش، لین مسئله به صورت عملی آزمایش شد و مشاهده شد که واقعا استفاده از چشم‌بند، زمان لازم برای تطابق چشم با تاریکی را بسیار کم می‌کند.

این مسئله توجیه منطقی‌ای برای این سؤال قدیمی ما است، اما مشکل اینجاست که هیچ سند تاریخی در این مورد وجود ندارد. شاید بقیه دریانوردان به اندازه دزدان دریایی نیاز به سرعت عمل نداشتند، شاید دریانوردان نظامی یا تجاری، سیستم‌های مدون دیگری برای رهبری کارکنان و فرماندهی داشتند و نیازی به استفاده از چیزی که چهره را زشت می‌کرد نداشتند و باز «شاید» دزدان دریایی فوت و فن کار خود را لو نمی‌دادند.

مضرات لامپهای کم مصرف

 لامپ های کم مصرف بيش از 20 سال است که در دنيا متداول شده اند و در اماکن مختلف مورد استفاده قرار می گيرند اما مصرف اين نوع از لامپ ها چه از نظر جيوه موجود در آنها و چه از نظر پرتوهای فرابنفش به کار رفته در آنها همواره با نگرانی هايی توام بوده است.لامپ های کم مصرف با نورهای شفاف و غير شفاف مورد استفاده وسيعی قرار گرفته است . اين لامپ ها چند سال قبل از ايران ، در ساير کشورهای جهان استفاده شده


و اکنون پس از سپری شدن سالها از مصرف اين لامپ ها ، تحقيقاتی در زمينه تاثير اين لامپ ها بر سلامت انسان صورت گرفته است.اين تحقيقات ، عوارض لامپ های کم مصرف - هم به دليل جيوه در آنها و هم به علت پرتوهای فرابنفش به کار رفته در آنها - را يادآوری می کند.
آنچه که با اطمينان می توان گفت اين است که متخصصان در مورد سمی بودن جيوه موجود در اين لامپ ها اتفاق نظر دارند اما سئوال هايی درباره ميزان جيوه اين لامپ ها و دست يافتن به اينکه چه ميزان و چه حجمی از اين جيوه در بروز سرطان موثر است مطرحند.
وزارت بهداشت بريتانيا هشدار داده است که در صورت شکستن لامپ های کم مصرف بلافاصله اتاق را حداقل به مدت 15 دقيقه بايد ترک کرد چرا که لامپ های کم مصرف محتوی جيوه هستند که شديدا سمی و خطرناک است و در صورت تنفس می تواند موجب بروز ميگرن، اختلال حواس ، عدم تعادل و عوارض ديگر شود.
همچنين در کسانی که آلرژی دارند می تواند موجب التهاب شديد پوستی شود و برای جمع کردن شکسته ها نيز نبايد از جاروی برقی استفاده کرد زيرا آنها آلودگی را در خود نگاه می دارد و به اتاق های ديگر هم منتقل می کند و به توصيه آنها می بايستی خرده ريزها را با جاروی معمولی در پاکتی ريخت و آن را هرچه زودتر از منزل خارج کرد.
پيش از اين نيز کارشناسان انجمن پوست انگليس نسبت به استفاده از لامپ های کم مصرف از نظر ميزان اشعه ماورای بنفشی که توسط اين لامپ ها پراکنده می شود و نقش آنها در بروز مشکلات و بيماری های پوستی هشدار داده بودند.
کارشناسان اين انجمن اعلام کردند که لامپ های کم مصرف موجب تسريع ابتلاء به بيماری های پوستی و از جمله سرطان پوست و همچنين سرگيجه و ميگرن در افراد مبتلا به صرع می شوند.
ساير عوارض روحی و روانی نورهای فلوروسنت شامل خستگی زودرس، افسردگی، ضعف و بيحالی ، از دست دادن تمرکز ، کاهش بازده کاری و افزايش تنش های روحی است.
در خصوص عوارض لامپ های کم مصرف چه عوارض ناشی از جيوه به کار رفته در اين لامپ ها و ارتباط بين جيوه و سرطان زا بودن اين لامپ و چه اشعه فرابنفش اين لامپ ها و ارتباطی که با سلامت دارند از متخصاصان مختلف از جمله متخصصان فيزيک پزشکی، متخصصان مهندسی پزشکی، محققين فعال در زمينه سرطان و متخصصين پوست سوال شد.
آنچه که متخصصان فيزيک پزشکی و مهندسی پزشکی به طور مشترک بيان می کنند اين است که بدون شک جيوه موجود در اين لامپ ها سمی و خطرناک است و استنشاق اين ماده سمی در دراز مدت بر سلامت فرد تاثير منفی دارد، با اين حال اينکه با قاطعيت بيان شود که آيا ميزان جيوه به کار رفته در اين لامپ های کم مصرف ايجاد سرطان می کند يا خير، نيازمند انجام تحقيقات علمی گسترده و پژوهش های متعددی است .
از نظر متخصصين مهندسی پزشکی و فيزيک پزشکی نحوه به کار رفتن جيوه در ساخت لامپ های کم مصرف توسط کارخانه های سازنده اين لامپ های در ارتباط آنها با سرطان زا بودن اين لامپ ها موثر است.
دکتر 'محمد باقر شيران' مدير گروه فيزيک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ايران در اين باره در گفت و گو با ايرنا گفت: اين واقعيتی است که جيوه موجود در لامپ های کم مصرف سمی و تنفس هوای آلوده به اين سم برای سلامت مضر است و در صورت شکسته شدن لامپ های کم مصرف در اتاق بايد آن فضا را برای مدتی ترک کرد.
وی با بيان اينکه اين آلودگی در خرده شيشه های لامپ های کم مصرف هم وجود دارد و بايد آنها را جداگانه دورريخت گفت: پاسخ به اينکه به طور دقيق تماس با جيوه موجود در اين لامپ ها چه عوارض و مشکلاتی به دنبال دارد به تحقيقات و بررسی های دقيق بيشتری نياز دارد.
دکتر 'بهرام بلوری' عضو انجمن فيزيک پزشکی ايران نيز در اين زمينه در گفت و گو با ايرنا گفت: خطرناک بودن جيوه موجود در لامپ های کم مصرف کاملا ثابت شده است و جای هيچ بحثی ندارد و استنشاق سم موجود در جيوه به کار رفته لامپ های کم مصرف عوارض و اختلالاتی را در سلامت انسان ايجاد می کند.
عضو هيات علمی دانشگاه علوم پزشکی ايران اضافه کرد: بنابراين رها کردن زباله اين لامپ همانند زباله های معمولی از نظر زيست محيطی می تواند خطرناک باشد.
برخی از متخصصان نيز بر اين عقيده اند که هر چند جيوه به کار رفته در لامپ های کم مصرف - چه نورهای زرد آن و چه نورهای سفيد - با تغييراتی که در گردش خون انسان ايجاد می کنند به بروز اختلالاتی در سلامت او می شوند اما اطمينان حاصل کردن از ميزان و شدت اين عوارض نيازمند تحقيقات و پژوهش های متعدد و مقايسه کردن نتايج آنهاست.
دکتر 'عبداله فضلعلی زاده' رييس انجمن سرطان ايران از جمله اين افراد است که در در گفت و گو با گزارشگر علمی ايرنا اظهار داشت :جيوه چون فلزی سمی است ممکن است باعث يک سری اختلالات خونی شود که اين اختلالات می تواند به صورت های مختلفی در فرد بروز کند اما ارتباط آن با سرطان اثبات شده نيست و بايد مورد بررسی قرار گيرد بنابراين تا آن موقع می توان به مردم گفت که 'مراقب باشيد'.
وی با بيان اينکه بيشتر کارهای علمی را آزمايش های زياد با حجم جامعه مورد تحقيق وسيع و مراکز تحقيقاتی متعدد تعيين می کند تا بتوان با مقايسه اين نتايج به يک نتيجه واحد قابل استناد دست يافت گفت: برای اثبات سرطان زا بودن جيوه موجود در لامپ های کم مصرف بايد تحققيات مختلف صورت گيرد و نتايج مقايسه شوند.
به گفته رييس انجمن سرطان ايران ، جيوه فلزی سمی همانند سرب است چنانچه سرب ناشی از سوخت ماشين ها زياد مورد تنفس قرار گيرد به بروز ناراحتی های ريوی می انجامد و حالت های ارتجاعی ريه را می گيرد با اين حال هنوز سرب به عنوان عامل ايجاد کننده سرطان به شمار نمی رود.
دکتر فضلعلی زاده يادآور شد: ارتباط بين سيگار و سرطان و يا ارتباط بين صنايع لاستيک سازی و صنايع رنگ سازی با سرطان امری ثابت شده است و کسانی که در مجاورت استنشاق اين صنايع هستند در طول عمر خود در معرض خطر ابتلا به سرطان قرار دارند اما جيوه و اينکه چه ميزان از آن در بروز سرطان موثر است هنوز معلوم نشده است.
مهندسی پزشکی گرايش بيومتريال يکی ديگر از رشته های مرتبط با بحث جيوه و بخار جيوه و تاثير آن در بروز سرطان است.با دو نفر از صاحب نظران و متخصصين اين رشته درباره ارتباط سرطان زا بودن لامپ های کم مصرف گفت و گويی صورت گرفت که هر دو با وجود لزوم اطلاع رسانی در اين زمينه خواستند که نامشان آورده نشود.
يکی از آنها به گزارشگر علمی ايرنا توضيح داد:خطرناک بودن جيوه از نظر جذب آن در خون به اين بستگی دارد که در محيط مورد استفاده به چه صورت در ديواره بچسبد. به اين صورت که جيوه اگر به صورت پوشش نچسبيده روی هر سيستمی باشد خطرناک نيست و در مورد لامپ های کم مصرف بايد ديد چگونه لايه های جيوه چسبانيده می شود که اگر لايه ها به صورت لايه های معلق و شناوری باشد قطعا خطرناک نيست.
وی افزود: اما اگر لايه های جيوه به صورت پودری باشد، در صورتی که بشکند، احتمال پخش شدن آن در هوا بسيار زياد است و استنشاق اين هوا به شدت ماده سمی جيوه را جذب خون می کند و بروز مشکلات ريوی و حتی بروز سرطان ريه را در پی خواهد داشت .
به گفته اين متخصص در مهندسی پزشکی ، استنشاق اين ماده سمی علاوه بر سرطان زا بودن باعث کندی ذهن هم می شود.
جيوه های بزرگ و مايع به علت اينکه اتم هايشان به يکديگر چسبيده اند خود را می ربايند و بدون چسبندگی به محيط گرد می شوند.
به گفته کارشناسان مهندسی پزشکی اين نوع جيوه حتی اگر خورده شود بدون چسبندگی و يا جذب به خون و بدن از روده رد می شود اما اگر جيوه به صورت پودری و گرد باشد ديگر نمی توان به راحتی تاثير منفی آن را بر سلامت رد کرد.
يک کارشناس و متخصص در رشته مهندسی پزشکی دراين خصوص در گفت و گو با ايرنا گفت: جيوه و بخارهای اشی از آن برای سلامت انسان مضر است اما اينکه جيوه موجود در لامپ های کم مصرف تا چه حد در بروز اين مشکلات نقش دارد اين نيازمند آن است که نحوه به کار رفتن اين ماده در اين لامپ های از جانب کارخانه های سازنده آنها مورد بررسی قرار گيرد.
يک عضو ديگر انجمن علمی مهندسی پزشکی اضافه کرد: بايد اطلاعات دقيقی از مواد و ترکيبات مورد استفاده در لامپ های کم مصرف از جانب کارخانه های سازنده آنها اعلام شود. مشخص کردن نحوه به کارگيری جيوه توسط کارخانه های سازنده لامپ های کم مصرف کار چندان سختی نيست و به راحتی می توان آن را بررسی و مشخص کرد.
جيوه و موارد استفاده آن در کشورهای مختلف دنيا
..............................................................
بيشترين کاربرد جيوه در ساخت مواد شيميايی صنعتی و کاربردهای برقی و الکترونيکی و همچنين در پزشکی است. علاوه بر اين‌ از جيوه در دماسنجها به ويژه برای حرارتهای بالا مورد استفاده قرار می‌گيرد.
'امين اله گلرو' کارشناس ارشد مهندسی پزشکی در اين باره به گزارشگر علمی ايرنا گفت: از جيوه علاوه بر دماسنج ها، در فشارسنج ها، پمپ های انتشار و بسياری وسايل آزمايشگاهی ديگراستفاده می‌شود. در دندانپزشکی جيوه در آمالگامها (ماده پرکردن دندان) و داروهای دندان کاربرد دارد.
وی افزود: جيوه، بخار جيوه و تمام نمک های محلول جيوه به شدت سمی هستند. سفيده تخم مرغ و شير را می توان به عنوان پادزهر به کار برد زيرا آلبومين های تخم مرغ و شير با جيوه آلبومينات جيوه می دهند که غير محلول است.
گلرو يادآور شد: در سال 2008 در نشست سازمان ملل متحد در نايروبی، وزيران محيط‌ زيست 140 کشور جهان به توافق رسيدند که استفاده از جيوه را ممنوع سازند و تلاش برای حذف جيوه از مصارف عمومی شروع شد، اما متاسفانه هنوز در کشور ما اين مساله اجرايی نشده است.
کشورهايی همچون سوئد و نروژ استفاده از جيوه را به طور کلی ممنوع کرده اند اما در ساير کشورها اين ماده مورد استفاده قرار می گيرد.
* عوارض لامپ های کم مصرف بر پوست و چشم
.............................................................
نگرانی های لامپ های کم مصرف به همين ختم نشده است . پيش از اين نيز برخی محققان اعلام کرده بودند که اشعه فرابنفش که مقداری از آن در لامپ های کم مصرف وجود داردبه بروز مشکلات و بيماری های چشمی و پوستی می انجامد.
اشعه فرابنش نور خورشيد با انواع مختلف 'يو.وی آ'، 'يو.وی بی' و 'يو.وی سی' برای پوست مضر هستند. دو اشعه نوع آ و بی اشعه هايی هستند که از نور خورشيد به زمين می رسند و به بروز مشکلاتی در پوست منجز می شود. تحقيقات نشان می دهد که مقدار اندکی از اين اشعه فرابنفش در نور لامپ های کم مصرف هم وجود دارد.
دکتر 'محمد گلشنی' دبير انجمن متخصصين پوست ايران در اين زمينه می گويد هر چند مقدار اين اشعه در لامپ های با نور سفيد (لامپ های مهتابی و کم مصرف) کم است اما چنانچه فرد بری مدت طولانی در معرض آنها باشد در درازمدت می تواند باعث کدری، تيرگی و ايجاد لک در پوست شود.
به گفته وی افراد بهتر است برای کاهش اين مشکل از نورهای زرد و لامپ های آفتابی در منزل استفاده کنند. همچنين لامپ های با نور سفيد بايد در فاصله ای بيشتر از دو متر بر فرد تابيده شوند.
اين متخصص پوست در پاسخ به اينکه ترکيب کردن و در کنار هم قرار دادن نورهای سفيد و زرد می تواند مشکلات و عوارض نور های مهتابی را کمتر کند گفت: بهترين نور ، نور لامپ های آفتابی يا همان نورهای زرد هستند و اين ترکيب نمی تواند عوارض نورهای سفيد را خنثی کند.
با توجه به اينکه طيف نوری لامپ های کم مصرف مقداری متفاوت از لامپ های معمولی است توصيه می شودافرادی که دارای پوست های حساسی هستند و دچار حساسيت پوستی هستند برای مدت های طولانی در معرض اين نوع نورها قرار نگيرند.
ميزان اشعه فرابنفش موجود در نورهای سفيد در مقايسه با نور خورشيد بسيار کمتر است و تنها در صورت مواجه شدن فردبه مدت زمان طولانی و در دراز مدت ممکن است منجر به بروز مشکلاتی در پوست فرد شود.
کارشناسان انجمن پوست انگليس توصيه می کنند، بهتر است نور اين لامپ ها با استفاده از محفظه های مشبک محصور شود تا پرتوهای مستقيم نور هنگام تابش شکسته و در محيط پخش شود و آنهايی که روزانه بيش از چهار ساعت در معرض اين نورها قرار می گيرند بايد از کرم ضد افتاب برای محافظت پوست صورت خود استفاده کنند.
نور لامپ های کم مصرف علاوه بر اينکه بر روی پوست عوارض بر جای می گذارد برای بينايی نيز مضر هستند و به آسيب رساندن به عدسی چشم و قدرت بينايی فرد منجر می شود.
نتايج تحقيقات اين دانشمندان نشان داده است که کسانيکه روزانه بيش از 8 ساعت در معرض نور لامپ های فلوروسنت قرار گرفته اند پنج برابر بيشتر از ساير افراد دچار آب مرواريد می شوند.
دکتر 'پرويز زرين بخش' رييس مرکز تحقيقات اپتيک و لنز ايران در اين خصوص در گفت و گو با ايرنا گفت: به طور کلی استفاده از نورهای سفيد و لامپ های کم مصرف در فاصله نزديک به علت اينکه حاوی مقداری اشعه فرابنفش است به عدسی چشم آسيب می رساند و برای کاهش اين آسيب ها بايد فاصله خود را با اين نورها رعايت کرد.
وی افزود: به منظور محافظت از چشم ها در برابر اشعه مضر نورهای سفيد و لامپ های کم مصرف بايد فاصله حدود سه متر رعايت شود و فرد مستقيما در زير آنها قرار نگيرد به همين علت افرادی که از چراغ مطالعه استفاده می کنند ، بايد دقت کنند که نور چراغ از نوع سفيد نباشد.
آوردن اين نکات که همگی بيانگر نگرانی ها و ابهامات پيرامون استفاده از لامپ های کم مصرف است بيانگر استفاده نکردن از اين لامپ ها نيست بلکه بيانگر اين موضوع است که زمانی که استفاده از يک ابزار عموميت دارد و در عين حال نگرانی های از نظر تاثير بر سلامت پيرامون آن وجود دارد بايد بررسی و تحقيق و اطلاع رسانی بيشتری هم در آن خصوص صورت گيرد و يا اينکه راهکارهايی بيان شود تا از عوارض هر چند احتمالی کاسته شود.
استفاده از لامپ های کم مصرف به دليل صرفه های اقتصادی که دارند در همه جای دنيا به طور وسيعی مورد استفاده قرار می گيرند، اما اين در حالی است که بنا بر اذعان متخصصان امر سلامت ،نور اين لامپ ها می تواند عوارضی برای افراد داشته باشد.
امروزه اين لامپ ها بخاطر کم مصرف بودن آن در بين مردم طرفداران زيادی دارد ودر سطح وسيعی از ادارات ، کارخانه ها و منازل استفاده می شوندو ار اين رو بايد در باره مضرات و خطرات ناشی از اين نور اطلاع رسانی کافی انجام شود.
يادآوری اين عوارض و مشکلات هر چند هم اندک باشد ضروری است تا راهکارهای لازم برای کاهش آن عوارض ارايه داده شود. در عين حال بايد به خاطر داشت که بسياری از عوارض خود را در دراز مدت نشان می دهند و به صرف اينکه هم اکنون عارضه ای به چشم نمی آيد از آسيب هايی که ممکن است در دراز مدت خود را نشان دهد ،نبايد غافل شد.
استفاده از لامپ های کم مصرف بدون شک از نظر مصرف کمتر انرژی مطلوب هستند اما متخصصان پوست به اين نتيجه رسيده اند که بهتر است در محل هايی که افراد مرتبا در آنها حضور دارند از اين لامپ ها استفاده نشود و در عوض در مکانهای عبور و مرور و راهروها و پارکينگها و اتاقهای انتظار و نظاير آن می توان از اين گونه لامپها استفاده کرد تا هم در مصرف انرژی صرفه جويی شده باشد و هم اينکه به سلامت مردم آسيبی رسيده نشود.

چگونه از خطرات لامپ کم مصرف در امان بمانیم؟

lamp001
آیا می‌توان در هر مکانی از لامپ کم مصرف استفاده کرد؟ آیا رعایت فاصله از آنها ضروری است و مدت زمان استفاده از آنها اهمیت دارد؟ اگر لامپ کم مصرف شکست یا زمانی که طول عمر آن به پایان رسید چه باید کرد؟

لامپ کم مصرف از طول عمر بیشتری نسبت به لامپ‌معمولی برخوردار است و انرژی کمتری نیز مصرف می‌کند. همین ویژگی‌ها است که باعث شده بسیاری به مصرف این نوع لامپ‌ها روی بیاورند. اما لامپ کم مصرف خطراتی نیز در بر دارد.

مهم‌ترین عامل خطرآفرین در این لامپ‌ها جیوه‌ درون آنها است. جیوه از عناصر ضروری موجود در لامپ کم مصرف است. لامپ کم‌مصرف در صورت استاندارد بودن حدود دو و نیم میلی‌لیتر جیوه در درون خود دارد.

جیوه ماده‌ای سمی است و انتشار آن در محیط می‌تواند اثرات نامطلوبی بر روی مغز یا جنین بگذارد. وجود جیوه همچنین می‌‌تواند به عقیم‌شدن، سردرد و کاهش حافظه‌ انسان بیانجامد.

نبود یا کمبود آگاهی در مورد خطرات ناشی از جیوه‌ موجود در لامپ کم‌مصرف می‌تواند آن را به عاملی بر ضد محیط زیست و انسان تبدیل کند.

نکاتی که باید رعایت کرد

با این حال تنها با رعایت چند نکته‌ ساده می‌توان از این خطرات مصون ماند. نخستین نکته‌ با اهمیت مکانی است که از این لامپ‌ها در آن استفاده می‌شود.

دکتر مهران افخمی، کارشناس آلودگی‌های آب، زباله و مواد جامد، در گفت‌وگو با دویچه‌وله در مورد راهکارهای کاهش خطرات لامپ کم مصرف می‌گوید: «یکی از این راهکارها این است که در مکان‌هایی که افراد به صورت طولانی‌مدت در آنجا هستند، مثل اتاق‌های کار یا نشیمن، از این لامپ‌ها استفاده نشود. بیشتر سعی شود در جاهایی که فرد از آنجا برای چند دقیقه عبور می‌کند، مانند راهروها، پارکینگ‌ها و دستشویی‌ها از آنها استفاده شود».

افخمی توصیه می‌کند: «راه دیگر، استفاده از این لامپ‌ها به صورت مخلوط است. این‌لامپ‌‌ها دونوع هستند، مهتابی و آفتابی که دو رنگ مختلف دارند. بهتر است که آنها را در کنار یکدیگر و در کنار لامپ‌‌های معمولی استفاده کرد. یعنی مخلوطی از لامپ‌های کممصرف و معمولی در کنار هم تا ضعف یکدیگر را پوشش بدهند یا اگر واقعا باید فقط از لامپ‌های کممصرف استفاده کرد، از نوع نور سفید و قرمز یا اصطلاحا آفتابی و مهتابی همراه با یکدیگر استفاده کنند و فقط از یک نوع استفاده نشود».

تحقیقات نیز نشان می‌دهد که استفاده‌ همزمان از لامپ‌های کم‌مصرف فلورسنتی فشرده با لامپ‌های آفتابی از اثرات نامطلوب این لامپ‌ها می‌کاهد. آزمایش‌ها همچنین نشانگر آن است که لامپ‌های کم‌مصرف رنگی اثرات زیا‌ن‌بخش کمتری نسبت به لامپ‌های کم‌مصرف با نور سفید دارند.

رعایت فاصله از لامپ کم مصرف نیز در حفظ سلامت انسان تأثیر ‌می‌‌گذارد. لامپ‌های کم‌مصرف از ویژگی تغییر فرکانس (شدت و ضعف نور) برخوردار هستند که می‌تواند به چشم آسیب برساند و به بیماری‌هایی مانند آب مروارید منجر شود.

دکتر افخمی می‌گوید، کمترین فاصله از این لامپ‌ها باید «بین ۵۰ تا ۶۰ سانتی‌متر» باشد: «نباید از لامپ‌های کم‌مصرف برای چراغ‌های مطالعه استفاده شود و بهترین کار این است که ما کم‌کم به این سمت برویم که از لامپ‌های LED که خاصیت کم‌مصرفی‌شان را دارند ولی فاقد جیوه هستند، به جای لامپ‌های کم‌مصرف استفاده کنیم».

لامپ کم‌مصرف (CFL) از خود اشعه‌ فرابنفش یا UV منتشر می‌کند و بنابراین مدتی که انسان در معرض تابش نور این نوع لامپ‌ها قرار دارد نیز در کاهش یا تشدید تأثیرات آن اهمیت دارد.

دکتر مهران افخمی، کارشناس آلودگی‌های آب، زباله و مواد جامد، در این باره می‌گوید: «اگر شخصی بیش از چهار ساعت از شبانه روز در معرض این لامپ‌ها است، بهتر است از کرم‌های ضدآفتاب برای قسمت‌هایی از پوست که در معرض نور این لامپ‌ها هستند، استفاده کند و این لامپ‌ها را حتی‌الامکان در محفظه‌های مشبک قرار بدهد تا نور مستقیم بشکند و به صورت شکسته‌شده در محیط پخش شود و فرد مستقیما در معرض نور قرار نگیرد».

درجه‌ حرارت محیط نیز حائز اهمیت است. افخمی می‌افزاید: «اگر درجه حرارت هوای محیط بیش از ۴۸ درجه یا کمتر از صفر درجه‌ سانتی‌گراد باشد، بهتر است از این لامپ‌ها استفاده نشود. چون خارج از این محدوده‌ حرارتی تأثیرات این لامپ‌ها بسیار بیشتر خواهد شد».

دکتر افخمی همچنین توصیه‌ می‌کند که از لامپ‌های کم‌مصرف در محیط‌هایی استفاده شود که هوا در آن جریان دارد. همچنین در محیط‌هایی که دارای رطوبت بالا هستند، مانند گلفروشی‌ها، حمام و سونا، به هیچ عنوان نباید از این لامپ‌ها استفاده کرد.

توجه به طول عمر لامپ‌های کم‌مصرف نیز بسیار اهمیت دارد. عمر مفید این لامپ‌ها از ۵ تا ۱۰ هزار ساعت متغیر است و مصرف‌کننده‌ باید بعد از انقضای تاریخ مصرف، آنها را به مراکز خاصی تحویل دهد.

لامپ کم‌مصرف به علت جیوه‌ موجود در آن «زباله‌ خاص» به حساب می‌‌آید و ادغام آن با زباله‌ معمولی این امکان را به وجود می‌‌آورد که جیوه با شیرابه‌‌ زباله مخلوط شده و از طریق منابع آبی و خاکی و چرخه‌ حیات و سپس از طریق موجودات زنده‌ دیگر یا به طور مستقیم وارد بدن انسان شود.

اگر لامپ کم‌مصرف شکست

شکستن این لامپ‌ها هم می‌تواند به خطرات جدی منجر شود. گروه تحقیقاتی «فناوری سبز» یا «گرین تک» در ایران می‌گوید، اگر لامپ فلورسنت بر روی خاک شکست تا چند سال هیچ نوع گیاه و درختی در آن منطقه رشد نخواهد کرد.

دکتر افخمی نیز نسبت به خطرات شکستن لامپ کم مصرف هشدار می‌دهد: «لامپ کم مصرف شکست، لازم است چند مسئله رعایت شود، ابتدا محیط را باید ۱۵ دقیقه ترک کرد تا بخارات پخش شده در محیط ته نشین شده و وارد سیستم تنفسی نشود».

او در ادامه می‌گوید: «پنجره‌ها را باید باز کرد تا هوا جریان یابد و مقداری از بخارات جیوه خارج شود و در نهایت این که به هیچ عنوان از جارو برقی برای جمع کردن ذرات ریخته ‌شده لامپ استفاده نشود. چون خود جارو برقی سبب پخش بیشتر ذرات جیوه در محیط می‌شود و مشکلات آن را خیلی بیشتر می‌کند».

بزرگ‌ترین خطری که شکستن لامپ کم‌مصرف می‌تواند به وجود بیاورد بریدگی‌‌های ناشی از تماس با لبه‌های تیز شیشه یا حباب لامپ در انسان است. خرده‌شیشه‌ها را باید به روش صحیح جمع‌کرد و در کیسه‌ای قرار داد. محدوده‌ مورد نظر را نیز باید با دستمال مرطوب تمیز کرد و در این کیسه ‌جای داد.

اگر چاره‌ای جز استفاده از جارو برقی وجود ندارد باید بعد از اتمام کار کیسه‌‌ جارو برقی را تخلیه و داخل محفظه را با دستمال مرطوب تمیز کرد.

علایم مسمومیت با مونواکسیدکربن را بدانید

یکی از مواردی که می تواند به مسمومیت تنفسی منجر شود گاز مونو اکسید کربن (co) است. گاز مونو اکسید کربن بی رنگ و بی بو است و بر اثر احتراق ناقص مواد سوختی تولید می شود. مکش نامناسب یا عدم مکش لوله های بخاری گازی یا نفتی، سوختن ناقص نفت بخاری، بد کار کردن شومینه گازی یا سوختن ناقص شومینه هایی که سوخت آنها چوب است، سوختن ناقص ذغال (در منقل هایی که برای کرسی استفاده می شود)، بد کار کردن اجاق خوراک پزی، سوختن ناقص یا نامناسب آبگرمکن، ژنراتورهای خانگی و در جا کار کردن خودرو در پارکینگ دربسته، از دلایل عمده مسمومیت با گاز مونواکسید کربن است.

پیشگیری از مسمومیت با گاز مونواکسیدکربن امری ضروری است که در این راستا استفاده از از وسایل گرمایشی استاندارد، اطمینان از مکش کامل و مناسب لوله های بخاری ها، بازبینی صحت کار وسایل گرمایشی و باز بودن مسیر دودکش توصیه می شود. استفاده از بخاری، آب گرمکن و اجاق گازهای غیر استاندارد منجربه مسمومیت با مونواکسیدکربن می شود. عدم استفاده از وسایل گازسوز و گرمایشی بدون دودکش، کنترل دودکش وسایل گرمایشی قبل از استفاده،  اطمینان حاصل کردن از باز بودن مسیر دودکش، استفاده از دودکش  بخاری کوتاه تر و مستقیم از دیگر موارد پیشگیری از مسمومیت با مونواکسید کربن است. همچنین محل اتصالات دودکش باید محکم باشد تا دودکش از جای خود بیرون نیاید. دودکش های  بالای پشت بام باید دارای کلاهک مخصوص باشند و حداقل 75 سانتی متر از سطح پشت بام بالاتر باشند.

همچنین در فصل زمستان همه روزنه های جریان هوا در منزل یا محیط کار را نباید مسدود کرد و در صورت امکان از یک شناساگر گاز منو اکسید کربن در منزل استفاده کرد. عدم نصب آبگرمکن در حمام، عدم سوزاندن چوب یا ذغال درون خانه، چادر و محیط سربسته نیز در پیشگیری از مسمومیت با مونواکسید کربن موثر خواهد بود.

از نشانه های مسمومیت با گاز مونواکسید کربن می توان به سردرد، سرگیجه، استفراغ، کاهش سطح هوشیاری و نهایتا اغما و مرگ اشاره کرد.

اولین و مهمترین اقدام برای نجات فردی که دچار مسمومیت با مونوکسید کربن و سایر انواع گازگرفتگی شده، رساندن اکسیژن (هوای تازه) به او است؛ به همین دلیل به محض مشاهده فردی که دچار گازگرفتگی شده، باید پنجره ها را باز کنید تا هوای تازه سریعا وارد اتاق شود و در صورت امکان، فرد گازگرفته را به پنجره نزدیک کنید. منبع نشت گاز را شناسایی و قطع کنید و سریعا با اورژانس115 تماس بگیرید.

بلافاصله دستمال مرطوبی جلوی دهان و بینی تان بگیرید تا دچار گازگرفتگی نشوید، منبع نشت گاز را شناسایی و قطع کنید. تا رسیدن اورژانس هیچ خوراکی یا نوشیدنی ای به فرد گاز گرفته ندهید؛ چون به دلیل حالت تهوع احتمال خفگی بیشتر می شود، به زنان باردار، کودکان و سالمندان زودتر از بقیه آسیب دیده ها کمک کنید.

بیست مطلب که درباره ی جاذبه نمی دانید

بیست مطلب که درباره ی جاذبه نمی دانید


دلیل فرود سیبی که بر سر نیوتون خورد و موضوع اصلی کار علمی انیشتن، جاذبه، ضعیف تر از آن چیزی است که شما فکرش را هم بکنید و بسیار عجیب تر از آنکه حتی تصور کنید:

1. Obi-Wan Kenobi از فیلم جنگ ستارگان می گوید، نیرو "ما را احاطه نموده و به ما نفوذ می کند؛ این نیروست که کهکشان را کنارهم نگه داشته." احتمالش هست که وی درباره ی جاذبه صحبت می کرده است. ویژگی های جاذبه به معنای واقعی کلمه این کهکشان را در کنار هم نگه داشته اند، اما همچنین در ما نفوذ کرده و به شکل فیزیکی در ما گسترش یافته و ما را چسبیده به زمین نگه می دارند.
2. برخلاف نیرو که دارای تظاهرات منفی و مثبت می باشد، جاذبه دوگانگی ندارد؛ همواره اجسام را جذب نموده و هیچ-چیز را دفع نمی کند.
3. ناسا در تلاش برای توسعه‌ی پرتوهای تراکتور است که بتوانند به اجسام فیزیکی را جابجا نمایند، و نیروی جاذبه ای ایجاد نمایند که جاذبه ی زمین را مغلوب کند.
4. مسافران سوار بر ترن در پارک های سرگرمی و ایستگاه بین المللی فضایی بی وزنی را تجربه می نمایند – که به غلط با عنوان جاذبه ی صفر شناخته می شود – زیرا آنها هم با سرعت وسایل نقلیه سقوط می نمایند.
5. کسی که وزنش برابر با 150 پوند در زمین است – اگر امکان داشت انسان روی سیاره ی مشتری بایستد- در غول گازی وزنی برابر با 350 پوند می‌داشت. حجم های بزرگتر دارای جاذبه ی بیشتر هستند.

بیست مطلب که درباره ی جاذبه نمی دانید
6. جهت غلبه بر جاذبه ی کششی زمین، یک شی‌ء باید با سرعت 7 مایل بر ثانیه معادل با سرعت گریز سیاره ی ما سفر کند.
7. تاکنون جاذبه ضعیف ترین نیرو از بین چهار نیروی اصلی است. سه نیروی دیگر عبارت از الکترومغناطیس، نیروی هسته ای ضعیف که بر واپاشی اتم ها نظارت دارد و نیروی هسته ای قوی که هسته ی اتم ها را در کنار هم نگه می دارد.
8. یک آهنربا با اندازه ی یک سکه ی ده سنتی دارای نیروی الکترومغناطیس کافی جهت غلبه بر کل نیروی جاذبه ی زمین و چسبیدن به یخچال می باشد.
9. سیب بر سر ایزاک نیوتون اصابت نکرد، اما وی را وادار به تفکر در این باره نمود که اگر نیرو باعث افتادن سیب ها می شود، حتما بر حرکت ماه به دور زمین هم مؤثر است.
10. سیبی که نیوتون شاهد افتادنش بود منجر به نوشتن اولین قانون عکس مجذور در علوم گردید، F=G*(mM)/r2. این بدین معناست که بر جسمی که دو برابر دورتر باشد، نیروی کشش جاذبه یک چهارم می‌شود.
11. قانون عکس مجذور جاذبه همچنین بدین معناست که دستیابی به جاذبه ی گرانشی از نظر فنی نامحدود است. وای!
12. تعریف دیگر جاذبه – به معنای یک چیز سنگین یا جدی- در ابتدا از کلمه ی لاتین “Gravis” به معنای سنگین گرفته شد.
13. نیروی جاذبه همه چیز را با نسبت یکسان شتاب می دهد، صرف نظر از وزنشان. اگر توپ هایی با سایز یکسان اما وزن های متفاوت از بالای پشت بام پرتاب کنید، همه در یک زمان به زمین خواهند رسید. اینرسی بزرگتر جسم سنگین تر، هرگونه سرعتی که ممکن است نسبت به شی‌ء سبک تر داشته باشد را خنثی می نماید.
14. نظریه ی نسبیت اینشتین اولین نظریه ای است که جاذبه را به عنوان اعوجاج فضا زمان معرفی می کند، بافتی که به شکل فیزیکی دور تا دور جهان را در برگرفته.
15. هرچیزی که دارای جرم باشد، فضا زمان احاطه کننده ی خود را دچار اعوجاج می نماید. در سال 2011، ازمایش کاوشگر B جاذبه ی ناسا نشان داد که درست همانطور که اینشتین پیش بینی نموده، زمین مانند یک توپ چوبی در حال چرخش در ملاس، بر کیهان اطراف خود بالا و پایین می‌رود.
16. هنگامی که یک شی‌ء عظیم زمان فضای اطراف خود را دچار اعوجاج می سازد، گاهی نوری را که از درون این فضا می گذرد را منحرف می‌سازد، همانطور که لنزهای شیشه ای اینکار را می کنند. همگرایی گرانشی می تواند به شکل مؤثری یک کهکشان دور را بزرگنمایی نماید یا نظم نور آن را به شکلهایی عجیب خراب کند.
17. مساله ی سه جسم، که تعیین کننده‌ی تمام الگوهایی است که سه شی‌ء در حال چرخش حول یکدیگر می توانند داشته باشند در صورتی که تنها تحت تاثیر جاذبه باشند، بیش از 300 سال است که فیزیکدانان را به خود مشغول کرده است. تاکنون تنها 16 نوع راه حل شناسایی شده اند- که 13 تا از این راه حل ها همین ماه مارس کشف شدند.
18. اگر چه که سه نیروی عمده ی دیگر، با مکانیک کوانتوم خوب تا می کنند – علم اجزام بسیار ریز - جاذبه به شدت با آن ناسازگار است. اگر سعی کنیم جاذبه را هم به معادلات کوانتوم وارد کنیم معادلات از حالت تعادل خارج می-شوند. چگونگی تطبیق این دو تعریف بسیار دقیق اما متضاد از جهان، یکی از بزرگترین سوالات علم فیزیک است.
19. طبق نظر Amber Stuver، فیزیکدان رصدخانه ی موج گرانشی تداخل لیزری شهر لوییزیانا (LIGO) ، جهت درک بهتر نیروی جاذبه، دانشمندان به دنبال موج های گرانشی هستند، امواجی در فضا زمان که ناشی از چیزهایی مانند سیاه چاله های مصادم و ستاره های در حال انفجار می باشد.
20. زمانیکه محققان LIGO با موفقیت موج های گرانشی را شناسایی نمایند، قادر خواهند بود از آنها جهت مشاهده ی کیهان به شکلی که قبلا هرگز ندیده اند استفاده نمایند. Stuver می گوید: " هربار که ما به دیدی نوین به جهان نگاه کردیم، درک ما را از آن دچار تغییر نمود."

رنگ و رنگرزی

رنگینه‌ها، فقط رنگ‌های زیبا نیستند. جستجوی مستمر در باره‌ی شیمیِ نهفته در رنگ، نتیجه‌ی مهمی داشته است: صنایع شیمیایی جدید از همین جستجو زاده شدند. رنگینه‌ها و رنگ دانه‌ها دنیای پیرامون ما را رنگین ساخته‌اند. طیف رنگ‌ها، از لباس‌ها تا اثاثیه و لوازم منزل، از گیاهان تا رنگ‌ها، از پلاستیک تا کاغذ، نتیجه‌ی رنگینه‌ها و رنگ‌ دانه‌هاست. رنگینه و رنگ‌دانه یکی نیستند. پانک‌ها می‌توانند موی خود را رنگین کنند. اما رنگ‌های روی تخته‌ی شستی یک نقاش هنرمند، رنگ‌دانه هستند. تفاوت در این است که مولکول‌های رنگینه با مولکول‌هایی که به آن‌ها می‌چسبند اتصالی تشکیل می‌دهند. این اتصال می‌تواند یک پیوند فیزیکی نظیر پیوند هیدروژنی، یا پیوند شیمیایی نزدیک‌تری باشد. رنگ دانه‌ها، سطح ماده‌ی زیرین را می‌پوشانند و پوششی از ذرات بر روی آن پدید می‌آورند که، برای مثال، از نمودار شدن پارچه‌ی کتانی در تابلو لبخند مونالیزا جلوگیری می‌کنند. یک تمایز عمده‌ی دیگر بین رنگینه و رنگ دانه موجود است. اغلب رنگ‌ها ترکیب‌های آلی هستند. اما رنگ دانه‌ها معمولاً از ترکیب‌های معدنی به دست می‌آیند.
هزاران سال است که بشر از رنگینه و رنگ دانه‌ها استفاده می‌کند. اسلاف غارنشین ما، پیکر خویش، و هم‌چنین دیوار خانه‌های خود را با رنگینه‌ها و رنگ دانه‌ها می‌آراستند. نخستین رنگ دانه‌ای که بشر با آن آشنا شده، احتمالاً، خون بوده است. وسمه (یا نیل) از رنگینه‌های آبی باستانی است که همراه با اغلب مواد رنگین قدیمی، از میوه‌ها و عصاره‌ی گیاهان به دست می‌آمدند.
تکوین نخستین تولید انبوه رنگینه‌های صنعتی تا سده‌ی نوزدهم میلادی تحقق نیافت. تا آن زمان، تنها رنگینه‌های در دسترس، رنگینه‌هایی بودند که منشأ طبیعی داشتند و از مواد گیاهی و حیوانی استخراج و تصفیه می‌شدند. نمونه‌ی جالب این رنگینه‌ها، آلیزارین، رنگینه‌ی قرمز مایل به بنفش است که با تخمیر ریشه‌ی گیاه روناس استخراج می‌شد. این رنگینه‌های گیاهی، نسبتاً کارایی ندارند. برخی از آن‌ها به سرعت رنگ خود را از دست می‌دهند و رنگ‌ها نیز اغلب ضعیف هستند. برای به وجود آوردن جاذبه‌ی بیش‌تری بین رنگینه و پارچه، لازم است از یک دندانه استفاده شود. دندانه ماده‌ای است اغلب به صورت ترکیبی از یک فلز نظیر کروم، که با رسوب دادن فرم انحلال‌ناپذیری از یک رنگینه بر روی الیاف پارچه، آن را تثبیت می‌کند.
طبیعت، رنگ‌های بسیار متنوعی دارد. دستاورد صنعت رنگ، فقط نسخه‌برداری از رنگ‌های طبیعی به صورت مصنوعی نبوده است، بلکه هم‌چنین رنگ‌هایی آفریده شدند که هیچ‌گاه در طبیعت مشاهده نشده بودند.
نخستین کسی که در قلمرو رنگینه‌های سنتزی گام نهاد، دانشجوی هجده ساله‌ی شیمی، ویلیام پرکین بود که در سال 1856 میلادی به صورت تصادفی موفق به این کشف بزرگ شد. پرکین، در آزمایشگاه شخصی خود در لندن، در پی سنتز دارویی به نام کینین بود. اما به جای کینین، روشی برای سنتز ترکیبی به رنگی درخشان که آن را ارغوانی روشن خواند، کشف کرد. کشف این رنگ ارغوانی روشن، که رنگی موجی و بادوام داشت، آغاز صنعتی شدن شیمی شد. صنایع بی‌شمار و عظیم شیمیایی که امروزه می‌بینیم از همین کشف ریشه گرفته‌اند.
پرکین، آدم بسیار خوش شانسی بود، نه فقط به این دلیل که به کشف رنگ ارغوانی روشن نایل گشت، بلکه به خاطر مورد پسند بودن این رنگ در آن روزگار نیز بخت با او یار بود. رنگینه‌ی او عملاً به اندازه‌ی هم‌وزنش از پلاتین (طلای سفید) ارزش داشت. پرکین بسیار موفق شد. در سال‌های بعد، چندین کارخانه برای تولید رنگ ارغوانی و سایر رنگینه‌ها در اطراف لندن برپا ساخت و به سرعت ثروتمند شد. پرکین در سن سی و شش سالگی به دریافت لقب سِر (Sir) نایل شد.
رنگینه‌های مصنوعی، خواص ارزشمند پزشکی بسباری نیز بروز دادند. پژوهشگران داروسازی استدلال می‌کردند که اگر رنگینه‌ای باکتری‌ها را بیش از سلول‌های پیرامون آن‌ها رنگ کند، در آن صورت می‌توان آن رنگینه را به عنوان «گلوله‌ای جادویی» برای رساندن زهر به باکتری و مسموم ساختن آن به کار گرفت. پاول ارلیش، در سال 1907، رنگینه‌ای پیدا کرد که نه فقط باکتری‌های عامل بیماری خواب را رنگ می‌کرد بلکه آن‌ها را نابود هم می‌ساخت. کارهای علمی این دانشمند، منجر به پیدا شدن راهی برای درمان بیماری سیفلیس شد.
برای این که رنگینه‌ای بتواند ارزش تجاری پیدا کند باید دارای پنج ویژگی اصلی باشد. برای مثال، لباس‌های رنگ شده برای مدت زمانی طولانی با بدن ما در تماس هستند. بنابراین، رنگینه‌ها باید بی‌خطر باشند. ثانیاً، باید رنگ شدیدی داشته باشند. سوم این که باید در آب (در اغلب موارد) انحلال‌پذیر باشند زیرا مواد را معمولاً با گذراندن آن‌ها از درون یک محلول آبی از رنگینه، رنگ می‌کنند. چهارم این که رنگینه باید از رنگ‌بست خوبی برخوردار باشد، یعنی در اثر شستشو یا زیر تابش نور خورشید رنگ آن زایل نشود. و سرانجام این که نباید اشیای دیگر را که با آن تماس پیدا می‌کنند رنگین سازد.
به جز استثتاهای نادر، اغلب رنگینه‌هایی که در صنایع بافندگی به کار برده می‌شوند ترکیب‌های آلی هستند. برای سنتز موفق یک رنگینه، شیمی‌دان باید گروه‌های عاملی مناسب را با هم ترکیب کند تا بتواند بهترین سازگاری را بین این الزام‌های ضروری به وجود آورد. برخی مولکول‌ها دارای رنگ‌های درخشان هستند ولی بعضی دیگر چنین نیستند. آن‌چه ما آن را رنگ می‌نامیم اثر پدید آمده به وسیله‌ی نور جذب شده یا منعکس شده است. اگر شیئی تمام یا قسمت اعظم تابش را جذب کند سیاه خواهد بود، و در صورتی که تمامی تابش را منعکس سازد به رنگ سفید دیده خواهد شد. اگر فقط نواحی معینی از طیف را جذب کند شیئی رنگی خواهد بود. رنگ واقعی شیئ به طول موج تابشی که منعکس می‌شود بستگی دارد.
اوتو ویت، شیمی‌دان آلمانی، در سال 1876 میلادی، نخستین کسی بود که رنگ یک رنگینه را به ساختار شیمیایی آن مربوط دانست. یک رنگینه از دو بخش تشکیل شده است. نخست، بخشی از مولکول که رنگ را پدید می‌آورد و به رنگ‌ساز مشهور است. وظیفه‌ی بخش دیگر از مولکول، تشکیل پیوند با ماده‌ای است که قرار است رنگ‌آمیزی شود.
رنگ‌سازها، گروه‌های آلی دارای اتم‌های کربن سیر نشده هستند. یک ترکیب کربنی سیر شده، نظیر اتان، دارای ظرفیت تکمیل شده‌ای از هیدروژن است. اما یک ترکیب سیر نشده، نظیر اتن (اتیلن)، شمار کم‌تری هیدروژن نسبت به ظرفیت کامل خود داراست. اغلب رنگینه‌ها، نوع ویژه‌ای از ترکیب‌های سیر نشده مشهور به ترکیب‌های آروماتیک هستند. خصیصه‌ی بارز ترکیب‌های آروماتیک، دارا بودن حلقه‌ی شش گوشه متشکل از شش اتم کربن، یعنی حلقه‌ی بنزنی، است. معمول‌ترین رنگ‌ساز، گروه‌بندی آزو نام دارد که شامل دو اتم نیتروژن است. سیستم‌های آزو الکترون‌های نامستقری دارند که هنگام متصل شدن به ترکیب‌های آروماتیک، تحرک بیش‌تری نسبت به پیوندهای معمولی پیدا می‌کنند.
مولکول‌ها را می‌توان به صورت نوسانگرهایی در نظر گرفت که حالت ایستا ندارند و هم‌چون شکل‌های دو بعدی روی کاغذ رفتار نمی‌کنند. مولکول‌ها قادر به جذب و نشر تابش الکترومغناطیسی، یعنی نورهای دارای بسامدهای گوناگون، هستند. تمام نوسانگرها باید به سهولت تابش دارای بسامد نزدیک به بسامد طبیعی خود را جذب کنند. این پدیده به تشدید یا رزونانس مشهور است.
جذب امواج نوری یا تابش الکترومغناطیسی به همان شیوه‌ای عمل می‌کند که جذب انرژی صوت عمل می‌کند. مثال آشنا برای این پدیده، ارتعاش یک سیم تار است. اگر دو سیم روی یک تار بر روی بسامد یک‌سانی کوک شوند، مرتعش ساختن یکی از سیم‌ها، ارتعاش‌های مشابهی بر روی سیم مجاور به وجود می‌آورد. در رنگینه‌ها، تشدید به معنای جذب تابش دارای بسامد مشخص در همان بخش از طیف است که بسامد حرکت الکترون‌ها در مولکول قرار دارد. آن بخش از نور که جذب نمی‌شود و بازتاب پیدا می‌کند شیئ را رنگین می‌سازد.
گروه‌های آلی که به رنگ‌یار شهرت دارند می‌توانند به چنین ساختاری متصل شوند. این گروه‌ها می‌توانند با تغییر دادن بسامد طبیعی ارتعاش رنگ مولکول را اصلاح کنند. رنگ‌یارهای مختلف اثرهای مختلفی در رنگ‌ساز به وجود می‌آورند که آن هم به نوبه‌ی خود منجر به جذب تابش در سایر بخش‌های طیف می‌شود. شیمی‌دان‌ها معمولاً رنگ‌یارهایی را انتخاب می‌کنند که بر شدت رنگ رنگینه بیافزایند.
شماری از رنگینه‌ها، هنگام قرار گرفتن در اسید یا قلیا، تغییر رنگ می‌دهند. برخی از آن‌ها نظیر لیتموس، متیل اورانژ، و فنل فتالئین چنان تغییر رنگ مشخصی دارند که به عنوان شناساگر (معرف) در آزمایشگاه‌های شیمی به کار گرفته می‌شوند. شناساگرها، اسیدها یا بازهای ضعیفی هستند. هنگامی که یک محلول از حالت اسیدی به حالت قلیایی در می‌آید، فرم اسیدی شناساگر به نمک تبدیل می‌شود (یا نمک به صورت باز در می‌آید). در شناساگرها، تفاوت بسامدهای طبیعی مولکول‌های اسید و نمک، منجر به تغییر رنگ می‌شود.
رنگ‌بستی یک رنگینه، توانایی آن برای حفظ رنگ شدید است. فایده‌ی یک رنگینه نیز به همین خاصیت آن بستگی دارد. نور خورشید، سایش، و آلودگی هوا می‌توانند موجب پریدن رنگ یک رنگینه شوند. همین‌طور آب نیز می‌تواند رنگینه را بزداید. شستشو مهم‌ترین اثر را بر روی رنگ‌بستی رنگینه‌ها دارد. به رغم مد روز شدن لباس‌های جین رنگ پریده، که عمدتاً با روش سایش تولید می‌شوند، رنگ رفتگی لباس‌ها، معمولاً چیز دل‌خواهی نیست. تولیدکنندگان نیز می‌خواهند که فراورده‌های آن‌ها رنگ خود را برای همیشه نگاه دارند.
میل ترکیبی یک رنگینه با الیاف را بی‌واسطگی آن رنگینه می‌نامند که نتیجه‌ی جاذبه‌ی فیزیکی بین رنگینه و لیف (تارهای منسوج) است. ماهیت این جاذبه‌های فیزیکی با نوع رنگینه و لیف تغییر می‌کند. پژوهشگران، طی آزمایش یک رنگینه‌ی جدید، میزان رنگ‌بستی آن در برابر شستشو را با مقیاس یک تا پنج مشخص می‌سازند. تعیین رنگ‌بستی یک رنگینه، کار نسبتاً آسانی است. رنگ‌بستی، در بسیاری از موارد، با انحلال‌پذیری رابطه‌ی مستقیم دارد. پارچه‌های رنگ‌آمیزی شده را به صورت مکرر می‌شویند تا پریدن رنگ آن را تسریع و با استانداردهای پیش و پس از شستشو مقایسه کنند. نمره‌ی پنج بدان معنی است که رنگینه از رنگ‌بستی بسیار بالایی برخوردار است؛ نمره‌ی یک نیز بیانگر این است که رنگینه به سهولت شسته می‌شود.
پژوهشگران به بررسی دو اثر متفاوت ولی هم‌بسته علاقه‌مند هستند. نخست تغییر در شست رنگ، و دوم میزان نشست رنگینه. برای تعیین میزان نشست، یک شیئ رنگ نشده را به شیئ رنگ شده وصل می‌کنند و سپس ضمن شستشو، میزان انتقال رنگ را مورد سنجش قرار می‌دهند. تعیین اثر عامل‌های غیر مایع بر روی رنگینه‌ها دشوارتر است. برای مثال، پرده‌ها به علت قرار گرفتن در معرض نور خورشید، بیش‌تر در معرض خطر رنگ‌پریدگی هستند. پژوهش‌های اخیر در مورد اثر تابش‌های الکترومغناطیسی بر واکنش‌های شیمیایی شامل بنیان‌های آزاد می‌تواند ما را در جلوگیری از رنگ‌پریدگی لوازم خانگی یاری دهد. مهم‌ترین واکنش بنیان آزاد، واکنشی است که بر اُزُن اثر می‌گذارد. واکنش‌های شیمیایی در جو بالای زمین، با تابش فرابنفش کاتالیز می‌شوند. همین‌طور نور خورشید سبب کاتالیز کردن یک واکنش بنیان آزاد در برخی از رنگ‌های زینتی می‌شود و رنگ آن‌ها را می‌پراند.
امروزه در حدود چهار هزار رنگینه تولید می‌شود. علت این تنوع فراوان آن است که رنگینه‌های مختلف برای هدف‌های مختلفی به کار برده می‌شوند. شمار بسیار ناچیزی از رنگینه‌ها اثر یک‌سانی در رنگ‌آمیزی مواد گوناگون دارند.تکوین مواد جدید، چالش مستمری در برابر صنعت رنگ‌سازی که لازم است در جستجوی مواد شیمیایی مناسب برای رنگ‌آمیزی باشد، قرار داده است. بیش‌تر پارچه‌ها، قبل از رنگ‌آمیزی، باید برای این کار آماده شوند. برای مثال، جوشاندن پارچه‌های پنبه‌ای در یک محلول قلیایی، سبب هیدرولیز چربی‌ها می‌شود و روغن‌های طبیعی موجود در لیف را می‌شکند. همین‌طور، چربی (موم) موجود در پشم باید پیش از رنگ‌آمیزی به صورت امولسیون درآید و شسته شود. پنبه را با فرو بردن در یک محلول قلیایی می‌توان مرسریزه کرد. این عمل منجر به متورم شدن الیاف پنبه شده و آن‌ها را بیش‌تر پذیرای رنگینه می‌کند. بالاخره، الیاف خام باید پیش از رنگ‌آمیزی معمولاً رنگ‌زدایی شوند. اگر این کار صورت نگیرد، زردفامی طبیعی پنبه موجب بدرنگ شدن پارچه‌ی رنگ‌آمیزی شده می‌گردد.
تمام رنگینه‌ها را می‌توان به دو دسته‌ی اصلی تقسیم کرد – رنگینه‌های واکنش‌پذیر و رنگینه‌های واکنش‌ناپذیر. از کشف رنگینه‌های واکنش‌پذیر زمان زیادی نمی‌گذرد. میان این رنگینه‌ها و الیاف پارچه واکنش شیمیایی به وجود می‌آید. در نخستین سده پس از کشف رنگ ارغوانی به وسیله‌ی پرکین، تمام رنگینه‌ها از نوع واکنش ناپذیر بودند. از انواع مهم رنگینه‌های واکنش ناپذیر، می‌توان رنگینه‌های بی‌واسطه (برای متمایز شدن از رنگینه‌های دندانه‌ای) و رنگینه‌های خمی را نام برد. این رنگینه‌ها، به طور فیزیکی در الیاف تشکیل دهنده‌ی پارچه به دام می‌افتند.
رنگینه‌های بی‌واسطه هنوز هم به صورت گسترده‌ای مصرف می‌شوند. این رنگینه‌ها به دندانه نیاز ندارند. نخستین رنگینه‌ی بی‌واسطه، قرمز کنگو بود که دارای ساختاری پیچیده، و رنگی شدید و موج‌دار است. در سال‌های پایانی سده‌ی نوزدهم، رنگ قرمز کنگو بسیار متداول شده بود، اما امروزه به علت سرطان‌زا بودن آن به کار برده نمی‌شود. رنگینه‌های بی‌واسطه، مولکول‌های آلی پیچیده‌ای هستند که اغلب یک گروه‌بندی آزو دارند که دو حلقه‌ی بنزنی را به هم متصل می‌سازد.
تنها جزء دیگری که ضروری است، یک الکترولیت، نظیر محلول نمک طعام در آب است. علت این که رنگرزهای سنتی نمک طعام به محلول رنگرزی اضافه می‌کنند همین است. رنگینه‌های بی‌واسطه، به خوبی پشم و ابریشم را رنگ‌آمیزی می‌کنند ولی برای مواد سلولزی نظیر پارچه‌های پنبه‌ای یا کتانی چندان مناسب نیستند. رنگینه‌های بی‌واسطه، هنوز هم بخش عمده‌ای از بازار رنگ را به خود اختصاص داده‌اند. تولید این رنگینه‌ها نسبتاً ارزان تمام می‌شود و طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها را نیز پدید می‌آورند. رنگینه‌های مستقیم، به ویژه بر اثر شستشوی مکرر، دست‌خوش رنگ‌پریدگی می‌شوند. تثبیت کننده‌های شیمیایی می‌توانند به دوام رنگ رنگینه‌ها کمک کنند، اما استفاده از این مواد سبب افزایش هزینه‌ی رنگرزی می‌شود و کاربرد محدودی دارد.
نخستین رنگینه‌ی خمی، نیل بود. این رنگینه از وسمه یا گیاه ایندیگوفرا (Indigofera) استخراج می‌شد، اما در سال 1897 میلادی به صورت مصنوعی تهیه شد. با همین رنگینه، لباس‌های جین را به رنگ آبی رنگرزی می‌کنند. امروزه بافته‌ها را با عامل‌های رنگ‌بست‌تری از نیل رنگرزی می‌کنند. اما در روزگار ما، عقب نشینی به صورت یک فضیلت در آمده است و رنگ‌پریدگی لباس‌های جین مد روز شده است. از نظر شیمیایی، فرایند رنگرزی به اکسایش و کاهش نیاز دارد تا امکان پایداری رنگینه بر روی پارچه فراهم آید. عیب عمده‌ی این رنگینه‌ها، هزینه‌ی بالای آن‌هاست و علت گران بودن آن‌ها نیز مفصل بودن فرایند رنگرزی با آن‌هاست. به رغم این مشکلات، رنگینه‌های خمی هنوز هم به صورت گسترده‌ای برای رنگرزی انواع مختلف منسوجات به کار می‌روند.
آخرین نوع رنگینه‌های واکنش ناپذیر که از نظر تجاری اهمیت شایانی دارد، رنگینه‌های آزو است. در این مورد نیز تولید آن‌ها فرایندی پیچیده است که بر هزینه‌ی تولید می‌افزاید. این رنگینه‌ها، رنگ‌بستی خوبی با پارچه‌های پنبه‌ای و سلولزی دارند. کاستی عمده‌ی آن‌ها در این است که اغلبِ رنگینه‌های آزو قرمزند و هیچ یک از آن‌ها رنگ سبز ندارند، و همین امر سبب محدود شدن کاربرد تجاری آن‌ها می‌شود.
کشف رنگینه‌های واکنش‌پذیر در سال 1956 مهم‌ترین گامی بوده است که تاکنون در شیمیِ رنگینه‌ها برداشته شده است. گرفتاری رنگینه‌های واکنش ناپذیر این بود که اغلب در رنگرزیِ دو نوع لیف طبیعی، یعنی پنبه و پشم، ضعیف بودند. در دهه‌ی 1950، بیش‌تر لباس‌ها و منسوجات از پنبه و پشم تهیه می‌شد، و مواد سنتزی (الیاف مصنوعی) بسیار کم‌یاب بودند. در سال 1956، دو شیمی‌دان که در ICI (صنایع شیمیایی سلطنتی – در انگلستان) پژوهش می‌کردند، نخستین رنگینه‌های واکنش‌پذیر را تهیه کردند و آن‌ها را رنگینه‌های پروسیون نامیدند.
ویژگی اصلی رنگینه‌های واکنش‌پذیر، همان طور که از نام آن‌ها بر می‌آید، این است که با مولکول‌های لیف وارد واکنش می‌شوند. این رنگینه‌ها ترکیبی از یک رنگ‌ساز معمولی و یک جزء واکنش دهنده هستند که اولی رنگ شدیدی به وجود می‌آورد و دومی نیز با لیف پیوند ایجاد می‌کند. این رنگینه‌ها به ویژه برای رنگرزی پنبه خوب هستند، و چون رنگینه از نظر شیمیایی به صورت بخشی از لیف در می‌آید، در مقابل رنگ‌رفتگی، بسیار مقاوم هستند. در بریتانیا، ICI به تنهایی در حدود دو هزار نفر را برای تولید رنگینه‌های واکنش‌پذیر به کار گرفته است و از سال 1956 تاکنون، ارزش تولید رنگ پروسیون نزدیک سی برابر افزایش پیدا کرده است. پیش‌تر، اغلبِ رنگینه‌های مصنوعی را از قطران زغال سنگ تهیه می‌کردند، اما امروزه از مواد پتروشیمی برای تهیه‌ی آن‌ها استفاده می‌شود. اغلب رنگینه‌ها، برای جانوران، ماهیان، یا گیاهان بی‌ضرر هستند و معمولاً قابل تجزیه‌ی بیولوژیکی هستند. همین امر، مسأله‌ی کوچکی نیست، مثلاً در موردِ رنگینه‌ی آبی موجود در بسیاری از مایع‌های توالت‌شور که به CI اسید آبی مشهور است (CI نشانه‌ی شاخص رنگ، Color Index، است: تمام رنگینه‌ها دارای یک عدد شاخص رنگ هستند) و به طور میانگین از آن در حدود دوازده میکروگرم در هر لیتر از مایع وجود دارد. سازمان تصفیه‌ی فاضلاب شهر لندن مقدار آن را به چهار درصد این مقدار کاهش داد، زیرا در هر لیتر آب رود تایمز، شش دهم میکروگرم از این رنگینه وجود داشت.
همان طور که گفته شد رنگینه‌های واکنش‌پذیر با الیافی که آن‌ها را رنگ می‌کنند پیوندی شیمیایی به وجود می‌آورند. واکنش آن‌ها با پنبه و پشم، نوعی واکنش شاتن – باومان است. واکنش شاتن – باومان، واکنش بین یک آسیل هالید (ترکیبی آلی از یک گروه کربونیل و یک اتم کلر) و یک گروه هیدروکسی (OH) یا آمینو (NH) است. این واکنش در یک محلول قلیایی نظیر سدیوم هیدروکسید رخ می‌دهد. پنبه از سلولزی تشکیل شده است که آن هم دارای ساختاری شبیه گلوکز است. این مواد دارای گروه‌های هیدروکسیل (OH) هستند. بنابراین، رنگینه‌های واکنش‌پذیر باید دارای اتم کلر متصل به کربن کربنیل باشند تا بین رنگینه و لیف سلولزی واکنش صورت گیرد. پشم از الیاف پروتئینی تشکیل شده است که (پلیمرها یا) بسپارهای پیچیده‌ای از آمینو اسیدها هستند. پیوند نیتروژن – هیدروژن در این مولکول‌ها، می‌تواند با کلر وارد واکنش شود.
نخستین نمونه‌ی رنگینه‌های واکنش‌پذیر، دارای گروه منوکلروتری آزیتیل، به عنوان گروه واکنش‌پذیر، بود. این گروه می‌تواند مانند یک عامل پیوندی بین رنگ‌ساز و لیف عمل کند. فرایند صنعتی تولید رنگینه‌های واکنش‌پذیر، مفصل است. ابتدا رنگینه در آب حل می‌شود، سپس کلرید سدیوم برای کمک به جذب رنگینه به وسیله‌ی پارچه، به محلول افزوده می‌شود. اندکی بعد، قلیا افزوده می‌شود تا واکنش کامل گردد. پس از آن که رنگرزی کامل شد ماده‌ی رنگ شده را کاملاً با آب و صابون می‌شویند تا رنگ اضافی از روی آن حذف شود، و سپس خشک می‌شود. مهم‌ترین مرحله‌ی این فرایند، زمان‌بندی افزایش قلیاست. رنگرزان باید فرصت کافی به الیاف بدهند تا رنگینه را جذب کنند، در غیر این صورت با گروه‌های هیدروکسیل موجود در حلال برهم‌کنش خواهد کرد و بدین ترتیب از کارایی و رنگ‌بستی آن کاسته خواهد شد.
مهم‌ترین رنگ‌دانه‌ی طبیعی، کلروفیل است که در تمام گیاهان سبز وجود دارد. کلروفیل، نمونه‌ای از رنگ‌دانه‌های دارای پورفرین است که مولکولی است متشکل از چهار حلقه پیرول. (حلقه‌ی پیرول دارای چهار اتم کربن و یک اتم نیتروژن است.) در کلروفیل، یک اتم منیزیوم در مرکز حلقه‌ی پورفرین به دام افتاده است. این ترکیب خاص فلز و حلقه، رنگ سبز شدیدی به وجود می‌آورد. با تغییر ساختار شیمیایی می‌توان رنگ را تغییر داد. برای مثال، پورفرین در هموگلوبین با اتم آهن ظاهر می‌شود و خون را به رنگ قرمز در می‌آورد.
اگر اتم منیزیوم کلروفیل کاملاً حذف شود و فلز دیگری جای آن قرار نگیرد، حلقه‌ی باقی مانده رنگ ارغوانی به وجود می‌آورد. این پدیده، هنگام تمام شدن عمر برگ‌ها (برگ‌ریزان) رخ می‌دهد. همین رنگ‌دانه‌ی ارغوانی، همراه با سایر رنگ‌دانه‌های موجود در برگ، رنگ نارنجی مایل به قهوه‌ای تشکیل می‌دهد. به همین دلیل است که رنگ برگ‌ها در فصل پاییز، ابتدا زرد و نارنجی می‌شود و بالاخره به صورت قهوه‌ای در می‌آید.
کلروفیل، تنها بخشی از رنگ سبزی‌های یخ زده را تشکیل می‌دهد. از رنگ‌های خوراکی برای بهبود رنگ استفاده می‌شود. بنابراین رنگ‌های خوراکی و جانشین‌هایی نظیر قرمزدانه و فوفل با رنگ‌های قرمز مشخص، در دسترس هستند. این رنگ‌دانه‌ها از پیکر خرد شده‌ی نوعی حزوک (سوسکِ) ماده به نام Dactylopius cocaus به دست آمده‌اند.
کاروتن، نمونه‌ی خوبی از یک رنگ‌دانه‌ی کاملاً طبیعی است. رنگ آن زرد است و در بسیاری از بافت‌های گیاهی و جانوری یافت می‌شود. نه فقط رنگ زرد هویج، بلکه زردی کره و زرده‌ی تخم مرغ نیز از کاروتن است. رنگ آهن دارای رنگ مشخص قرمز مایل به قهوه‌ای است. این رنگ، همان اکسید آهن است که پایه‌ی تعدادی از رنگ‌دانه‌ها را تشکیل می‌دهد. این اکسیدها را بر روی تخته‌ی شستی نقاشان در خاک سینا، گل ماشین، اخرا (اکسید آب‌دار آهن طبیعی)، کارمین، و روژ می‌توان دید. (خاک سینا عبارت است از خاک دارای اکسیدهای آهن و معمولاً منگنز، که به صورت خام رنگ قهوه‌ای مایل به زرد دارد و پس از پخته شدن به رنگ نارنجی مایل به قرمز یا قرمز مایل به قهوه‌ای در می‌آید و به‌عنوان رنگ‌دانه به کار می‌رود. گل ماشین یا umber ماده‌ی قهوه‌ای رنگی است مرکب از اکسیدهای آهن و منگنز که در سنگ‌کاری به کار می‌رود.)
از اکسید تیتانیوم یا از سولفات سرب رنگ‌های سفید معمولی را تهیه می‌کنند. اکسید تیتانیوم سفید، یا سولفات باریوم، برای تهیه‌ی کاغذهای کاملاً سفید و عالی به کار می‌روند. الترامارین، رنگ‌دانه‌ای آبی رنگ است. این رنگ‌دانه شبکه‌ای از آلومینوسیلیکات است که شماری از اتم‌های گوگرد در آن قرار گرفته‌اند. از ترکیب این اجزا رنگ آبی زیبایی پدید می‌آید که اغلب برای تزیین چینی به کار می‌رود. کاربرد مهم دیگری برای یک رنگ‌دانه‌ی آبی، تهیه‌ی کاغذهای حساس به نور است. این کاغذها موادی دارند که حاوی گروه‌های دیازو (-N=N-) هستند. این گروه‌ها در برابر نور خورشید به هم می‌پیوندند. ریشه‌ی لغت کاغذ کپی (کپی آبی) نیز از همین‌جاست.
رنگینه‌های بی‌واسطه دارای میل ترکیبی طبیعی با ماده‌ای هستند که قرار است رنگ‌آمیزی شود. فقط کافی است که پارچه را در این رنگینه‌ها فرو بریم و یک رنگ همیشگی (یا دست‌کم نسبتاً همیشگی) بر روی آن‌ها بنشانیم. در اواخر سده‌ی هجدهم بشر توانست رنگینه‌ی نیمه مصنوعیِ ایندیگوسولفونیک اسید را از ایندیگو (نیل) و سولفوریک اسید تهیه کند. همین رنگینه برای رنگرزی بی‌واسطه‌ی ابریشم و پشم به کار برده شده است. بسیاری از رنگینه‌های اولیه دارای میل ترکیبی ناچیزی با پنبه بودند. رنگرزان فرایندهای غیر مستقیم را برای غلبه براین مشکل به وجود آوردند. در رنگرزی خمی، رنگینه به صورت بی‌رنگی که دارای میل ترکیبی با پارچه است حل می‌شود. سپس در اثر اکسایشی رنگینه رنگ اصلی خود را باز می‌یابد. در رنگرزی دندانه‌ای، پارچه با یک دندانه، معمولاً یک فلز، عمل‌آوری می‌شود. رنگینه خود را به دندانه متصل می‌کند. برای نمونه، آلیزارین بر روی دندانه‌ی آلومینیوم، قرمز رنگ است، ولی بر روی دندانه‌ی آهن، ارغوانی مایل به سیاه دیده می‌شود.
و در انتها بد نیست به گزیده‌ای تاریخی اشاره کنیم. به دست آوردن کینین از نفتالین فکری بود شورانگیز که پرکین جوان را تحت تأثیر قرار داد. بنابراین در انبار خانه‌ی پدری، آزمایشگاه کوچکی برای خود ترتیب داد و از تعطیلات عید پاک سال 1856 استفاده کرد تا اوقات خود را بی‌دغدغه‌ی خاطر به تجسس گذراند. اما با نهایت تأسف ملاحظه کرد که از فعل و انفعالات، چیزی حاصل نمی‌شود. بار دیگر آزمایش را با آنیلین شروع کرد و این بار رسوب سیاه‌رنگی به دست آورد که چیز با ارزشی به نظر نمی‌رسید. اما هنگامی که این رسوب سیاه‌رنگ را در آب ریخت تبدیل به رنگ بنفش خیره کننده‌ای گردید. پرکین با خود گفت: «این نتیجه چه مفهومی دارد؟ آیا من ماده‌ی رنگین جدیدی به دست آورده‌ام؟» به منظور آزمایش، قطعه‌ای از پارچه را در این محلول فرو برد و مشاهده کرد که پارچه‌ی مزبور بلافاصله رنگین شد اما رنگی که نه آب جوش، نه آب ژاول، و نه حتی حرارت شدید و نور خورشید بر آن اثر نمی‌کردند.
پرکین درواقع مووه‌ئین را کشف کرده بود که اولین ماده‌ی رنگینی است که به وسیله‌ی ترکیب شیمیایی به دست آمد. اما او در حقیقت آخرین حلقه‌ی زنجیر بزرگی را به دست آورده بود که می‌بایست راهنمای شیمی‌دان‌ها در تهیه‌ی رنگ‌های ترکیبی، انواع مواد معطر، مواد منفجر شونده، پلاستیک، بنزین مصنوعی، و نایلون گردد. مسلماً جوان بی‌تجربه‌ی مزبور که موفق به چنین اکتشافی شده بود نمی‌توانست افق جدیدی را که باز شده بود کاملاً ببیند و نتایج مهمی را که می‌بایست به دست آید پیش‌بینی کند. غایت تصور او این بود که ماده‌ی رنگین جدید قابل استفاده است و می‌تواند در دکان‌های رنگرزی در کنار روناس و نیل مقامی را اشغال کند. از این رو بلافاصله بهره‌برداری از آن را به یکی از کمپانی‌هایی که در این کار تخصص داشت، یعنی مؤسسه‌ ی پولار، پیشنهاد کرد....

قوانین خنده دار زندگی

موقع رایت کردن سی دی یا ۳۰۰ مِگ خالی می مونه یا ۵ مگ زیاد میاد که چون یه دونه فایله کاریشم نمی تونی کنی !
::
::

شب هایی که میخوای تو حیاط بخوابی ماه از خورشید بیشتر نور میده !
::
::

همیشه توی هر خونه ای کنار پریز تلفن باید یه پریز برق باشه که آدم اشتباهی دوشاخه ی تلفنو بزنه داخل‌ش! و ممکن نیست که حتی ۱ بار دو شاخه لوازم برقی رو اشتباهی بزنیم توی پریز تلفن…
::
::

یک ساعت اضافه میخوابی تا دو روز خوابت نمیاد، یک ساعت کمتر میخوابی تا دو روز خواب آلودی!
::
::
زمانی اون چیزی که آرزومون بوده رو به دست میاریم که دیگه آرزومون نیست !
::
::
وقتایی که با خودت تقلب می‌بری ، امتحان مثه آب خوردنه ، وقتی نمی‌ بری امتحان میشه در حد آزمون دکتری !
::
::

کیلو کیلو آلبالو و آناناس و هلو و پرتقال تو یخچال باشه نمیخورین !
اما یه رانی که میخری گیر میدی به اون تیکه میوه که تهش مونده ! دلت میخواد با کلید درش بیاری !!!
::
::
همیشه کسانی هستند که به خاطر حضورشون قرص اعصاب بخوری !
این قانون در مورد همه صدق می کنه
::
::
همیشه چندتا دستمال کاغذی تو جیبت داری ، اما وقتی سرما میخوری ، هر چی تو جیبات میگردی دریغ از یه دستمال کاغذی !
::
::
کسانی که روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنند بیشتر از سایرین عمر می کنند !
::
::
هر چقدر از یه وسیله کمتر استفاده میکنی تا دیرتر خراب شه، زودتر خراب میشه !!
::
::
تا یه نوشته رو ارسال نکنی عمرا نمیتونی غلطهای دیکته ایش رو ببینی !
::
::
همیشه یخ اون قسمت لیوانه که لبت بهش نزدیک میشه !
::
::
مورفی عشقی : هرچی عاشقتر باشی ، تنهاتری !
::
::
کافیه سیم جارو برقی رو جمع کنی ! اون موقع است که آشغالا یکی یکی خودشونو بهت نشون بدن !
::
::
قدرت جاذبه ی درخت های پارک نسبت به توپ بدمینتون رو سیاه چاله های فضایی هم ندارن !
::
::
مورفی دست خط دکتر !
چیزی که تو می بینی: ₪₩₮£
چیزی که داروخانه می خونه : آسپیرین ۵۰۰ میلی گرم !
::
::
درست اون لحظه‌ای که فکر میکنیم از این بدتر نمیشه آپگرید بدشانسیمون شروع میشه !
::
::
کارهایی رو که خیلی‌ خوب بلدیم ، هیچ وقت به کارمون نمیاد…
::
::
اگه تنها باشی همه ماشینا خالیه، اما اگه دونفر باشید ۶۰ تا ماشینم بیاد فقط جا برای ۱ نفر دارن ! چرا ؟!
::
::
اگر همه دنیا تأییدت کنن اون یه نفری که باید تأیید کنه نمی کنه !
::
::
سایز سنگ فرش های پیاده رو یه جوریه که نمی تونی توشون منظم راه بری…
مورفی روانپریش
::
::
اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه ، وقتی میخوای ایمیل یاهو درست کنی میگه قبلا با این اسم ساخته شده !
::
::
هندزفری رو اتو هم بکشیم بعد دو دقیقه گره میخوره !
::
::
۱ هفته رژیم حرفه ای شما با ۱ ساعت پرخوری بر می گرده !
::
::
دقیقا وقتی داری با بابات راجع به گرفتن ماشین حرف میزنی ، همون لحظه تلویزیون یه برنامه پخش میکنه درمورد تاسف بارترین تصادف های تاریخ بشر با ماشین ! کلی هم به خانواده ها توصیه میکنه
::
::
ﺍُﺩﮐﻠﻦ ۲۰۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﺰﻧﯽ ۳ ﺳﺎﻋﺘﻢ ﺑﻮﺵ ﻧﻤﯿﻤﻮﻧﻪ ! بعد یه ﺳﯿﮕﺎﺭ ۲۰۰ ﺗﻮﻣﻨﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﺗﺎ ۳ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ . . .
::
::
قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید. 
::
::
قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
::
::
قانون نتیجه:

وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.
::
::
قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.
::
::
قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
::
::
قانون معذوریت:

اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین تان، دیرتان خواهد شد
::
::
قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خزید.
::
::
قانون تعمیر:

بعد از این که دست تان حسابی روغنی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
::
::
قانون تلفن:

اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
::
::
قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد

غول پیکرترین ماشین های دنیا

با توجه به استقبال عمومی انسان ها از تکنولوژی های ظریف، شرکت ها مسابقه بی پایانی را برای ساخت کوچک ترین گجت ها شروع کرده اند. همین امر باعث شده است که بسیاری از ما حظ و جذابیت تماشای ابزارهای بسیار بزرگ را فراموش کنیم. ده ماشینی که در ادامه این ایمیل معرفی می شوند، آنچنان عظیم هستند که با دیدن آنها احتمالا در خصوص مفهوم کلمه بزرگ دچار مشکل خواهید شد!



F60، پل انتقال فوق سنگینی است که در معادن رو باز بکار گرفته می شود. این نقاله در عکس بالا بسیار عظیم به نظر می رسد. اما فکر می کنید بزرگی آن چقدر باشد؟





با نگاهی به شکل بالا و مقایسه این ابزار عظیم الجثه با برج ایفل، فهم ابعاد و اندازه آن کمی ساده تر می شود. این نقاله معدنی جمع و جور با 502 متر طول، 202 متر عرض و 80 متر ارتفاع، تنها 11000 تن وزن دارد!



هلی کوپتر Mil Mi-26 یکی دیگر از ماشین های غول پیکر دنیاست. با دیدن این عکس احتمالا با خود می گویید که این هم یک هلیکوپتر معمولی است و تنها استخوان بندی اش کمی درشت تر است! حالا چقدر درشت تر؟



آن اسباب بازی کوچکی که از زیر Mi-26 آویزان است، یک چینوک جمع و جور 30 متری است که همسفر این پرنده 56 هزار کیلویی شده است!



دیدن این سیکورسکی 33000 کیلویی هم خالی از لطف نیست. جنگنده F-15 بیچاره همانند عقابی نحیف در دام پنجمین چرخبال دنیا گیر افتاده و توان پرواز ندارد.



آیا این عکس شما را یاد چیزی شبیه کامیون های اسباب بازی کودکان نمی اندازد؟ در واقع شما شاهد یک کامیون معدنی کوماتسو سری 9xx هستید.



با این عکس اندازه این اسباب بازی غول پیکر بهتر معلوم می شود. یک کامیون به ارتفاع 7.4 متر که با بار، 576062 کیلوگرم وزن دارد. البته موتور آن با قدرت 3500 اسب بخار به راحتی از پس این هیکل گنده بر می آید.



دستگاه حفاری معدن Bagger 288 به دلیل ظاهر ترسناکی که دارد، بیشتر شهرتش را مدیون افسانه ی خطراتی است که به وجود آورده است. اما به هر حال الان شما شاهد بزرگ ترین دستگاه متحرک دنیا هستید!





البته این ماشین حفاری چنان عظمتی دارد که می تواند یک کشتی را به راحتی به دو نیم کند و یا همان طور که در عکس بالا می بینید، بولدوزری را بی هیچ دردسری همانند یک زردآلو قورت دهد.



این هم یکی از جنگ افزارهای واقعا جذاب شوروی سابق است. طی جنگ سرد و رویارویی دو ابرقدرت، دنیا شاهد تولید بسیاری از ابزارهای جنگی خنده دار و بسیار بزرگ بود. البته در اینجا این زیردریایی کلاس تایفون، قربانی تحریف حقیقت توسط لنز زوم دوربین عکاسی گردیده است.



در عکس بالا همان زیردریایی قبلی را می بینید. برای درک بهتر عکس، سعی کنید آدم هایی را که روی آن ایستاده اند پیدا کنید!



احتمالا در فیلم ها و اخبار این ماشین حمل شاتل را دیده باشید. برای درک اندازه واقعی این کالسکه زیبا بهتر است نگاهی به عکس زیر بیاندازید.





اما نظرتان درباره اندازه شاتل فضایی که با این ارابه جابجا می کنند چیست؟



ممکن است که فکر کنید این ژنراتور بادی کوچک توان تولید 6 مگاوات برق را ندارد و نیازمند استحکام بیشتر و اندازه ای بسیار بزرگ تر از این است. پس بهتر است تصویر زیر را ببینید.



البته این عکس غول بادی به راحتی مسئله اندازه و استحکام را توضیح می دهد. آن نقطه های نارنجی رنگ کوچک را که مانند حشرات مزاحمی به نظر می رسند می بینید؟ آنها کارگران تعمیر و نگهداری این نیروگاه بادی هستند!



در مورد این سوپر تانکر خوش قیافه نظرتان چیست. فکر می کنید نسبت به قایق مسافرتی تان چقدر بزرگ تر و عریض تر باشد؟



اینجا با بزرگ ترین کشتی دنیا با 457 متر طول سر و کار دارید که برای خودش یک شهر شناور است. برای درک بهتر اندازه، کافی است آن را با برج ایفل در مورد شماره یک مقایسه کنید. ساخت این کشتی در سال 1979 در ژاپن شروع شد و تاریخ تولد غول داستان ما 1981 میلادی است.



البته در پایان داستان هم نباید بزرگ ترین ماشین تاریخ بشری را فراموش کنیم. پروژه ای که بنابر نظر عده ای، شاید شروع به کار آن برابر با پایان دنیا باشد: ذره کوب بزرگ سرن (Cern). این لوله تو خالی 27 کیلومتری که به ادعای دانشمندان فیزیک، توخالی ترین فضای منظومه شمسی است، به این منظور طراحی شده است که دو ذره را به سرعت نور رسانده و به هم بکوبد! نتیجه این برخورد جوشش هسته ای اتم هاست که چنین واقعه ای در حال حاضر تنها در ستارگان رخ می دهد. این ماشین غول پیکر جوشش هسته ای در مرز مشترک کشورهای فرانسه و سوئیس واقع شده است.

پاسخ به یک دوست

سلام

یکی از دوستان ظاهرا از ما ناراحت شده و خواستم یه توضیحی در مورد رشته خودمون بدم

اسم کامل رشته ما مهندسی تکنولوژی صنایع شیمیایی هستش و از دوم هنرستان صنایع شیمیایی می خوندیم

که متاسفانه زیاد شناخته شده نیست به دلیل این که تعداد محدودی هنرستان این رشته رو دارن

مثلا تو استانم ما فقط سه جا این رشته تدریس میشد که دو تا اهواز (یکی پسرانه و یکی دخترانه) و یکی هم ماهشهره

رشته ما یکی از گرایش های مهندسی شیمی هست و تعداد محدودی درس با رشته مهندسی شیمی داریم که معمولا هر گرایشی دروس تخصصی داره


جوابیه

به نام خدا

سلام دوستان

اول از همه از سحابی عزیز ممنونم که نظر دادن

متاسفانه به دلیل مشغله کاری که دارم چند مدتی هست که نمیرسم آپ کنم

به همین دلیل بعضی دوستان از ما ناراحت شدن

امیدوارم که دوستان منو ببخشن

انشالله چند وقت دیگه که ترم شروع میشه در خدمت همه هستم

فعلا خدا نگهدار

داستان پند آموز حکایت وقت رسیدن مرگ

داستان پند آموز حکایت وقت رسیدن مرگ

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...
اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...
مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره ...


توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

نتیجه اخلاقی : در همه حال منصفانه رفتار کنیم و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم !

اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

۱- چرا پیاز اشک چشم ها را در می آورد؟

وقتی که شما پیاز را پوست کنده و قاچ می کنید، سلول های پیاز را پاره می کنید، و آنزیم هایی که گازی به نام پروپانتیل سولفکسید تولید می کنند آزاد می شوند. وقتی که گاز به چشمان شما می رسد، اشک چشمهایتان جاری می شود و اسید سولفوریک بسیار رقیقی تولید می شود و چشم را می سوزاند. در این موقع مغز به چشم پیغام میدهد که اشک بیشتری جاری شود و چشم ها قرمز و متورم شود. هرچه بیشتر پیاز خرد کنید، گاز بیشتری تولید شده و بیشتر اشک می ریزید. واکنش چشم به پیاز مکانیسم دفاعی است که در برابر آسیب دیدن خود مقاومت می کند.

قبل از اینکه پیاز را خرد کنید آن را داخل فریزر بگذارید تا از سوزش و اشک چشمانتان جلوگیری کند. دمای سرد، روند آزاد شدن آنزیم ها را کند می کند. بنابراین در سوزش و اشک چشمهایتان تاخیر ایجاد می کند.

۲- چرا موقع خندیدن گریه می کنیم؟
کارشناسان هنوز علت آن را نمی دانند اما یک نکته به نظر می رسد و آن اینکه خندیدن و گریه کردن شبیه واکنش های روانشناسی است.

روبرت پرووین روانشناس دانشگاه مری لند می گوید:

هر دوی آنها زمانی اتفاق می افتد که احساسات تا حد زیادی تحریک می شود. لی دووفنر استاد دانشگاه میامی و چشم پزشک انستیتو باسکون می گوید: معمولا گریه با ناراحتی همراه است اما گریه کردن یک واکنش پیچیده تر انسان است. اشک با احساسات مختلفی تحریک می شود از جمله: درد، ناراحتی، و در بعضی موارد خوشحالی بیش از حد.
وقتی چنین اتفاقی افتاد، بسیار خوب است زیرا هر دو خندیدن و گریه کردن با بی اثر کردن هورمون کورتیزول و آدرنالین، استرس را از بین می برد. بنابراین اگر موقع خندیدن گریه کردید، شانس به شما رو کرده است.

free اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

۳- چرا مفصل هایتان صدا می دهد؟

بیشتر مفصل های بدن انسانها، مفاصل دوتایی متحرک مثل بند انگشتها و شانه ها هستند که دو استخوان را با پوششی به نام کپسول مفصلی به هم وصل کرده اند. داخل پوشش مفصل ها مایع لغزنده و زلالی است که مقداری نیز گازهای نامحلول در آن وجود دارد. وقتی که شما مفصل هایتان را می کشید، در واقع به آنها و مایع بین شان فشار وارد می کنید و با وارد شدن فشار گاز نیتروژن محلول رها می شود. آزاد شدن هوا بین پوشش مفصل ها همان صدایی است که شما می شنوید. وقتی که گاز آزاد می شود، مفصل ها انعطاف پذیرتر می شوند مثلا در یوگا شما قادر هستید مفصل هایتان را خوب بکشید.

اما ممکن است متوجه شوید که مفصل هایتان بعد از یک بار صدا کردن فورا صدا نمی دهند. به این دلیل است که گازی که آزاد می شود باید دوباره در مایع حل شود، و این فرآیند حدود ۱۵ الی ۳۰ دقیقه طول می کشد. اگر شما از روی عادت مفصلهایتان را به صدا در می آورید تا تنش تان را از بین ببرید، به جای این ۳۰ ثانیه روی نفس کشیدن تان تمرکز کنید. صدا کردن مفصل ها به آتروز منجر نمی شود اما می تواند منجر به گرفتگی مفصل ها و کم کردن توان و قدرت آنها شود.

free اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

۴- چرا موهایتان سیخ می شود؟

سیخ شدن موها زمانی اتفاق می افتد که شما یا سردتان است یا ترسیده اید. در پایه ی هر مو یک ماهیچه کوچک وجود دارد که منقبض می شود، و برجستگی کوچکی روی پوست ایجاد می کند و پوست شبیه پوست مرغ پرکنده می شود. این واکنش منجر می شود که گرما در لابه لای موها محبوس شود و دما حفظ شود. این حالت زمانی که شما آماده واکنشهای سریع هستید نیز روی می دهد. سیخ شدن موها یک مشکلپزشکی نیست. اگر از نمایان شدن اثرات آن ناراحت هستید، لباس گرم بپوشید، در محیط های آرام قرار بگیرید و از هر گونه ترس و وحشتی جلوگیری کنید.

free اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

۵- چرا پلک چشمتان می زند؟

این وضعیت ناراحت کننده خیلی شایع است. این اتفاق بیشتر مواقع برای پلک پایینی چشم ها می افتد. کارشناسان معتقدند که خستگی، استرس، مصرف کافئین زیاد منجر به این شرایط می شود. بنابراین خستگی چشم، تغذیه نامناسب، مصرف بیش از اندازه مشروبات الکلی، و آلرژی ها هم به این موضوع دامن می زند. خوشبختانه این مورد هیچ تاثیر مضری ندارد و خود به خود از بین می رود. برای اینکه به این موقعیت ناراحت کننده خاتمه دهید، مصرف الکل را قطع کنید و خوب استراحت کنید.

free اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

۶- چرا همیشه دمای بدنتان سرد است؟

دمای بدن با فعالیت هیپوتالاموس در مغز تنظیم می شود. هیپوتالاموس به بدن پیغام می رساند تا گرما را بیرون کند و سرما جایگزین شود. آهن در این فرآیند نقش بسزایی دارد بنابراین افرادی که کم خونی دارند بیشتر احساس سرما می کنند. گردش ضعیف خون، که بر اثر فشار خون بالا یا مصرف دارو اتفاق می افتد در میان بیماران می تواند منجر به احساس سرما شود.

تیروئید کم کار هم متابولیسم افراد را تا حدی پایین می آورد که بدن گرمای لازم را تولید نمی کند. مطالعه اخیر نشان داده که حتی ممکن است زمینه های ژنتیکی در احساس سرمای افراد موثر باشد. اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که مدام نیاز دارید ژاکت یا لباس های پشمی حتی در تابستان بپوشید، غذاهای آهن دار مانند گوشت قرمز کم چرب، لوبیا، سبزیجات برگ دار سبز بخورید تا با کم خونی شما مقابله کند. همچنین از مصرف نیکوتین که رگهای خون را منقبض می کند و گردش خون را ضعیف می کند خودداری کنید.

free اتفاقات عجیبی در بدنتان که نمی دانید

۷- آیا گوش هایتان هنوز رشد می کند؟

بله، گوش خارجی رشد می کند. طبق مطالعه ای که توسط پزشکان عمومی کالج بریتانیا انجام شد، وقتی که به دنیا می آییم، سایز گوش ها به تناسب همان موقع است، هرچه بدن بزرگتر می شود، گوش ها هم بزرگتر و برجسته تر می شوند. تا ۱۰ سالگی به سرعت رشد می کنند سپس سالانه ۰٫۲۲ میلی متر رشد می کنند. مطالعات دیگر نشان می دهد که لاله گوش به خودی خود در طول زندگی مان بزرگ می شود(لاله گوش مردها بزرگتر از خانم هاست). بنابراین، سایز مجرای گوش که با استخوان و غضروف شکل می گیرد تا سن پیری رشد نمی کند.

مواد سمی

به نام خدا

 

Poison Symbol

در اینجا لیستی از مواد شیمیایی ارائه می شود که می توانند شما را بکشند. بعضی از این سم ها مواد بسیار عادی هستند و برخی جزو مواد بسیار نایاب و نادر هستند. برخی از این سموم موادی هستند که شما برای ادامه زندگی به مقدار متعارفی از آن ها نیاز دارید. اما برای بدست آوردن برخی دیگر باید هزینه ی زیادی صرف نمایید.

توجه کنید که مقادیر ارائه شده برای مواد در این مقاله برای یک انسان متوسط در نظر گرفته شده است. میزان سمیت واقعی مواد به وزن، سن، جنسیت، نحوه ی مصرف ماده و موارد زیاد دیگری بستگی دارد. لیست زیر نگاهی اجمالی به طیف وسیعی از مواد شیمیایی و میزان سمیت آن ها دارد. در واقع اگه راستش را بخواهید همه ی مواد شیمیایی به طور نسبی سمی هستند. حتی مفیدترین مواد اگر بیشتر از حد معمول مصرف شوند می توانند خطرناک باشند. بنابراین سمیت در واقع به مقدار ماده بستگی دارد.

جدول مواد سمی

ردیف

مواد شیمیایی

دز

نوع مواد

قسمتی که آسیب می بیند

۱

آب

8kg

معدنی

سیستم عصبی

۲

سرب

500g

عنصر

سیستم عصبی

۳

الکل(اتانول)

500g

آلی

کبد/کلیه

۴

کتامین

226g

دارو

قلب و عروق

۵

نمک طعام

225g

معدنی

سیستم عصبی

۶

ایبوبروفن

30g

دارو

کبد/کلیه

۷

کافئین

15g

بیولوژیک

سیستم عصبی

۸

پاراستامول -استامینوفن

12g

دارو

کبد/کلیه

۹

آسپیرین

11g

دارو

کبد/کلیه

۱۰

آمفتامین

9g

دارو

سیستم عصبی

۱۱

نیکوتین

3.7g

بیولوژیک

سیستم عصبی

۱۲

کوکائین

3g

بیولوژیک

قلب و عروق

۱۳

 مت آمفتامین

1g

دارو

سیستم عصبی

۱۴

کلر

1g

عنصر

قلب و عروق

۱۵

آرسنیک

975mg

عنصر

دستگاه گوارش

۱۶

زهر نیش زنبور عسل

500mg

بیولوژیک

سیستم عصبی

۱۷

سیانید

250mg

آلی

ایجاد مرگ سلولی

۱۸

آلفاتکسین

180mg

بیولوژیک

کبد/کلیه

۱۹

زهر مارهای مناطق گرمسیری

120mg

بیولوژیک

سیستم عصبی

۲۰

زهر عنکبوت بیوه ی سیاه

70mg

بیولوژیک

سیستم عصبی

۲۱

فرمالدئید

11mg

آلی

ایجاد مرگ سلولی

۲۲

ریسین (لوبیای کاستور)

1.76mg

بیولوژیک

کشتن سلول ها

۲۳

VX (گاز اعصاب)

189mcg

آلی فسفردار

اعصاب

۲۴

تترادوتوکسین

25mcg

بیولوژیک

سیستم عصبی

۲۵

جیوه

18mcg

عنصر

سیستم عصبی

۲۶

بوتولینوم

270ng

بیولوژیک

اعصاب

۲۷

 تتانوسپاسمین tetanospasmin

75ng

بیولوژیک

سیستم عصبی

mcg: میکروگرم 

توجه شود که باز هم تاکید می گردد چون مقدار سمی بودن این مواد به شخص مصرف کننده باز می گردد لذا ممکن است در برخی اشخاص حتی مصرف مقادیر بسیار کمی از مواد فوق منجر به مرگ شود.

با کلیک بر روی هر یک از مواد فوق می توانید توضیح مختصری از آنها را به دست آورید. 

مواد کشنده موجود در لوازم آرایشی

بیشتر خانم‌ها از فرط خوشحالی و ذوق‌زدگی هنگام خرید لوازم آرایشی جدید فقط به مارک آنها توجه می‌کنند و حتی نگاهی هم به فهرست مواد تشکیل‌دهنده آن نمی‌اندازند. این در حالی است که بعضي مواد به کار رفته در رژ لب، لاک ناخن، ریمل، کرم‌های صورت، ضدآفتاب‌ها، دئودورانت‌ها و... می‌تواند به بدن شما آسیب برساند و در طولانی مدت عوارض زیادی از جمله سرطان، اختلالات هورمونی و... ایجاد کند. پس برای خودتان ارزش قائل شوید و حتی اگر کار وقت‌گیری باشد قبل از خرید به محتویات تک‌تک لوازم آرایشی نگاه کنید و انواع سالم و بی‌خطر و از همه بهتر «ارگانیک» آنها را انتخاب کنید. در این مقاله با انواع مواد خطرناک آرایشی آشنا می‌شویم.



۱. فتالات (Phthalates)

فتالات ماده‌ای است که باعث اختلالات هورمونی می‌شود. معمولا ۲ نوع از این ماده در مواد آرایشی استفاده می‌شود: بنزیل فتالات (BBP) و دی بوتیل فتالات (DBP). فتالات و ترکیب‌های مختلف آن، اثری شبیه هورمون زنانه استروژن دارند. اگر زنان باردار در معرض این ماده قرار گیرند، فرزندشان با ناهنجاری‌های مادرزادی در اندام تناسلی ‌متولد مي‌شود. علاوه‌ بر این تاثیر مخرب آن روی کبد، کلیه‌، ریه‌ و غدد جنسی ثابت شده است.

۲. فرمالدئید (Formaldehyde)

فرمالدئید باعث التهاب و تحریک پوست شده و درصورت تماس مزمن باعث ضعف عمومی بدن می‌شود. تنفس اين ماده موجب ايجاد سردرد، سوزش گلو، اختلال تنفس و بروز علائم آسم مي‌شود. مصرف مقادير زياد و طولانی مدت آن باعث ایجاد آثار سمی و سرطان در بدن می‌شود و مقادير اندک آن نيز باعث تحريک، سوزش چشم و ريزش اشک مي‌شود. مسموميت، افزايش اسيد خون و کاهش شديد حرارت بدن نيز از عوارض جذب فرمالدئيد از طريق دستگاه گوارش هستند.

۳. پارابن (Paraben)

این ماده به‌طور وسیعی در مواد آرایشی استفاده می‌شود و نوعی نگهدارنده محسوب می‌شود که از رشد میکروب‌ها جلوگیری می‌کند. همیشه روی برچسب لوازم آرایشی به دنبال واژه paraben یا عبارت‌های propylparaben و ethylparaben باشید زیرا این مواد شیمیایی می‌توانند باعث اختلالات غددی و هورمونی شوند.

۴. اکسی بنزون (Oxybenzone)

هنگام خرید رژلب یا لیپ استیک حتما برچسب آن را بخوانید تا مطمئن شوید در آن اکسی بنزون به کار نرفته باشد؛ به‌خصوص در مورد رژ لب‌های ضد‌آفتاب. این ماده می‌تواند باعث ایجاد حساسیت و اختلالات هورمونی شود و به سلول‌ها آسیب برساند.

۵. سورفاکتانت (Surfactant)

سورفاکتانت از طریق پوست، تنفس و گوارش می‌تواند جذب بدن شود. این ماده علاوه بر خشکی، التهاب پوست و مخاط، درماتیت آلرژیک، حساسیت چشمی و چروک‌خوردگی سریع‌تر پوست، در صورت مصرف زیاد آثار سرطان‌زایی نیز خواهد داشت. سورفاکتانت در بیشتر مواد شوینده، کف‌کننده، شامپوها و صاف‌کننده‌های مو و لباس نیز استفاده می‌شود. جذب سیستمیک یا خورده شدن به اشتباه آن می‌تواند آثار داخلی متعددی داشته باشد.

۶. رنگ‌ها

رنگ‌های شیمیایی مختلفی که در محصولات زیبایی و آرایشی به کار می‌روند درصورت رعایت‌نکردن استانداردهای خاص می‌توانند مشکل‌ساز باشند و باعث عوارض پوستی و داخلی شوند. به‌خصوص در مورد رژ لب که طی روز چندین بار استفاده می‌شود و احتمال دارد با خوردن هر نوع ماده غذایی مقداری از آن نیز مستقیما وارد بدن شود.


۷. بوتیل هیدروکسی (Butylated Hydroxyanisole)

بوتیل هیدروکسی نوعی ماده نگهدارنده است. چندی پیش موسسه ملی سم‌شناسی ایالات‌متحده اعلام کرد این ماده می‌تواند منجر به سرطان شود اما متاسفانه هنوز در بسیاری از مواد آرایشی و بهداشتی مثل رژ لب و خط چشم به کار می‌رود. بوتیل هیدروکسی تولوئن نیز که یکی از مواد اصلی تشکیل‌دهنده لاک ناخن است و تماس طولانی مدت با آن، علائم جسمی و روانی متعددی ایجاد می‌کند.

۸. فراگرنس (fragrance)

اگر پوست حساسی دارید سعی کنید از لوازم آرایشی حاوی مواد خوشبوکننده استفاده نکنید. محصولاتی تهیه کنید که روی برچسب آنها عبارت «fragrance free» چاپ شده باشد. گاهی‌اوقات این مواد همچنین عطر و ادکلن می‌توانند باعث سردرد، سرگیجه، آلرژی پوستی و تغییرات رنگ پوست شوند.

پرونده چپ دست ها

سیزدهم ماه آگوست که می‌شود بیست و دوم مرداد، روز جهانی چپ‌دست‌هاست.



مشهورترین‌های دنیا


لیست بلندبالای مشهورترین چپ‌دست‌های دنیا، تمامی ندارد؛ همه‌جور آدمی هم بین‌شان پیدا می‌شود: از ژاندارک و تیبریوس گرفته تا ریگان و اوباما؛ از اسکندر مقدونی تا ناپلئون بناپارت؛ از چارلی چاپلین و گرتا گاربو تا رابرت دنیرو و نیکول کیدمن؛ از افلاطون و ارسطو تا داروین و نیچه.
اما بحث نسبتاً داغ همین روزهای اخیر، چپ‌دست بودن کوچک‌ترین عضو خانواده‌ی سلطنتی انگلستان است! پرنس جرجِ چند روزه که وقت مرخص شدن بیمارستان به همراه کیت میدلتون و پرنس ویلیام، انگشت شصت دست چپش را می‌مکید، باعث شد رسانه‌ها حسابی در مورد چپ دست بودن یا نبودنش، سر و صدا راه بیندازند!



چپ‌دست‌ها و کامپیوتر


ماوس را همیشه سمت راست کیبورد می‌گذارند و چپ‌دست‌ها مجبورند کج‌دار و مریز با دست راست آن را حرکت بدهند. دیزاین و تنظیمات پیش‌فرض ماوس‌ها هم همیشه برای راحتی دست‌راست‌هاست. اما خبر خوب این که یک راه راحت و بی‌دردسر برای عوض کردت تنظیمات وجود دارد و اگر یک‌روزی، گذارتان به یک فروشگاه مخصوص چپ‌دست‌ها بیفتد و بتوانید ماوس مخصوص بگیرید که دیگر معرکه می‌شود.
برای عوض کردن تنظیمات دکمه‌های ماوس، باید در Control Panel به بخش Mouse بروید، در قسمت Buttons، برای Button Configuration option، چپ‌دستی را انتخاب کنید و کار تمام است؛ می‌توانید خیلی راحت ماوس را سمت چپ بگذارید و آن‌وری کلیک کنید.



چقدر چپ‌دستید؟


البته که همه می‌دانیم چپ‌دست هستیم یا نه؛ اما بیایید یک کمی دقیق‌تر بشویم: چقدر چپ‌دستید؟ چپ‌گوش چی؟ چپ‌چشم چطور؟ با یک تست ساده، چیزهای بیشتری در مورد خودتان یاد می‌گیرید:
۱. فرض کنید پشتتان می‌خارد! از کدام دستتان استفاده می‌کنید؟
۲. دست‌هایتان را در هم قلاب کنید: انگشت کدام دست‌تان بالاتر قرار می‌گیرد؟
۳. دست بزنید: انگشت‌های کدام دست‌تان بالاتر است؟
۴. به یک آدم خیالی جلوی رویتان چشمک بزنید؛ کدام چشم‌تان را می‌بندید؟
۵. دست‌هایتان را پشت سرتان ببرید و با یک دست، دست دیگر را بگیرید؛ کدام دست، آن یکی را می‌گیرد؟
۶. فرض کنید یک نفر روبه‌روی شما دارد حرف می‌زند، اما صدایش را نمی‌‌شنوید. دست‌تان را پشت گوشتان بگذارید تا بهتر بشنوید: کدام گوش است؟
۷. سه تا انگشت شصت، اشاره و میانی را با انگشت چهارم همان دست‌تان بشمارید؛ انگشت‌های کدام دست‌تان را شمردید؟
۸. سرتان را خم کنید تا به شانه‌تان بخورد؛ شانه‌ی چپ است یا راست؟
۹. یک چیزی را با فاصله از خودتان در نظر بگیرید و با انگشت به آن اشاره کنید؛ جوری که در راستای همان شیء باشد. اول یک چشم‌تان را ببندید، بعد بازش کنید و چشم دیگر را ببندید. با بستن کدام چشم، انگشت‌تان در همان راستا می‌ماند؟
۱۰. بازوهایتان را در هم قلاب کنید؛ کدام دست‌تان روی آن یکی قرار می‌گیرد؟
اگر همیشه خودتان را چی‌دست یا راست‌دست می‌دانستید، به این آزمایش‌های ساده، حتماً دیدید که امکان ندارد این موضوع، ده بار �#1585;است�باشد!

خطر صحبت کردن با موبایل در پمپ بنزین و گاز

فقط توی خود پمپ بنزین تابلوهاش نصب شده.



من يكبار داشتم توي پمپ بنزين، بنزين ميزدم كه گوشيم زنگ زد و من هم جواب دادم، متصدي پمپ يقه‌ام رو گرفت و وقتي من گفتم مگه اتفاقي يافته بهم گفت كه ماشينم رو كنار پارك كنم و به دفترشون برم، اونجا يه فيلم آموزش اصول ايمني نشون دادند كه از تصاوير دوربينهاي مدار بسته پمپ بنزين هاي ايران تهيه شده بود و تصاوير انفجار در اثر مكالمه و اكثرا جواب دادن به تلفن درحال زنگ زدن رو نشون ميداد. البته گفت كه نيازي به خاموش كردن گوشي نيست ولي بايد گوشي رو داخل ماشين گذاشت و اگرهم زنگ زد جواب ندهيم
فقط نمي‌دونم چرا بيشتر اطلاع رساني نميكنند مثلا از تلويزيون،‌البته شايد هم آگهي مي‌كنند. من كه سالهاست حتي 10 دقيقه هم تلويزيون ايران رو نديده ام


اگر گفتيد چرا نبايد توي پمپ بنزين با موبايل حرف زد؟


دیگر با موبایل در پمپ بنزین حرف نزنید 

من نشنيدم که توي ايران قانوني باشه در خصوص حرف نزدن با موبايل توي پمپ بنزين.....
ولي گويا توي کشورهاي ديگه اين قانون هست. حالا دليلش:
مواد لازم براي اين آزمايش: يك عدد ماهيتابه، 3 قطعه‌ي کوچک فلزي مثل شکل، يك ورق فويل، يك عدد موبايل، مقداري نفت يا بنزين

اون سه قطعه ي فلزي رو به شکل L خم کنين و در ماهيتابه بذارين:



به اين شکل:


ورقه ي آلومينيومي (فويل) رو مچاله کنين و روي اين قطعات بذارين: 


مقداري نفت يا بنزين روش بريزين: 


حالا با گوشيتون در نزديکي ماهيتابه به يکي از دوستانتون زنگ بزنين، مهم نيست کي باشه، مهم اينه که زنگ بزنين!


کمي صبور باشين، بالاخره اتفاق خواهد افتاد:


آتيش:


تعجب کردين؟! يادتون باشه اين آزمايش رو در محلي امن انجام بدين، و دفعه‌ي ديگه که به پمپ بنزين رفتين، گوشيتون رو خاموش کنين بخصوص موقع پرکردن باک!!!

لطفا به هرکسي که برای شما مهم هست و مي تونيد اطلاع دهيد

علت درس نخواندن دانشجویان


در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است
به این ترتیب 313 روز باقی میماند.
 
حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است.
بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند

در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا'' 122 روز میشود.
بنابراین 141 روز باقی میماند

اما سلامتی جسم و روح روزانه1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا'' 15 روز میشود.
پس 126 در روز باقی میماند

طبیعتا'' 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود.
پس 96 روز باقی میماند

1ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است.
چرا که انسان موجودی اجتماعی است.
این خود 15 روز است.پس 81 روز باقی میماند

روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند

تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند
در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید.
پس 6 روز باقی میماند

در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است

سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند

1روز باقی مانده همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز درس خواند

پس یک دانشجوی نرمال نمیتواند درس بخواند!!!

اثبات علمی

اثبات علمي......هر که سوادش کمتر درآمدش بيشتر 

از قديم گفته اند وقت طلاست، به عبارت ديگر       :

   زمان = پول :       معادله 1

همين  طور گفته اند توانا بود هرکه دانا بود، يعني    

   توان = علم       : معادله 2

مي دانيد که:

زمان / کار = توان:                معادله 3

با جاي گذاري معادله  1 و 2 در معادله سوم به اين معادله مي رسيم:

پول / کار = علم

که  مي توانيم آن را به اين صورت بازنويسي کنيم:

علم/ کار = پول

بنابراين:

Lim    (پول) = ∞

0 علم

يعني هرچه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بيشتر است، و اين هيچ ربطي به مقدار کار انجام شده ندارد !

!به عبارت ديگر وقتي علمت به سمت صفر ميل کند، پولت به بي نهايت خواهد رسيد

دانلود جواب سوال از حرارت

سلام
با تشکر از مهندس عباسی که جواب سوال رو در اختیار ما گداشتند
دوستان لطف کنن بعد از دانلود تغییراتی در فایل ایجاد کنند مثل دمای ورودی سیال سرد و ...

 

لینک دانلود

جمله این هقته


اتم ها زندگی مشترک خود را با چه شور و حرارتی آغاز می کنند!! 


جمله این هقته

 اکسیژن رفیق نابابی است . همنشینی با او سر انجامی جز خاکستر و دود شدن در هوا ندارد


دماسنج گالیله چگونه کار میکند؟

دماسنج گالیله

دماسنج گالیله چگونه کار می کند؟

 

 

گالیله در اوائل سال 1600 م . دستگاهی‌ به‌نام «دمایاب»اختراع می‌كند؛ که امروزه روی برخی از میزهای كار یا تزیینات می ‌توانید دستگاهی برهمان اساس به ‌نام گرماسنج  ببینید. دقیق‌ترین گرماسنج‌ها در حال حاضر به عنوان دكور مورد استفاده قرار می‌گیرند.
این گرماسنج شامل لوله‌ی شیشه‌ای بسته‌ای است كه با آب و حباب هایی در داخل آن پُر می‌شوند. حباب‌ها كره‌های شیشه‌ای هستند كه با مایع رنگی پُر شده‌اند. ممكن است این تركیب شامل الكل یا حتی آب با رنگ‌های طبیعی هم باشد.
 
دماسنج گالیله چگونه کار می کند؟
 
یك قلاب و وزنه‌ی فلزی به این حباب متصل است كه دما را نشان می‌دهد. دمای مرتبط با هر حباب شیشه ای، روی وزنه ی فلزی متصل به آن، حك شده است. این فلزها وزنه‌هایی با اندازه‌ی معین هستند. وزن هر كدام كمی با دیگری متفاوت است. كاملا نمی‌توانند در یك اندازه و شكل باشند.
حباب‌ها را با اضافه كردن مقدار معینی مایع به آن‌ها وزن سنجی می ‌كنیم، به‌طوری‌‌كه چگالی معینی داشته باشند. بنابراین بعد از اتصال این وزنه‌های معین به حباب، هر كدام چگالی متفاوت خواهند داشت‌ (نسبت جرم به حجم). چگالی‌ها نزدیك به چگالی محیط آبی است.
دماسنج گالیله چگونه کار می کند؟

 

می‌دانیم جرمی كه در مایع معلق است دو نیروی اصلی را تجربه‌ ‌می‌كند:

1-كشش رو به پایین گرانشی    

2- شناوری رو به بالا

گرانش است كه دما را مشخص می‌‌كند. ایده‌ی اصلی این ‌است كه وقتی دمای هوای بیرون از گرماسنج تغییر کرد، دمای آب اطراف حباب تغییر خواهد كرد. وقتی دمای آب تغییر ‌كند، به دلیل تغییر چگالی، یا حباب منبسط می‌شود یا منقبض. حباب‌ها شناور شده سپس ته نشین می‌شوند.

 

فرض كنیم پنج حباب در گرماسنج داریم:

 

 

 حباب آبی كه دمای 18 درجه را نشان می‌دهد.

 

 حباب زرد كه دمای 20 درجه را نشان می‌دهد.

 

 حباب سبز كه دمای 22 درجه را نشان می‌دهد.

 

 حباب بنفش كه دمای 24 درجه را نشان می‌دهد.

 

 حباب قرمز كه دمای 26 درجه را نشان می‌دهد.
 

حباب آبی (18 درجه) سنگین‌ترین (چگال‌ترین) و بقیه‌ی حباب‌ها كمی سبك‌تر و حباب قرمز سبك‌ترین است. حالا فرض كنیم دمای اتاق 22 درجه باشد. وقتی هوای اتاق 22 درجه است، می‌دانیم كه دمای آب هم 22 درجه خواهد بود. حباب‌های آبی و زرد (18 و 20 درجه) طوری تنظیم شده‌اند كه چگالی‌های بالاتر از آب پیدا می‌كنند در نتیجه ته نشین خواهند شد.

 

حباب‌های بنفش و قرمز از جایی كه چگالی كم‌تری دارند، در بالای گرماسنج شناور باقی می‌مانند. در نتیجه حباب سبز دمای یكسان با آب را خواهد داشت. این حباب كمی پایین ‌تر از دوتای بالایی قرار می‌گیرد؛ این دمای اتاق است!

شناساگرهای خانگی

شناساگرهای خانگی

شناساگرهای خانگی

شناساگرها مواد آلی که در محیط های مختلف رنگ های متفاوتی را ایجاد می کند که با توجه به تغییر رنگ آن می توان ماده را شناسایی کرد.

از شناساگر ها برای تشخیص اسید ها و بازها نیز استفاده می شود.

تذکر : هرگز نباید برای شناسایی یک ماده شیمیایی آن را چشید.

در مقاله قبلی با انواع شناساگرها و مقدار PH  و رنگ آن ها در محیط های اسیدی و بازی آشنا شدید، به عنوان نمونه متیل اورانژ را شرح می دهیم. جالب است بدانید که در خانه نیز می توانید از بعضی مواد به عنوان شناساگر استفاده کنید اگر می خواهید با این مواد آشنا شوید این مقاله را دنبال کنید.

 

شناساگرهای خانگی

 

متیل اورانژ ترکیب به شدت رنگی است و در رنگ کردن و چاپ کردن پارچه ها به کار می رود. شیمیدانان از متیل اورانژ به عنوان معرف در تیتراسیون باز ضعیف با اسیدهای قوی استفاده می کنند. رنگ این ماده از قرمز تا زرد مایل به نارنجی ( 4.4 - 3.1= PH) تغییر می کند.

تغییر مسیر الکترون های محدود در مولکول وقتی که اتم هیدروژن به آن اضافه یا از آن جدا می شود، سبب تغییرات رنگی PH متیل اورانژ می شود.

ساختمان این ماده در محیط اسیدی به صورت زیر می باشد:

این مولکول رنگ سبز – آبی را جذب می کند در نتیجه محلول به رنگ قرمز دیده می شود. توجه داشته باشید که نیتروژن دارای بار مثبت پیوند دوگانه دارد.

در محیط بازی، یک یون هیدروژن از پل N-N میان حلقه ها حذف شده و الکترون هایی که قبلاً برای اتصال این هیدروژن به کار می رفتند بار مثبت اتم نیتروژن انتهایی را خنثی می کنند به طوری که آن اتم نیتروژن دیگر نمی تواند پیوند پی تشکیل دهد. محلول متیل اورانژ در محیط بازی زرد می شود.

 

متیل اورانژ چگونه تشکیل می شود؟

از واکنش سولفانیلیک اسید، سدیم نیتریت و دی متیل آلانین، متیل اورانژ ساخته می شود. ابتدا سولفانیلیک اسید در محلول اسیدی رقیق حل شده، سپس سدیم نیتریت به آن اضافه می شود و نمک دی آرونیوم تشکیل می شود.

 

شناساگرهای خانگی

 

 

شناساگرهای خانگی

شما می توانید با استفاده از مواد معمولی كه در هر خانه ای پیدا می شود و همچنین عصاره میوه و یا گل و برگ گیاهان، شناساگر خانگی درست كنید .

بسیاری از گیاهان دارای آنتو سیانین های حساس به تغییر PH هستند که در زیر چند نمونه از آن ها را بیان می کنیم:

چغندرها

یک محلول بازی قوی می تواند رنگ عصاره چغندر را از قرمز به ارغوانی تغییر دهد.

سیاهدانه ها

توت سیاه، تمشک سیاه، كشمش سیاه، در یک محیط اسیدی به رنگ قرمز هستند و در محیط بازی به رنگ آبی یا بنفش تغییر رنگ می دهند.

زغال اخته

این میوه در PH حدود 2.8 تا 3.2 به رنگ آبی می باشد ولی اگر محیط كمی اسیدی باشد به رنگ قرمز در می آید.

گیلاس

عصاره گیلاس در محیط اسیدی به رنگ قرمز می باشد اما در محیط بازی به رنگ آبی یا بنفش در می آید.

پودر كاری یا زرچوبه هندی

كاری دارای رنگیزه نارنجی می باشد كه در PH حدود 7.4   نارنجی رنگ ودر PH حدود 8.6 قرمز می باشد.

گلبرگ های شمعدانی

گلبرگ های شمعدانی در محیط اسیدی نارنجی متمایل به قرمز هستند و در محیط بازی آبی می شوند.

انگور ها

انگورهای قرمز یا ارغوانی شامل چندین آنتوسیانین هستندانگورها نیز در محیط اسیدی قرمز و در محیط بازی آبی هستند.

 

می توانید مقداری کلم بنفش را خرد کنید و در آب گرم حرارت دهید. محلول بنفش حاصل را پس از صاف کردن ، خنک نموده و از آن به عنوان شناساگر اسید ها و بازها استفاده کنید.

این محلول در محیط اسیدی به رنگ قرمز ودر محیط بازی به رنگ سبز در می آید و همچنین در محیط خنثی تغییر رنگ نمی دهد.

برگرفته از سایت تبیان

جمله این هقته


بر خلاف تصور ما برای رسیدن به کمال همیشه لازم نیست چیزی بدست بیاوریم گاهی باید از چیزی گذشت. سدیم تا از الکترونش نگذرد آرایش الکترونی لایه ظرفیتش کامل نمی شود! !

انواع شناساگر و کاربرد آنها

انواع شناساگرها و کاربرد آن ها

انواع شناساگرها و کاربرد آن ها

شناساگرها مواد رنگی است که معمولا از مواد گیاهی گرفته می‌شوند و می‌توانند به شکل اسیدی یا بازی باشند. شناساگرها برای شناسایی اسیدها و بازها به ما کمک می‌کنند.

برای تعیین نقطه پایان در حین تیتر کردن از ترکیبات شیمیایی مشخص استفاده می‌شود که در نزدیکی نقطه تعادل در اثر تغییر غلظت مواد تیترشونده شروع به تغییر رنگ می‌کنند. این ترکیبات رنگی، شناساگر می‌باشند. به عبارتی دیگر، شناساگرها  مواد رنگی هستند که رنگ آن ها در محیط اسیدی و قلیایی با هم تفاوت دارد.

 

 کاربرد شناساگرها

یکی از ساده ترین راه تخمین کمی PH ، استفاده از یک شناساگر است. با افزودن مقدار کمی از یک شناساگر به یک محلول، تشخیص اسیدی یا بازی بودن آن ممکن می‌شود. در صورت مشخص بودن PH، تغییر شناساگر از یک شکل به شکل دیگر ، با توجه به رنگ مشاهده شده، می‌توان تعیین کرد که PH محلول کم‌تر یا بیشتر از این مقدار است. شیمیدان‌ها از این گونه مواد برای شناسایی اسیدها و بازها کمک می‌گیرند.

 

شناساگرهای زیادی وجود دارد که معروف ترین آن ها لیتموس (تورنسل) است که در محیط اسیدی، قرمز، در محیط بازی، آبی و در حدود خنثی بنفش رنگ است. تغییر رنگ آن در نزدیکی PH برابر 7 رخ می‌دهد. در هر حال تغییر رنگ ناگهانی نیست. فنل فتالئین، معرف دیگری است که بیشتر برای بازها قابل استفاده است. این ماده جامدی سفید رنگ است که در آزمایشگاه محلول الکلی آن را به کار می‌برند. این محلول در محیط اسیدی بی رنگ و در محیط قلیایی رقیق ارغوانی است.

 

می‌توان از آب کلم سرخ یا انواع گل های سرخ مثل شقایق و رز سرخ نیز به‌عنوان یک شناساگر اسید و باز استفاده کرد. از آمیختن شناساگرهای مختلف با یکدیگر نوار کاغذی به دست می‌آید که با یک مقیاس رنگ مقایسه‌ای همراه است و برای اندازه گیری‌های تقریبی PH به طور گسترده کاربرد دارد.

 

انواع شناساگرها و کاربرد آن ها
 
 انواع شناساگرها

در اینجا به معرفی دو نوع شناساگر داخلی و خارجی می پردازیم:

1. شناساگر داخلی: اگر به محلول تیتر شونده، چند قطره از یک شناساگر افزوده شود و پس از پایان عمل تغییر رنگ در محلول ایجاد شود، چنین شناساگری را شناساگر داخلی یا درونی نامند.

 

2. شناساگر خارجی: در برخی حالات، قبل از آن که نقطه پایان به ظهور برسد، بین شناساگر و محلول تیتر شونده یک واکنش صورت می‌گیرد و در این حالت نقطه پایان بسیار سریع پدیدار می‌شود، مثل تیتر کردن فسفات با استات اورانیل در حضور شناساگر فروسیانور پتاسیم، فروسیانور پتاسیم با یون های اورانیل قبل از رسیدن به نقطه پایان واکنش می‌دهد.

 

برای به دست آوردن نتیجه صحیح و خوب باید به دفعات لازم چند قطره از محلول بالای رسوب ( یا محلولی که پس از صاف کردن رسوب به دست می‌آید ) را در فاصله زمان های مساوی، روی یک قطعه کاغذ صافی با شناساگر سیانور پتاسیم آزمایش کرد. چنین شناساگری، شناساگر خارجی نامیده می‌شود.

 

انواع شناساگرها و کاربرد آن ها

 

فاصله تغییر PH و تغییر رنگ برخی از شناساگرهای مهم اسید و باز که متداولند و جدول زیر آمده است:

 


فاصله تغییر رنگ ph
رنگ اسید رنگ باز نوع شناساگر

لیتموس

8- 5/5

قرمز

آبی


آبی متیل

3/2- 2/1

قرمز

زرد


بنفش متیل

2- 0

زرد

بنفش


آبی تیمول

6/9-8

زرد

آبی

اسیدی

زرد متیل

4-9/2

قرمز

زرد

بازی

نارنجی متیل

4/4-1/3

قرمز

زرد

بازی

سبزبرموکرزول

4/5- 8 /3

زرد

آبی

اسیدی

قرمز متیل

3/6-2/4

قرمز

زرد

بازی

قرمز کلروفنول

4/6-8/4

زرد

قرمز

اسیدی

آبی برموتیمول

6/7-0/ 6

زرد

آبی
اسیدی

قرمزفنول

8-4/6

زرد

قرمز
اسیدی

قرمز خنثی

8-8/6

قرمز

زرد نارنجی
بازی

ارغوانی کرزول

9-4/7

زرد

ارغوانی
اسیدی

فنل فتالئین

6/9-8

بی رنگ

قرمز
اسیدی

تیمول فتالئین

5/10-3/9

بی‌رنگ

آبی
اسیدی

زرد آلیزارین

12-1/10

زرد

قرمز
بازی

 

انواع شناساگرها و کاربرد آن ها

برگرفته از سایت تبیان

آیا هیدروژن سوخت محسوب می شود؟؟؟


ادامه نوشته

چگونه یک مقاله علمی بنویسیم ؟

در ادامه این مطلب شما را به طریقه نوشتن مقاله علمی آشنا میکنم

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

داستان کوتاه

سلام

یه داستان خیلی عالی و آموزنده در ادامه مطلب هست

نظر فراموش نشه

ادامه نوشته

توجه

سلام

از همه دوستانی که به این وب میان و نظر میدن تشکر میکنم

از دوستان خواهش دارم که حتی المقدور آدرس وب و یا آدرس ایمیل خودشون رو وارد کنند

انتقال جرم

سلام دوستان

همونطور که گفته بودم ترجمه متن انگلیسی رو براتون گذاشتم دوستانی که از انگلیسی سر در میارن اگه ترجمش مشکل داره کمک کنن و حتما اطلاع بدن

ترجمه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

Mass Transfer

When two phases of different compositions are brought into contact, a transfer of components may occur from one phase to the other, and vice versa

ادامه نوشته

پیوند کووالانسی

تعریف پیوند کووالانسی

یک جفت الکترون مشترک بین دو هسته یک پیوند کووالانسی تشکیل می‌دهند.

ادامه نوشته

پیوند فلزی

تعریف پیوند فلزی

بین اتم های فلز در شبکه بلور پیوند ویژه‌ای وجود دارد که در اصطلاح پیوند فلزی نامیده می‌شود.


بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

راه رفتن روی آب

تقریباً هر کسی می‌تواند تفاوت بین یک مایع و یک جامد را بیان کند. یک مایع، جاری می‌شد، در حالی که یک جامد در همان حالت که دارد باقی می‌ماند

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حقایقی درباره کربن

کربن نقشی اساسی در دنیای ما ایفا می کند از دی اکسید کربن موجود در هوا گرفته تا گرافیت  (کربن ) موجود در مداد شما، همه جا می توانید آثار آن را بیابید

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حقایقی درباره الماس

با مطالعه حقایق مربوط به الماس، به اطلاعاتی چون الماس های خون گرفته تا فن آوری در زمینه الماس مصنوعی ( ترکیبی ) پی ببرید. از ویژگی های الماس اطلاع حاصل کنید و به کاربردهای آن، ساختار و اتم ها و جواهرات تا زمینه های مختلف  اطلاعات و حقایق دیگری به دست بیاورید.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حقایقی درباره نیتروژن

 نیتروژن عنصری خارق العاده است که دارای  ویژگی های منحصر به فرد است و در مواد منفجره، داروهای بیهوشی، باروری،  و هم چنین مسابقات ماشین سواری مورد استفاده قرار می گیرد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

رحلت پیامبر(ص)

در شب رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی (ص) فرشتگان عرش می گریند. عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند. ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم.

غمی در سینه ام می جوشه امشب
چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرهنِ مشکیشو، زهرا (علیهاالسلام)
به جای مادرش، می پوشه امشب!

هر كه بشنیده صداى مجتبى / تا ابد شد مبتلاى مجتبى
سالها بهر حسین باید گریست / تا كنى درك عزاى مجتبى

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج
شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج
بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز
تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

در لیوان رنگین‌کمان بسازیم!!

خیلی جالبه حتما بخونید

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

خواص ترکیبات یونی

خواص ترکیبات یونی

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

فسفرسانس و فلوئورسانس

فسفرسانس و فلوئورسانس پدیده هایی هستند كه در آن ها یک ماده خاص كه به طور عام به آن فسفر گفته می شود

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

جمله هفته

پیام تسلیت

سلام زهرا خانوم

غم از دست رفتن عمه بزرگوارتون رو تسلیت عرض میکنم

خداوند شما را اجر صابرین دهد که حضرتش فرمود:و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالو انا لله و انا الیه راجعون.

عرض تسلیت حقیر را بپذیرد.

چه کسانی «پایان‌جهان» را باور کردند؟

افسانه پایان جهان در روز 21 دسامبر که مدت ها توجه جهانیان را به خود مشغول کرده بود  دیروز با ادامه یافتن حیات در کره زمین به پایان رسید.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

محاسبات ریاضی در قرآن

چشم ما فقط می‌تواند اجسام یک، دو و سه‌بعدی را ببیند، پس اجسامی که بُعدی بیش از سه بعد دارند، توسط چشم آدمی دیده نمی‌شوند؛مانند پنج بعدی‌ها که علاوه بر طول، عرض و ارتفاع، «زمان و انرژی» هم دارند.

بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

دانــستـــنی هـای جـــــالـــــــب

چیزهایی که شاید تا حالا نشنیده اید و براتون جالب باشه

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

شهادت امام سجاد (ع)

روز دانشجو

جملات زیبا و تاثیر گذار از پروفسور حسابی

چند جمله زیبا از پروفسور حسابی براتون دارم

برای خوندن اونها به ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

زنگ تفریح

سلامبه همه دوستان

برا دیدن به ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

۱۰۰ ایده برای مهربانی

سلام دوستان

این مطلب ربطی به شیمی نداره ولی خیلی جالبه

اگه می خواهید به دیگران مهربانی کنید و راهشو نمیدونید ، 100 راهی که پیشنهاد شده رو انجام بدید

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

10باور علمی اشتباه!!!

سلام دوستان

شاید براتون جالب باشه که ۱۰ مورد از باور های علمی ما انسانها اشتباهند!

برای خواندن آن باور ها به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

محرم

همکاری

با سلام

دوستانی که میتونن و میخوان در وبلاگ نویسی با ما همکاری کنن دعوت میشه که در آخر صفحه نسبت به تکمیل فرم اقدام کنند در ضمن نوشتن نام کاربری و رمز ورود الزامیست

برترین دانشگاههای دنیا در شیمی

با سلام

این مطلبو گذاشتم که شیمیست های ایرانی بخونن که شاید به خودشون بیان تا شاید یه روزی شاهد درج نام ایران در لیست پایین باشیم

به امید روزی که دانشگاه های ایران جزء یکی از ده دانشگاه برتر دنیا در همه رشته باشه (آمین)

ادامه نوشته

اسامی مواد شیمیایی

سلام دوستان خوبم

امروز تصمیم گرفتم که اسم اصلی و اسم معمول مواد شیمیایی که بیشتر ما اونا رو با این اسم میشناسیم رو بذارم امیدوارم که مفید باشه

ادامه نوشته

نام گذاری ترکیبات آلی

1_ مشخص کردن زنجیره ی اصلی :

طولانی ترین زنجیر کربنی را به عنوان زنجیره ی اصلی انتخاب می کنیم .

اگر در ترکیب موجود 2 تا زنجیره با کربن های مساوی یافتیم ،آنگاه...

ادامه نوشته

انواع چسب وصنعت چسب سازی

هر چند از چسب در صنعت ، مخصوص آبنوس کاران و صحافان و بیشتر برای چسباندن قطعات چوبی و یا اشیای کاغذی بود. اما به تدریج دامنه کاربرد آن گسترش یافت. به طوری که امروزه به جای استفاده از میخ ، پیچ ، بست ، لولا و… برای اتصال قطعات فلزی ، چوبی ، کائوچویی ، … از بخاری گرفته تا تهیه اسباب بازی , صنایع مونتاژ و حتی برخی از قسمتهای هواپیماهای مافوق صوت , از چسب‌های گوناگون و ویژه‌ای که به روش سنتزی تهیه می‌شوند , استفاده می‌شود.

ادامه نوشته

دعوت همکار

سلام به همه شما دوستان خوبم

امیدوارم که حالتون خوب باشه

با توجه به اینکه این ترم یه خورده سنگین هست از دوستانی که میتونن در زمینه وبلاگ نویسی همکاری کنن در یک نظر خصوصی یوزر و پسورد دلخواه - نام واقعی- ایمیل و همچنین اگه وبلاگ دارید هم ذکر کنید تا اکانت شما رو درست کنم و بهتون خبر بدم

ممنون که به این وبلاگ سر زدید

اطلاعیه

سلام و درودی دوباره به همه شما دوستان عزیز

امیدوارم که حالتون خوب باشه

امروز روز اول تشکیل کلاسا بود یه تغییراتی تو برنامه هفتگی رخ داد

یکی از اونها اصول عملیات از روز یک شنبه به شنبه ساعت 13 تا 14/45 منتقل شد

یکی دیگه که هنوز ساعتش مشخص نشده متون اسلامیه

و تربیت بدنی هم به شنبه ساعت 14 تا 17 منتقل شد

امروز هم زبان فنی درس داده نشد فقط جزوه معرفی کرد که باید از انتشارات اونرو خرید

ریاضی کاربردی هم در حد تعریفات اولیه درس داد

متون اسلامی هم فقط حضور و غیاب کرد و کتاب معرفی کرد

دوستان نظر فراموش نشه لطفا !!!

ممنون

چارت کامل درسی

سلام به همه دوستان

چارت کامل درسی رشته مهندسی تکنولوژی صنایع شیمیایی رو میتونید در ادامه مطلب ببینید

ادامه نوشته

جوابیه

جوابیه نظرات


ادامه نوشته

دروس ترم دوم

با سلام این دروس ترم دوم رشته مهندسی تکنولوژی صنایع شیمیایی دانشگاه فنی شهید چمران اهواز هستش


نام درس

پیشنیاز

همنیاز

تعداد واحد

ریاضی کاربردی

ریاضی عمومی

---------

3

فیزیک الکتریسیته

 

ریاضی عمومی

2

آز فیزیک الکتریسیته

 

فیزیک الکتریسیته

1

موازنه مواد و انرژی

 

 

2

تصفیه پساب های صنعتی

تجزیه دستگاهی

 

2

کاربرد رایانه در صنایع شیمیایی

 

 

2

زبان فنی

 

 

2

تربیت بدنی

 

 

1

متون اسلامی

 

 

2

شیمی آلی3

 

 

2

آز شیمی آلی 3

 

شیمی آلی 3

1

 حالا برید به این لینک و ببینید و مقایسه کنید

در ضمن اکثر بچه های ما طبق این چارت میرن جلو و فقط چند تا از دروس رو متغیر انتخاب میکنن

للللللطططططففففااااا نننننننننظظظظظظظظظظظررررررررررر فراموش نشه



گرایش های شیمی در مقطع کارشناسی ارشد


رشته‌ي شيمي در مقطع كارشناسي ارشد در 11 گرايش داوطلب مي‌پذيرد که به شرح زیر است:

ادامه نوشته

آشنایی با خواص برخی از عناصر !

با برخی خواص عناصر نظیر شعاع اتمی، سبک ترین و سنگین ترین عناصر، دمای ذوب وجوش، رسانایی الکتریکی و فابلیت تورق، آلوتروپی، الکترونگاتیوی، عنصری که بیشترین تعداد ترکیبات را دارد، خطرات، وفور در قشر زمین، بالاترین رسانایی گرمایی،سختی و انبساط طولی، بیشترین نیم عمر و قدیم ترین عناصر آشنا می شویم

ادامه نوشته

کنکور کارشناسی ارشد شیمی

کنکور کارشناسی ارشد شیمی در هفت گرایش برگزار میشود که دارای ضرایب متفاوت درسی هستند . اینکه ما در کدام گرایشها علاقمند به ادامه تحصیل هستیم نقش تعیین کننده ای در نوع درس خواندنمان دارد . در دفترچه های ثبت نام کنکور این ضرایب درج شده است .
ادامه نوشته

کاربرد و اثرات حلال ها

حلاّل جزء مهمي از محلول است. حلال ها مواد شيميايي هستند كه مواد ديگر را در خود حل مي كنند. حلال ها به طور كلي به دو دسته حلال هاي قطبي و حلال هاي غير قطبي تقسيم مي شوند. در حلال قطبي، ذرات تشكيل دهنده حلال قطبي بوده و يكديگر را با نيروي جاذبه ي الكتروستاتيكي جذب مي نمايند.
ادامه نوشته

آمونیاک را بیشتر بشناسیم

آمونیاک ، مهمترین ترکیب هیدروژنه ازت بوده ، در طبیعت از تجزیه مواد آلی ازت دار حاصل می‌گردد. این ماده ، گازیست بی‌رنگ با مزه فوق‌العاده تند و زننده که اشک‌آور و خفه‌کننده نیز می‌باشد. گاز آمونیاک از هوا سبک‌تر بوده ، به‌سهولت به مایع تبدیل می‌شود.
ادامه نوشته

شباهت انسانها به عناصر مندلیف!!!

شباهت انسانها به عناصر مندلیف!!!

1.بعضي ها مثل تيتان هستند حتي اکسيد شون هم با ارزشه.

و...

ادامه نوشته

جوابیه

با سلام

در جواب یکی از دوستان که پرسیده بودند

کدوم ماده شیمیایی هست که میتونه پلاستیک رو تو خودش حل کنه؟و براحتی هم بشه گیرش آورد.  

ادامه نوشته

جوابیه

سلام

در جواب سوال داروساز که پرسیده بودند

شما درس شیمی آلی 1 پاس میکنین؟؟؟؟؟اگه آره چه ترمی؟؟

باید بگم آره پاس میکنیم

ولی شیمی آلی برای رشته صنایع شیمیایی در هنرستان دو واحد ، در کاردانی باز یک درس دو واحدیه و در کاردانی به کارشناسی (کارشناسی ناپیوسته)هم دو واحدیه .

حالا در کاردانی به کارشناسی شیمی آلی 3 رو داریم و شیمی آلی 1 رو در هنرستان پاس کردیم

اگه سوال دیگه ای هست لطف کنید آدرس ایمیل و وبلاگتون رو درج کنید .

کمک (ثابت)

سلام به شما دوست عزیز

بنده دنبال جزوه آموزشی برنامه هایسیس میگردم اگه کسی جزوه هاشو داشته باشه به ایمیلم بفرسته که خیلی نیازش دارم البته خودم دو تا جزوه دارم ولی کامل نیستن

دوستان لطفا کمک کنن

ممنون

دانستنی های شیمی

تعیین زمان مرگ

تعیین دقیق زمان مرگ تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.

مصونیت ماده زجاجیه از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی از مزایای این روش محسوب می شود.

تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود.

صابون همه ما روزانه از صابون های جامد و مایع برای شستشو استفاده می كنیم و كارخانه های زیادی مشغول ساخت صابون هایی با عطر و رنگ های مختلفی هستند. اگر استئارات گلیسرول را با محلول غلیظ ئیدروكسید سدیم مخلوط كنیم گلیسرول و استئارات سدیم (صابون( به دست می آید(معادله1در پایین) این گونه واكنش ها كه منجر به وجود آمدن صابون میشوند را صابونی شدن می نامندپس از پایان واكنش به آن محلول غلیظ ئیدروكسید سدیم میزنند در اثر آن گلیسرول از محلول جدا می شود و صابون به سطح محلول می آید.كه در دمای معمولی جامد است. در روشهای جدید تر صابون طی واكنش ها ی(2)و(3)میسازند.

(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3NaOH:3C17H35COONa+C3H5(OH)3 فرمول 1

(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3H2O:3C17H35COOH+C3H5(OH)3 فرمول 2

C17H35COOH+NaOH:C17H35COONa+H2O فرمول 3

آلکنها در بسیاری از هیدروکربنها دو اتم هیدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.این هیدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH2 و n تعداد اتم های کربن است.ا اتیلن:گازی بی رنگ با بویی ملایم و مطبوع است به مقدار كمی در آب حل می شود.به عنوان هوشبر كاربرد دارد . اتیلن هیدروكربن بسیار ارزنده ای است.به مقدار كمی در گیاهان وجود دارد در فرایند رسیدن میوه ها دخالت دارد.افزایش غلظت آن باعث افزایش سرعت میوه ها می شود از این خاصیت در تجارت موز استفاده می شود.این میوه را نارس می چینند (زیرا میوه نارس كمتر از میوه رسیده آسیب می بیند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استیلن قرار می دهند و رنگ آنها هم زرد می شود.و در ظاهر تفاوتی با موز های طبیعی ندارند

چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد می شود ؟

ابتدای ماجرا : هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO2 به حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO2 حل شده در آن بیش از ظرفیت انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن CO2 دارد.

برای این کار گاز CO2 محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO2 حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دور نی . به زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل حباب را بازی می کنند.

به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( = بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین اتفاقی اصلا شیمیایی نیست.

هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید.

تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان به جای نمک خاک بریزید !!!

آیا میدانستید تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش می یابد ؟ - آیا میدانستید استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید ؟ - آیا میدانستید کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دار د؟

ساختن موشك با استفاده از هیدروژن پری اكسید و نقره برای این كار هیدروژن پری اكسید باید غلیظ شده باشد.(در حدود 90 درصد ) هیدروژن پری اكسید كه در دارو خانه ها میفروشند غلظلتش درحدود 3 در صد است.فرمول شیمیایی هیدروژن پری اكسید H2O2 است.وقتی با نقره واكنش برقرار میكند نقره نقش كاتالیزور را بازی میكند.

این واكنش اتم اضافه اكسیژن را ازاد كرده اب و گرمای زیادی تولید میكند.گرما اب را به بخار تبدیل كرده كه این بخار میتواند با سرعت بالا از نازل موشك خارج كند. برای ساخت موشك میتوانید از بطری نوشابه های خانواده خالی استفاده كنید به این صورت كه در نوشابه را سوراخ كوچکی بكنید(نقش نازل موشك) و مواد را در ان ریخته و در ان را ببندید واكنش انجام شده و بخار با سرعت از سوراخ به بیرون زده و اگر بطری نوشابه را بروی زمین بخوابانید این موشك حركت خواهد كرد 

آیا آرد (آرد گندم) میتواند منفجر شود؟

همه میدانیم كه بیشتر گندم سفید از نشاسته درست شده است . و میدانیم كه نشاسته از كربوهیدرات ساخته شده است یعنی از به هم پیوستن زنجیره ی مولكولهای شكر . هر كسی كه تا بحال مارشمالو (نوعی شیرینی خمیرمانند )را اتش زده باشد میداند كه شكر براحتی میسوزد , پس ارد هم میتواند.

آرد و خیلی از كربوهیدراتهای دیگر میتواند اتش بگیرند وقتی انها در هوا بحالت گرد و غبار وجود دارد .فقط کافیه در هر متر مكعب 50 گرم یا بیشتر آرد بصورت گرد در هوا وجود داشته باشد و مشتعل شود. ذره های آرد انقدر كوچك هستند كه فورا میسوزند. وقتی یك ذره بسوزد بقیه ذره های نزدیكش را هم روشن میكند و انوقت شعله بوجود امده تمام ابر ارد را شعله ور كرده و منفجر میشود. تقریبا هر كربو هیدرات بصورت گرد و غبار وقتی مشتعل شود منفجر خواهد شد .در خیلی از انبارهای آرد به همین صورت با یك جرقه یا یك منبع گرما باعت انفجار و اتش سوزی میشود.

آیا میدانستید گالیم در دمای 30 درجه مایع می شود ؟ - علت جرقه زنی در سنگ چخماخ چیست؟

سنگ چخماخ با نام flint معروف می باشد، تیره رنگ می باشد و در شاخه کوارتزها قرار می گیرد Flint نوع کوارتز آلفا می باشد که تا دمای 573 درجه سانتیگراد پایداری دارد و به صورت گرهکهایی در گچ و سنگ آهک یافت می شود .از سنگهای حاوی سیلیس SiO2 كه عموماً منشاء رسوبی دارند می باشد. ‌این سنگها یك پارچه بوده كه به علت نقص ساختمانی در برخورد با یكدیگر جرقه زده و O-3 آزاد می نماید این سنگ بانام سنگ آتشزنه معروف می‌باشد .

اطلاعات جالبی در مورد جیوه:

بیشترین معادن جیوه دنیا در اسپانیا و ایتالیاست و مهمترین سنگ معدن آن سینابار یا سولفور جیوه است با گوگرد و هالوژنها تركیب می شود اما با اسیدها به جز اسیدنیتریك بی اثر است جیوه و تركیبات آن توسط پوست و بلعیدن و تنفس جذب بدن می شود ماكسیمم مقدار مجاز بخار جیوه در هوای محیط كار 1.0 میلی گرم در متر مكعب و ماكسیمم مقدار جیوه مجاز موجود در ادرار 3.0 میلی گرم در لیتر است كلیه ها نقش مهمی در دفع جیوه از راه ادراری دارند ضمن اینكه بیشترین تجمع جیوه در اعضای بدن نیز در كلیه هاست . - آیا میدانستید اکسید کروم در ساخت نوار کاست و فیلم ویدئو استفاده می شود ؟ - آیا میدانستید لیتیم در جامد کردن روغن های صنعتی کاربرد دارد ؟ - آیا میدانستید رادیم گرانترین فلز است ؟

هیدروژن را بیشتر بشناسیم!

هیدروژن یکی از جالب ترین عناصر جدول تناوبی است عدد اتمی اش یک و سبک ترین گاز موجود در طبیعت است عنصری است که برای حل بسیاری از مسائل شیمی نظری کشفش ضروری بوده عنصری است که با از دست دادن تنها الکترونش تبدیل به پروتونی عریان و به دون پوشش می شود و بنابراین شیمی هیدروژن شیمی ویژه ای است و در واقع شیمی یکی از ذرات اساسی است.

مندلیف هیدروژن را عادی ترین عنصر درمیان عناصر عادی می نامد (وی عناصر موجود در تناوبهای کوتاه جدول تناوبی را عادی تلقی می کرد) زیرا این عنصر آغازگر سری عناصر شیمیایی طبیعی بود می توان با واکنش ساده مانند ریختن اسید کلرئیدریک بر روی براده روی مقداری هیدروژن تهیه کرد.

حتی در دورانهای کهن که هنوز شیمی به عنوان علم تلقی نمی شد و کیمیا گران در جستجوی کیمیا بودند اسید کلرئیدریک، اسید سولفوریک،اسید نیتریک،آهن وروی ، شناخته شده بودند به عبارت دیگر بشر کلیه موادی را که با اثر دادنشان بر هم می توانست هیدروژن تهیه کند در اختیار داشت .

 تنها برای شناختن آن می بایستی واقعه ای رخ دهد . در نوشته های قرنهای دهم تا دواردهم شمسی / شانزدهم تا هیجدم میلادی گزارشهایی موجود است که نشان می دهد در برخی موارد مانند ریختن اسیدسولفوریک بر روی براده آهن گازی متساعد می شده است که در آن زمان تصور می شد که نوعی هوای قابل اشتعال است .

یکی از کسانی که به این نوع هوای اسرار آمیز برخورده است لومونوزوف دانشمند مشهور روسی بوده است . در سال 1124/ 1745 وی رساله ای تحت عنوان « درباره درخشندگی فلزی» نوشت که از جمله مطالبش یکی این بود که :« با حل کردن برخی فلزات پست ، به ویژه آهن ، در الکل اسیدی شده ،بخارات قابل اشتعال از دهانه باز دستگاه آزمایش خارج می شود .... (بنابر اصطلاحات متداول آن زمان ، اسید را الکل اسیدی شده می نامند ) بنابراین ، آنچه که لومونوزوف دیده بود چیزی جز هیدروژن نبوده است .

 ولی اگر جمله اش را تا آخر بخوانیم ، می بینم که نوشته است ... این بخارات فلوژیستون است . نظر به اینکه انحلال فلز در اسید موجب تولید materia ignea یا بخاری قابل اشتعال می شد ، خیلی مناسب بود که آن را به اینگونه تفسیر کنند که انحلال فلز ، سبب آزاد شدن فلوژیستون می شود .

با این عبارت پردازی ، واکنش مزبور منطبق بر « نظریه آتش زایی » می شود . اینک به جا است که با کاوندیش دانشمند ارزنده انگلیسی آشنا شویم وی با تعصب عجیبی به علم گرایش داشت و آزمایشگر برجسته ای بود .

وی هرگز در انتشار نتایج تجربه هایش عجله نداشت و گاه سالها می گذشت تا مطلبی منتشر کند بنابراین مشکل است بتوان به طور دقیق معلوم کرد که وی آزاد شدن « هوای قابل اشتعال» را در چه تاریخ مشاهده کرده است .

نکته ای که در این مورد معلوم است ، انتشار مطلبی در سال 1145 شمسی / 1766 میلادی تحت عنوان «آزمایشهایی با هوایی مصنوعی» بود که یکی از موضوعات اساسی را در پژوهش های شیمی هوایی تشکیل داد . در عین حال به نظر می رسد که آن تجربیات بر اثر پافشاری بلاک انجام شده باشد .

« هوای ثابت » توجه کاوندیش را جلب کرده بود و در نتیجه وی تصمیم گرفته بود ببیند آیا نوع دیگری از هوای مصنوعی وجود دارد یا خیر . در این بررسیها او اشاره به نوع دیگری از هوا می کرد که در ترکیبات وجود دارد و به طور مصنوعی قابل جدا کردن از آنها است . ولی می دانست که هوای قابل اشتعال را درموارد متعدد دیده اند و خودش هم به همان روش یعنی اثر دادن اسید سولفوریک و اسید کلرئیدریک بر آهن ، روی و قلع ، به تهیه آن مبادرت ورزید .

با انجام این آزمایشها ،وی نخستین فردی بود که ثابت کرد که در همه موارد یاد شده نوع مشابهی هوا یعنی «هوای قابل اشتعال » را مورد توجه قرار می گیرد . کاوندیش به عنوان پیرو «نظریه آتش زایی » تنها به یک نوع تفسیر در باره طبیعت ماده اعتقاد داشت . بنابراین او هم مانند لومونوزوف، این ماده را فلژیستون نامید .

وقتی وی درباره خواص «هوای قابل اشتعال » بررسی می کرد ، مطمئن بود که مشغول بررسی خواص «فلژیستون » است . او ضمن کارهایش به این نتیجه رسیده بود که فلزات مختلف ، حاوی نسبت های مختلفی از «هوای قابل اشتعال » هستند .بنابراین به «هوای ثابت »مورد اداعای بلاک ، «هوای قابل اشتعال » کاوندیش هم اضافه شد .

 به طور خلاصه آن دو دانشمند چیز تازه ای کشف نکرده اند و فقط توانستند مشاهدات گذشتگان را جمع بندی کنند . اما همین جمع بندیها سبب پیشرفت چشمگیری در تاریخ دانش بشری شد .«هوای ثابت » و «هوای قابل اشتعال» با یکدیگر و با هوای معمولی تفاوت داشتند.«هوای قابل اشتعال » به طور اعجاب آور سبک وزن بود .کاوندیش متوجه شد که فلوژیستونی که به دست آورده است ، دارای جرم است.

 وی نخستین فردی بود که کمیت چگالی را برای اندازه گیریهای مربوط به گازها معرفی کرد . وقتی چگالی هوا را برابر واحد فرض کرد ، برای چگالی «هوای قابل اشتعال» مقدار 9./. و برای چگالی «هوای ثابت » مقدار 75/1 بدست آورد . اما در اینجا میان کاوندیش تجربه گر و کاوندیش طرفدار «نظریه آتش زایی» اختلاف بروز کرد زیرا با توجه به این که «هوای قابل اشتعال » دارای جرم است ،به همین وجه نمی توان آن را فلوژیستون خالص تلقی کرد .

به عبارت دیگر فلزاتی که هوای قابل اشتعال را از دست می دهند ، اجبارا باید دستخوش کم شدن جرم هم بشوند کاوندیش برای رفع این تناقض ، فرضیه ای بی محتوا به این شرح ابراز داشت :«هوای قابل اشتعال » مجموعه ای از فلوژیستون و آب است . حاصل آن فرضیه این بود که بلاخره در ترکیب «هوای قابل اشتعال » هیدروژن ظاهر شد .

نتیجه آشکار این است که گر چه کاوندیش «هوای قابل اشتعال »را وزن کرد ، خواصش را شرح داد و آن را نوع ویژه ای از «هوای مصنوعی » دانست ،ولی او هم مانند پیشینیانش به ماهیت این ماده پی نبرد . به عبارت دیگر کاوندیش به دون آگاهی از واقیعت ماده ای را که به دست آورده بود به عنوان فلوژیستون مورد مطالعه قرار داد ، نه به عنوان عنصر شیمیایی جدید و علت این اشتباه ، پایبند بودنش به «نظریه آتش زایی » بود . وقتی وی متوجه شد که خواص «هوای قابل اشتعال » مغایر با آن نظریه است «فرضیه ای که به اندازه نظریه گفته شده گمراه کننده بود ، ارائه داد.

بنابراین اگر بگوییم «هیدروژن را کاوندیش دانشمند انگلیسی در سال 1145 /1766 کشف کرده است» ، حرف نادرستی زده ایم . درمقایسه با دیگران ، کاوندیش روشهای تهیه و نیز خواص « هوای قابل اشتعال » را با جزئیات بیشتری شرح داده است . در هر حال ولی در عین حال نمی دانست چکار می کند و طبیعت عنصری هوای قابل اشتعال بر او روشن نشده بود .

 ولی نمی توان گناه را به گردن این دانشمند گذاشت ، بلکه باید گفت که شیمی هنوز به آن درجه از کمال که چنین پیشبینیهایی داشته باشد ،نرسیده بود . سالها گذشت تا سرانجام هیدروژن واقعا هیدروژن شد و جای شایسته اش را در شیمی اشغال کرد نام لاتین آن hydrogcnium از دو کلمه یونانی hydro وgcnnac به معنی « آبزا » گرفته شده است . این نام را لااووازیه درسال 1158 / 1779 پس از معلوم شدن ترکیب آب ،پیشنهاد کرد .

حرفH به عنوان علامت شیمیاییش توسط برزلیوس پیشنهاد شده است . هیدروژن از جهت اینکه ایزوتوپهایش هم از نظر خواص فیزیکی با هم متفاوتند و هم از نظر خواص شیمیایی ، عنصری منحصر به فرد است .

 زمانی این تفاوت ها برخی دانشمندان را واداشت که ایزوتوپهای هیدوژن را به عنوان عناصر جداگانه ای تلقی کنند و برایشان جای ویژه ای در جدول تناوبی پیدا کنند .بنابراین تاریخچه کشف ایزوتوپهای هیدروژن همانند تاریخچه خود هیدروژن جالب توجه است .

جستجوی ایزتوپهای هیدروژن در دهه اول قرن حاضر شمسی /دهه سوم قرن حاضر میلادی آغاز شد ولی همه کوششها ناکام ماند و نتیجه گیری کردند که هیدروژن ایزوتوپ ندارد . در سال 1310/ 1931 پیشنهاد شد که هیدروژن باید دارای ایزوتوپی به عدد جرمی 2 باشد . نظر به اینکه چنین ایزوتوپی جرمش دو برابر هیدروژن است ، دانشمندان برای جدا کردن هیدروژن سنگین به روشهای فیزیکی متوسل شدند.

 در سال 1311 /1932 سه نفر دانشمند آمریکایی به نامهای یوری ، بریکود و مورفی هیدروژن مایع را تبخیر کردند و با مطالعه باقی مانده تبخیر به روش طیف سنجی ،ایزوتوپ سنگین را در آن یافتند .وجود هیدروژن سنگین در هوای جو در سال 1320/1941محقق شد.

نام دوتریوم deuterium از کلمه یونای deuteron به معنی «دومین یا یکی دیگر » گرفته شده است . ایزتوپ دیگر با عدد جرمی سه به نام تری تیوم( مشتق از کلمه یونانی tritos به معنی سومین ) رادیواکتیو است و در سال 1313 /1934 توسط سه دانشمند انگلیسی به نامهای اولیفانت ،هارتک و رادرفوردشناخته شده است .

به ایزوتوپ اصلی هیدروژن نام پروسیوم نیز داده اند .این تنها موردی از که ایزوتوپهای یک عنصر نامها و علامتهای شیمیایی متفاوت دارند (hوt و d ).99/99 درصد همه هیدروژنها از پروسیوم است و بقیه اش دوتریوم می باشد . به صورت اثر بسیار ناچیزی همواره دو ایزوتوپ دیگر است .

زود باوری دانشجویان - طنز

این عنوان جالب پروژه ای است که یک داشجوی سال آخر انتخاب کرده!!!


دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر

کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید»

توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند.

6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست

که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!

نظر فراموش نشه!!!

عنوان جدید وبلاگ(پست ثابت)

با سلام به شما دوستان خوبم

امروز تصمیم گرفتم که عنوان وبلاگم رو عوض کنم و از ایده ها و عنوان هایی که دوستان خوبم واسم ارسال کردن استفاده کنم

و این شد عنوان جدید وبلاگ "شیمیست چمران"

البته از همه شما می خوام که نظر بدید و بگید عنوان ، خوبه یا نه ؟

نظر فراموش نشه !!

آتش سوزی در پترو شیمی بندر امام خمینی

با سلام خدمت شما و با تبریک عید سعید فطر

متاسفانه دیشب مطلع شدم که در هفته گذشته در بندر امام خمینی آتش سوزی رخ داده بود که متاسفانه چند تن از کارکنان شرکت جان خود را از دست دادند و چند تن دیگر هم در بیمارستان بستری شدند شدت حادثه طوری بود که برای مهار کردن آن از نیروی دریایی سپاه هم استفاده کردند

بنده بعد از شنیدن خبر جستجو کردم که نتیجه شو خودتون ببینید و خودتون قضاوت کنید

خبر گذاری شانا http://www.shana.ir/193340-fa.html

عصر ایران http://www.asriran.com/fa/news/227027/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85

خبر گذاری جمهوری اسلامی http://www.irna.ir/News/80259824/%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-2-%D9%83%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%88-15-%D8%B2%D8%AE%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%8A/

حالا من موندم کدوم یکی رو باور کنم

نظر فراموش نشه

شما از کدام دسته اید؟

شما از کدام دسته اید؟


بعد از انقلاب شکوهمند مردم به سه دسته تقسیم میشن
اشکانیان: آنان که در مراسم عزاداری شرکت میکنن و اشک میریزن

سامانیان: آنان که میلیاردی بردن وبه سرو سامان رسیدن


صفویان: آنان که مثل من وشما همیشه در صف هستیم وصدامون در نمیاد

توجه

سلام

نماز و روزه هاتون قبول باشه

پیشا پیش هم عید فطر رو به همه شما تبریک میگم

اول از همه از شما تشکر می کنم که به وبلاگم سر زدی

از همه شما می خوام که به بنده کمک کنید تا بهترین و کوتاهترین عنوان رو تو نظرات بگید تا بنده بتونم از بین عنوان های شما یکی رو انتخاب کنم یادتون نره

بنده دو تا گزارش کار آموزی دارم اولی در رابطه با مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی هست و دومی هم در رابطه با شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون هست

از دوستانی که این گزارش ها رو میخوان در نظرات اعلام کنن و ایمیلشون هم بذارن تا براشون بفرستم

باز هم میگم دوستان کمک کنن و در نظرات عنوان بنویسن


مندلیف

ديميتري اوانوويچ مندليف زير و رو كننده علم شيمي و فرزند يكي از مديران مدرسه محلي در 7 فوريه 1834 در شهر توبولسك واقع در روسيه متولد شد وي در سال 1869 دكتر علوم و استاد شيمي دانشگاه شد و در همين سال ازدواج كرد در اين هنگام فقط 63 عنصر از نظر شيمي دانها شناخته شده بود مندليف در اين فكر بود كه خواص فيزيكي و شيميايي عناصر تابعي از جرم اتمي آنهاست. بدون قانون تناوبي نه پيش بيني خواص عناصر ناشناخته ميسر بود و نه به فقدان يا غيبت برخي از عناصر مي شد پي برد.

كشف عناصر منوط به مشاهده و بررسي بود بنابراين تنها ياري بخت، مداومت و يا پيش داوري منجر به كشف عناصر جديد مي شد قانون تناوبي راه جديدي در اين زمينه گشود منظور مندليف از اين جمله ها آن بود كه در سير تاريخي شيميايي، زمان حدس زدن وجود عناصر و پيشگويي خواص مهمشان فرا رسيده است. جدول تناوبي پايه اي براي اين كار شد حتي ساخت اين جدول نشان مي داد كه در چه جاهايي مكان خالي باقي مي ماند كه بايد بعداٌ اشغال شود. با آگاهي از خواص عناصر موجود در جوار اين مكانهاي خالي مي شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمين زد و چند مشخصه مقداري آنها را(جرمهاي اتمي، چگالي، )نقطه ذوب ، و نقطه جوش و مانند آنها را) به كمك نتيجه گيري هاي منطقي و چند محاسبه رياضي ساده، تعيين كرد.

اين مطالب نياز به تبحر كافي در شيمي داشت مندليف از اين تبحر برخوردار بود كه با تركيب آن با تلاش علمي و اعتقاد به قانون تناوبي توانست پيشگوهاي درخشاني در باره وجود و خواص چندين عنصر جديد را ارائه دهد بنابراين مطابق با اين فكر جدولي درست كرد و 63 عنصر شناخته شده را به ترتيب جرم اتميشان در جدول قرار داد تعداد عناصر در سطرهاي جدول يكي نبود مثلاٌ سطر پنجم 32 عنصر داشت در حالي كه سطر ششم فقط شامل 6 عنصر بود ولي عناصري كه خواص آنها شبيه هم بود در اين جدول نزديك هم قرار داشتند و بدين علت مقداري از خانه هاي خالي متعلق به عناصري است كه تاكنون شاخته نشده وي اين نتيجه را در سال 1869 به جامعه شيمي روسيه تقديم كرد جدول مندليف كه پيش بيني وجود 92 عنصر را مي نمود جز لوتر مايز كه يك سال بعد از مندليف جدولي مشابه با جدول مندليف انتشار داده بود طرفداري نداشت پيش بيني هاي عجيب مندليف زمان درازي به صورت مثلهاي موجود در همه كتابهاي شيمي در آمده بود و كمتر كتاب شيمي وجود دارد كه در آن از اكاآلومينيوم و اكابود و اكاسيليسيم ياد نشده باشد كه بعدها پس از كشف به نامهاي گاليوم، سكانديوم و ژرمانيوم ناميده شدند در يمان سه عنصري كه مندليف پيش بيني كرده بود اكاسيليسيوم بعد از سايرين كشف شد(1887) و كشف آن بيش از كشف دو عنصر ديگر مرهون ياري بخت و تصادف مساعد بود.

در واقع كشف گاليوم توسط بوابودران (1875) مستقيماٌ توسط روشهاي طيف سنجي اش بود و جداكردن سكانديوم توسط نيلسون و كلو(1879) مربوط به بررسي دقيق خاكهاي نادر بود كه در آن زمان اوج گرفته بود اندك اندك همه پيشگوييهاي مندليف تحقق يافتند آخرين تائيد در مورد وزن محصوص سكانديوم فلزي بود در سال 1937 فيشر شيميدان آلماني موق به تهيه سكانديوم با درجه خلوص 98% شد وزن مخصوص آن 3 گرم بر سانتي متر مكعب بود اين دقيقاٌ مان رقمي است كه مندليف پيش بيني كرده بود در پاييز سال 1879 انگلس كتاب جامعي به دست آورد كه نويسندگانش روسكو و شورلمر بودند در آن كتاب براي نخستين بار به پيشگويي آلومينيوم توسط مندليف وكشفش تحت تاثير نام گاليوم اشاره شده بود در مقاله اي كه بعدها انگلس در كتابي هم نقل كرده است، اشاره به مطلب آن كتاب شيمي شده است و نتيجه گرفته است كه: ندليف يا به كار بردن ناخودآگاه قانون تبديل كميت به كيفيت هگل، واقيعت علمي را تحقق بخشيد كه از نظر تهور فقط قابل قياس با كار لوريه در محاسبه مدار سياره ناشناخته نپتون بوده است.

علاوه بر اين با اكتشاف آرگون در سال 1894 و هليوم و اينكه رامزي نظريه جدول مندليف وجود نئون و كريپتون و گزنون را پيش بيني نمود جدول مندليف شهرت عجيب و فوق العاده اي كسب نمود. در این سالها بود كه تمامي آكادمي هاي كشورهاي جهان(غير از مملكت خويش) او را به عضويت دعوت نمودند زيرا مندليف در دوم فوريه 1907 در 73 سالگي در گذشت به طوري كه مي دانيم از هنگامي كه جدول مندليف بوجود آمد خانه هاي خالي آن يكي پس از ديگري با كشف عناصر پر مي شد و آخرين خانه خالي جدول در سال 1938 با كشف(آكتينوم)در پاريس پر شد

ترکیبات عسل !!!

ترکیبات شیمیایی عسل متنوع و پیچیده است . ترکیب عسل هایی که منشا گیاهی دارند فرق می کند. چهار پنجم وزن عسل را کربو هیدرات ( مواد قندی – نشاسته ای ) تشکیل می دهد و بقیه آن عبارتند از : پروتئین ، املاح معدنی ، عناصر معطر ، آنزیم ها ، ویتامین ها ، گرده گل ( پولن گیاهی ) و مقدار کمی آب

تا کنون ۲۰ نوع قند در عسل شناسایی شده اند قندها ی اصلی عسل را قندهای ساده ( منو ساکاریدها) می گویند مانند گلوکز و لوولوز که به ترتیب %۴۰ و %۳۴ عسل را تشکیل می دهند. علاوه بر قندهای ساده فوق قندهای مرکب ( پلی ساکاریدها ) دیگری که از دو یا سه یا چند قند ساده درست شده اند در عسل وجود دارد مانند مالتوز ، ساکارز ، لاکتوز که از دو قند ساده تشکیل شده اند . مالتوز به مقدار کم و ساکارز ( قند معمولی ) با اینکه با غلظت زیاد در شهد یافت می شود ، در حدود ۱ تا ۲ درصد عسل را تشکیل می دهد . این قند در اثر آنزیمی به نام انورتاز که مهمترین آنزیم موجود در عسل است و از غده بزاقی زنبور ترشح می شود به قندهای ساده یعنی گلوکز و لوولوز تبدیل می شود. شایان ذکر است که شیرینی عسل عمدتا مربوط به همین دو نوع قند ساده می باشد .

گلوکز و لوولوز بیشترین قندهای ساده ای هستند که در عسل یافت می شوند . میزان در صد گلوکز در نمونه های مختلف عسل بین ۲۲ تا %۴۰ ( متوسط %۳۱/۲۸ ) بوده است و در صد لوولوز بین ۲۷ تا بیش از %۴۴ ( بطور متوسط %۳۸/۱۹ ) اندازه گیری شده است . در عسل معمولا میزان فروکتوز یا لوولوز ( L ) بیش از مقدار گلوکز یا دکستروز ( D ) است و نسبت لوولوز به دکستروز L / D بالاتر از یک است . در عسل های ایران مقدار متوسط گلوکز %۳۳/۳ و مقدار متوسط فروکتوز %۳۷/۸۵ گزارش شده است .

جداسازی کربو هیدرات های عسل کار مشکلی است و تا سال ۱۹۴۵ روش دقیقی برای اندازه گیری گلوکز و فروکتوز وجود نداشت . امروزه جداسازی و تعیین دقیق میزان ترکیبات قندی عسل بوسیله روش و دستگاه پیچیده) high Performance Liquid Chromatography ( HPLC امکان پذیر است .

لوولوز ( قند میوه ) از شیرین ترین قندهای طبیعی است که ۱/۷ بار شیرین تر از ساکارز )قند نیشکر ( و ۲ تا ۲/۵ بار شیرین تر از) گلوکز (قند انگور می باشد.

هیدروژن !!!

هیدروژن با این كه وجوه مشتركی با بعضی از گروه ها  داشت نتوانست در هیچ یك از گروه‌های جدولی تناوبی اجازه‌ی اقامت كسب كند. ابتدا به سراغ قلیایی‌ها رفت و با آن‌ها اظهار قومیّت كرد. قلیایی‌ها چون او را مانند خود پوشیده در اوربیتال  دیدند و به خصوص شنیده بودند گاه او را با عنوان كاتیون نام می‌برند وی را در گروه خود پذیرفتند. حتی لیتیم اتاق فوقانی را به او اختصاص داد. امّا بعد حركاتی از هیدروژن سر زد كه باعث گفتگوها و ایجاد شك و تردیدها گردید.

لیتیم به سدیم گفت او گاه برای برقراری پیوندها با ما اظهار تمایل می‌كند. كِی این رسم بین ما بود؟

سدیم: شنیده‌ام H كاملاً عریان است و هیچ پوششی از الكترون ندارد. واقعاً بی‌شرمی نیست؟

لیتیم: اگر الكترون هم پیدا كند. گاز می‌شود, فرار می‌كند. او بندبشو نیست. ما عنصر گازی نداشتیم؟

سدیم: اگر H در فعالیت‌های الكترولیتی مانند ما به كاتد می‌رود یك نیرنگ است. شنیده‌ایم گاه در چهره‌ی هیدرید H و به طور مذاب به آند می‌رود.

لیتیم: پیوند ما با عناصر دیگر از جمله هالوژن‌ها یونی است. كووالانسی نیست. امّا او پیوند كووالانسی برقرار می‌كند.

سدیم: بلی ما در خانواده‌ی خود عنصری این گونه دورو نداریم. او گاه كاتیون و گاه آنیون می‌شود.

لیتیم: فعالیت ما در حالت فلزی زبانزد خاص و عام است. برّاق و رسانای الكتریسیته هم هستیم او چه شباهتی به ما دارد؟

سدیم: درست است او از تبار ما نیست. ما كِی آنیون شده‌ایم؟ باید عذرش را خواست.

هیدروژن سراغ خانواده‌ی هالوژن‌ها می‌رود و خود را منسوب به آن‌ها معرفی می‌كند و می‌گوید: من مانند فلوئوروكلر گازی شكل هستم. حتی با همة كوچكی و سبكی حجمی برابر آن‌ها اشتغال می‌كنم (4/22 لیتر), شما بیشترین تمایل وصلت را با قلیایی‌ها دارید. من هم بی‌میل نیستم. من به صورت ملكولی مانند شما دو اتمی هستم.

آن‌ها او را پذیرفتند, امّا زمانی بعد احساس می‌كنند این یك وجبی آن‌ها را فریب داده است, چرا كه او كاهنده است و آن‌ها اكسنده. او چه ربطی به آن‌ها دارد. عذرش را می‌خواهند.

هیدروژن سراغ خانواده‌ی كربن می‌رود و اظهار هم‌بستگی می‌كند و می‌افزاید لایه‌ی ظرفیت من مانند لایه‌ی ظرفیت شما نیمه‌پر است. ما الكترونگاتیویته مشابه داریم و به جای پیوند یونی پیوند كووالانسی برقرار می‌كنیم. اما الماس و سیلیسیم با آن وقار و داشتن شبكه وسیع كووالانسی از ابتدا نسبتی بین خود و آن جزء ناچیز ندیدند و بی‌اعتنا طردش كردند. بلی هیدروژن از آن به بعد گوشه‌ی تنهایی برگزید و دانست كسی كه چند چهره دارد تنها می‌ماند.

آیا جهنم اگزوترم است یا اندوترم ؟

جواب یک دانشجوی شیمی در دانشگاه واشینگتن به قدری جالب بود که توسط استادش در اینترنت پخش شده و دست به دست می گردد، خواندنش جالب است.


پرسش: آیا جهنم اگزوترم (دفع‌ کننده گرم) است یا اندوترم (جذب ‌کننده گرم)؟


اکثر دانشجویان برای ارائه پاسخ خود به قانون بویل - ماریوت متوسل شده بودند که می‌ گوید حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. یا به عبارت ساده ‌تر در یک سیستم بسته، حجم و فشار گاز ها با هم رابطه مستقیم دارند.



اما یکی از آن ها چنین نوشت:

اول باید بفهمیم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغییر می ‌کند. برای این کار احتیاج به تعداد ارواحی داریم که به جهنم فرستاده می ‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشیم که یک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی ‌کند. پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می ‌کنند برابر است با صفر.

برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می ‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام ادیان رایج در جهان می ‌کنیم. بعضی از این ادیان می‌ گویند اگر کسی از پیروان آن ها نباشد، به جهنم می ‌رود. از آن جایی که بیش تر از یک مذهب چنین عقیده ‌ای را ترویج می ‌کند و هیچ کس به بیش تر از یک مذهب باور ندارد، می ‌توان استنباط کرد که همه ارواح به جهنم فرستاده می ‌شوند.

با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و میر مردم در جهان متوجه می ‌شویم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بیش تر می ‌شود.

حالا می ‌توانیم تغییر حجم در جهنم را بررسی کنیم:

طبق قانون بویل - ماریوت باید تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزایش بیابد.

اینجا دو موقعیت ممکن وجود دارد :

۱ ) اگر جهنم آهسته ‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود.

۲ ) اگر جهنم سریع تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدریج پایین خواهند آمد تا جهنم یخ بزند.


اما راه ‌حل نهایی را می ‌توان در گفته همکلاسی من ترزا یافت که می ‌گوید:

«مگه جهنم یخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جایی که تا امروز این افتخار نصیب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظریه شماره ۲ اشتباه است:
جهنم هرگز یخ نخواهد زد و اگزوترم است.

طنز شیمی

1- یه روز یه فیزیکدان، یه زیست شناس و یه شیمی دان که شنا بلد نبودن برای اولین بار میرن به اقیانوس.
فیزیک دان میگه: "من میخوام درباره فیزیک امواج تحقیق کنم." و میپره تو آب و دیگه برنمی گرده.
زیست شناس میگه: " من میرم درباره گیاهان کف اقیانوس تحقیق کنم." و اونم به سرنوشت فیزیک دان دچار میشه.
شیمی دان چند ساعتی منتظر میشه و بعد توی دفترچه گزارشش مینویسه: " 1- آب دریا فیزیکدان ها و زیست شناس ها را در خود حل می کند. ..."


2-یه شیمی دان میره به یه داروخانه و میگه: ببخشید. میشه یه بسته " استیل سالیسیلیک اسید " بهم بدین؟
داروفروش میگه: منظورتون آسپیرینه؟
شیمی دان میگه: اوه، بله بله، این اسم لعنتی هیچ وقت یادم نمیمونه.

3-کدامیک از موارد ذیل در تتراکلرید کربن حل نمی شوند؟
الف) خرس سفید
ب) خرس قهوه ای
ج) خرس سیاه
د) همه موارد
- خب معلومه، خرس سفید. چون قطبیه

4-میدونید با عنصرهای آهن، نیکل و پتاسیم چه سلاحی می شه ساخت؟
-چاقو (KNiFe)

5-یه روز هایزنبرگ در حال رانندگی بوده که پلیس متوقفش می کنه.
پلیس: هیچ می دونی سرعتت چقدره؟
هایزنبرگ: نه، ولی می دونم کجا هستم!

6-تعریف شاخه های مختلف شیمی:
شیمی فیزیک: تلاش مذبوحانه برای به کار بردن عبارت y=mx+b در مورد هر پدیده ای در جهان
شیمی آلی: تلاش برای تبدیل ترکیبات بدبو به مقاله های تروتمیز در مجله ها
شیمی معدنی: تلاش برای مفید نشون دادن چیزهایی که بعد از استفاده ی شیمی دانان آلی و تجزیه از جدول تناوبی باقی می مونه
مهندسی شیمی: تلاش برای پول درآوردن از کارهایی که شیمی دانان آلی، معدنی و تجزیه صرفا برای تفریح انجام میدن.

7*(شیمی آلی عبارتست از مطالعه ترکیبات کربن دار

بیوشیمی عبارتست از مطالعه ترکیبات کربن داری که وول میخورند.)

چند قانون کاربردی(طنز)

قانون گاو

 

گاو سرشو می‌اندازه پایین و کار خودشو انجام میده، کاری نداره کسی چی میگه! از شاخش هم استفاده نمی‌کنه، چون بهترین شاخ زن‌ها رفتن توی میدان گاو بازی و نابود شدند.

برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در بیمارستان بری، بهترین راه اینه که راه خودت را بگیری و مستقیم وارد بخش بشی و به کسی هم توجه نکنی، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسی که "الان ساعت ملاقات هست؟" یا این که "می‌تونم برم تو؟" اگر هیچ مشکلی هم وجود نداشته باشه، نگهبانه برای اینکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را می‌گیره. این قانون در جاهایی که قوانین مسخره و دست و پا گیر داره هم کاربرد داره، یعنی خیلی موانع قانونی (یا بهتر بگم سنگ اندازی‌ها) در مرحله آغازین کارها بیشتر جلوه می‌کنند، وقتی شما بی‌توجه به همه‌ آنها کارت را آغاز کردی، اکثر آنها خود به خود کنار می‌روند یا افراد مجبور میشن خودشونو با شما وفق بدن. در کل این قانون (قضیه) در جوامعی مثل جامعه ایران که فضولی در کار دیگران امری پسندیده‌ای محسوب می‌شود بسیار کاربرد دارد.

 

قانون سگ

 

سگی شما رو دنبال کرده و شما فقط یه قرص نان دارید، اگر کل نان را جلوش بندازید، زود می‌خوردش و بعدش به شما حمله می‌کنه، پس بهترین کار اینه که نان را تکه تکه بهش بدین تا زمانی که به جای امنی برسید.

مثلا می‌دانید که طرح یک پروژه یک ماه طول می‌کشه، اما اگر به کارفرما بگویید یک ماه، شاکی میشه و فحش میده، شایدم رفت و کار را داد به یکی دیگه، پس کار را در چند مرحله بهش تحویل می‌دهید. مثلا هفته اول سایت پلان، به همراه پلان اولیه، هفته دوم پلان نهایی و الا آخر! اینطوری طرف شاکی نمیشه که هیچ، کلی هم ذوق می‌کنه که تو جریان پیشرفت کار قرار داشته!

 

قوانین خر

 

قانون اول:

هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.

نتیجه گیری: در دبیرستان می‌گفتند که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می کنه!

 

قانون دوم:

هرگاه خری در فاصله مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی رود تا از گرسنگی بمیرد!

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته سریعتر تصمیم‌گیری کنیم.

 

قانون سوم:

هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند.

نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد ـ بُرد" بیاندیشیم، سیاستمدار باشیم، دور از جون و بلا نسبت شما، خر نباشیم!

نظر یادتون نره!!!

ماه مبارک رمضان

با سلام به شما دوستان عزیز

حلول ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی خدا و ماه بندگی خدا و ماه آمرزش گناهان را به همه شما تبریک میگم .


خطرات گاز هيدروژن سولفوره

ويژگيهاي گاز هيدروژن سولفوره :


گاز هيدروژن سولفوره موجود در نفت خام گازي است محرك ، خفه كننده و سمي كه استنشاق مقادير كم آن نيز مي‌تواند باعث بيهوشي و مرگ شود. بوي گاز هيدروژن سولفوره شبيه به تخم مرغ گنديده مي‌باشد. حداكثر ميزان مجاز اين گاز در هوا براي 8 ساعت تماس 10 واحد ميليون مي‌باشد (P.P.M) و 1000 واحد در ميليون آن باعث بيهوشي و مرگ آني شخص مي‌گردد مگر آنكه شخص مسموم فوراً تحت درمان تنفس مصنوعي قرار گيرد. اثرات اين گاز در مقادير مختلف به شرح زير مي‌باشد :

(P.P.M) 100 واحد در ميليون هوا: تحريك موضعي چشم و بيني

(P.P.M)200 واحد در ميليون هوا: يك ساعت استنشاق باعث تحريك چشم و دستگاه تنفسي مي‌گردد.

(P.P.M) 500 واحد در ميليون هوا: 15 تا 30 دقيقه استنشاق باعث تحريك چشم و دستگاه تنفسي و جراحت به ششها و مرگ شخص مي‌گردد.

علايم مسموميت با ناراحتي معده سرفه، سر درد و ورم كردن لبها ظهور مي‌نمايد مقدار كم اين گاز با حس بويايي قابل تشخيص مي‌باشد ولي در اثر تماس طولاني عصب بويايي فلج شده و حس بويايي از كار مي‌افتد بنابراين براي تشخيص آلودگي هوا نبايستي به حس بويايي اعتماد نمود.

 

تشخيص گاز هيدروژن سولفوره :

 با عبور مقدار معين هواي آلوده به اين گاز از صافي كاغذ استات سرب توسط تلمبه دستي تشخيص آن ميسر مي‌گردد. براي تشخيص گاز هيدروژن سولفوره يا گازهاي سمي ديگر مي‌توان از دستگاه مخصوصي استفاده نمود كه مقداري از هواي آلوده از كپسول آزمايش آن عبور داده و با تغيير رنگ مي‌توان ميزان هيدروژن سولفوره را تعيين نمود.

 

احتياطات ايمني در مواجهه با گاز هيدروژن سولفوره :

اگر تدابير احتياطي زير به مورد اجرا گذاشته شود احتمال مسموميت در برابر گاز هيدروژن سولفوره به كلي برطرف مي‌شود :

1- هرگاه گاز هيدروژن سولفوره در هوا موجود بوده و يا احتمال وجود آن باشد بايد چنين فرض نمود كه تراكم آن به ميزان خطرناك رسيده و بدين ترتيب تدابير احتياطي لازم بايد اتخاذ گردد.

2- براي پي بردن به وجود گاز در هوا و ميزان تراكم آن به حس شامه نبايد اعتماد كرد.

3- بايد در نظر داشت شخصي كه گاز هيدروژن سولفوره را استنشاق مي‌كند تا قبل از بيهوش شدن هيچگونه آثار مسموميت در وي ظاهر نمي‌شود.

4- براي جلوگيري از انتشار گاز در هوا از هيچ كوششي نبايستي فرو گذار كرد.

5- كليه كاركنان را بايستي به طور كامل از خطرات استنشاق گاز هيدروژن سولفوره آگاه ساخته و براي آنها روشن ساخت كه براي شخص گاز زده چه اقداماتي بايد انجام داد.

6- كليه كاركناني كه در مناطقي كار مي‌كنند كه احتمال وجود گاز  وجود دارد بايد با نحوه انجام تنفس مصنوعي آشنايي داشته باشند.

7- اگر لازم باشد فردي در محيط سر پوشيده و بسته مانند مخازن يا زير زمين بكار اشتغال ورزد و احتمال وجود گاز  در  آنجا موجود باشد بايد از ماسك تنفسي مناسب استفاده نمايد كه هواي تميزي به او برساند. اين فرد بايد طنابي به كمر خود ببندد كه سر ديگر آن در خارج از آن محوطه سر پوشيده باشد تا هرگاه اتفاقي براي او افتاد همكارانش قادر به بيرون كشيدن وي از محيط آلوده به هواي آزاد باشند.

8- هرگاه يكي از كاركنان بخواهد براي نجات همكار خود كه در اثر استنشاق گاز هيدروژن سولفوره از پاي در آمده اقدام كند بايد در نظر داشته باشد كه او نيز قبل از آنكه بتواند اقدامي براي نجات همكارش در محوطه آلوده بنمايد از پاي در خواهد آمد مگر آنكه به ماسك تنفسي مجهز بوده و بتواند تا هنگامي كه در آن محوطه مي‌باشد از هواي تميز ماسك تنفسي استفاده نمايد.

9- هرگاه يكي از كاركنان در اثر استنشاق گاز هيدروژن سولفوره از پاي در آيد بايد فوراً او را در اولين فرصت به هواي آزاد انتقال داد و با قرار دادن صورت وي به طرف جريان باد در اسرع وقت تنفس مصنوعي را در مورد وي بكار برده و آنقدر اين عمل را ادامه داد تا شخص به حالت عادي در آيد. پس از آن بايد يك پزشك شخص مزبور را مورد معاينه قرار دهد. به هيچ وجه نبايستي براي خبر كردن پزشك عمل تنفس مصنوعي را به تعويض انداخت. تنفس مصنوعي با استفاده از اكسيژن مفيدتر خواهد بود.

10- مناطقي كه بهره‌برداري با تصفيه نفت خام محتوي گاز  در آنجا انجام مي‌گيرد بايستي به تابلوهاي اخطار مجهز گردند .

11- در موقع جدا كردن يا قطع لوله‌هايي كه محتوي گاز هيدروژن سولفوره بوده است هميشه امكان اشتغال در لحظه باز شدن لوله و تماس سولفيدهاي آهن با هوا موجود مي‌باشد كاركنان بايستي از اطراف منطقه خط يا انتهاي باز لوله دور باشند.

پایان امتحانات

سلام

خوب امروز آخرین امتحان ترم رو هم دادیم و راحت شدیم

امیدوارم که همه بچه ها هم امتحاناتشون رو خوب داده باشن

در ضمن از کسایی که مطلب و یا مقاله ای دارند که به درد بچه ها بخوره به ایمیل بنده ارسال کنند تا با اسم خودشون روی وبلاگ قرار بگیره

اولین های صنعت نفت ایران

اولین های صنعت نفت ایران

اولین آموزشگاه عالی صنعت نفت


اولین واحد آموزشی وابسته به شرکت ملی نفت – و یکی از قدیم ترین واحدهای آموزشی کشور – در سال 1318 با نام "آموزشگاه فنی آبادان" شروع به کار نمود که در سال 1341 به "دانشکده مهندسی نفت آبادان" تغییر نام یافت .
اولین پژوهشگاه در کشور


در سال 1337 ، نخستین سنگ بنای یک سازمان پژوهشی در شرکت ملی نفت ایران با نام امور پژوهش و آزمایشگاهها گذاشته شد که مدتی بعد به مرکز پژوهش و خدمات علمی وزارت نفت تغییر نام داد ، و بالاخره در سال 1368 به عنوان اولین پژوهشگاه در کشور ، از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالی به رسمیت شناخته شد.

اولین خط لوله نفت / اولین پالایشگاه


در سال 1909 م. مسئولیت احداث اولین خط لوله نفت در ایران از سوی شرکت نفت ایران و انگلیس به نام " چارلز ریش " داده شد.
برای احداث خط لوله اولیه در ایران ، لوله ها را به یکدیگر پیچ می کردند و آنها را در گودالی که در زمین حفر شده بود گذاشته و برای اینکه زنگ به لوله تأثیر نکند اطراف لوله را با پارچه یا نمد و یا چیز دیگری که آ لوده به قیر باشد و از سرایت آب و نم جلوگیری کند ، می پوشاندند و بعد با خاک ، روی گودال را مستور می کردند. لوله های مورد نیاز به قطر 6-8 اینچ با کشتی "آناتونگا" به اسکله آبادان آورده شد. اسکله را با غرق کردن یک کشتی قدیمی به نام دنیا درست کرده بودند. وقتی که کشتی حامل لوله ها یک هفته بعد از آماده شدن اسکله به آبادان رسید و حامل 2300 قطعه لوله بود، همه آن لوله ها ظرف ده روز به کمک نیروی انسانی در ساحل آبادان تخلیه شد. از آنجا که قرار بود خط لوله به موازات رودخانه کارون احداث گردد، برای نصب خط لوله از دوبه استفاده می گردید.


لوله ها با استفاده از دوبه و از طریق رودخانه تا آب گنجی در نزدیکی در خزینه بین شوشتر و مسجد سلیمان حمل می گردید. از آن نقطه به بعد خط باید از ستیغ کوه و ارتفاعات تپه ها با شیبهای تند کشیده شود. قهرمانان این عملیات قاطرهایی بودند که از مناطق مختلف مانند : اصفهان، بغداد و حتی قبرس خریداری شده بودند و بر گردن آنها زنگوله هایی آویزان شده بود. قاطرها را دو به دو می کردند و به تناسب طول لوله که بر روی پشت آنها قرار داده می شد فاصله قاطرها از یکدیگر تنظیم و بدین ترتیب لوله ها حمل می گردید. در کل بیش از 6000 هزار قاطر مورد استفاده قرار گرفت .
وقتی که بالاخره خط لوله احداث شد با مشکل حمل و عبور آن از روی عرض رودخانه بهمنشیر در جزیره آبادان مواجه شدند. عرض رودخانه حدود 25 متر بود. برای این کار همه مسیر رودخانه را از بشکه های خالی قیر که به وسیله سیم به یکدیگر وصل و بر روی آب شتاور می شدند و از دو طرف ساحل رودخانه توسط جراثقالی که خود ساخته بودند پر کردند. بدین ترتیب اقدام به احداث یک پل شناور شد. از آنجا که ارسال نفت به بالای تپه ها نیاز به فشار داشت لذا به نصب پمپهایی در منطقه تمبی در مسجد سلیمان شد که بتواند نفت را در دو بخش از ارتفاعات بین راه تلمبه کند. سپس به فاصله هر 50 کیلومتر در دشت تلمبه هایی نصب گردید به نحوی که ارسال نفت به آبادان به سهولت انجام پذیرد.


در اواسط سال 1911م. " چارلز ریش " آزمایشات اولیه را بر روی خط لوله به پایان رساند و اعلام کرد که خط لوله به طول 130 کیلومتر آماده بهره برداری است.


این خط لوله قادر بود سالیانه 400000 تن نفت خام را از مسجد سلیمان به پالاییشگاه آبادان ( اولین پالایشگاه در ایران ) که تا آن زمان هنوز آماده نشده بود حمل کند.


عملیات ساختمانی پالایشگاه آبادان از سال 1909 آغاز و در سال 1912 آماده بهره برداری شد .




اولین چاه نفت در جنوب (مسجد سلیمان)


در سال 1904 با تشویق دریا سالار " لرد فیشر " فرمانده نیروی دریایی انگلستان، کمیته بررسی منابع نفت جهت سوخت ناوگان نظامی بریتانیا با " دارسی " (دارنده امتیاز اکتشاف، استخراج، حمل و نقل و فروش نفت ایران) تماس گرفت تا او را به واگذاری امتیاز نفت ایران راضی کند. پس از مذاکراتی سرانجام توافق کردند شرکت جدیدی به نام سندیکای امتیازات تشکیل دهند. صاحبان شرکت جدید عبارت بودند از : دارسی، لرد استراتکونا و شرکت نفت برمه.


شرکت سندیکای امتیازات، کاوش نفت در ایران را از منطقه چاه سرخ به میدان نفتون منتقل کرد و پس از سه سال تلاش و پیگیری و حفاری و عملیات بالاخره در تاریخ 26 مه 1908 ( 5 خرداد ماه 1287 ه. ش. ) نفت از چاه حفاری شده در مسجد سلیمان فوران کرد. " رینولدز "، فرمانده عملیات به انگلستان چنین گزارش کرد: " مفتخرم گزارش کنم که امروز صبح در ساعت چهار به وقت ایران نفت در عمق 1180 پا از چاه شماره یک فوران کرد. جزئیات دیگر شامل غلظت و مقدار نفت متعاقبأ اعلام خواهد شد" .


تخمین زده می شد که استخراج نفت در این منطقه به حد کافی باشد و روزانه بیست هزار گالن استخراج شود.



اولین پتروشیمی در ایران


فکر و اندیشه ایجاد صنایع پتروشیمی در ایران قدمت حدود یک ربع قرن دارد. برای به ثمر رسیدن این هدف سازمانهای متعددی در وزارتخانه های مختلف به وجود آمد و اولین سازمان نسبتأ متشکل برای این منظور بنگاه شیمیایی وابسته به وزارت اقتصاد بود. عمده ترین فعالیت این بنگاه ایجاد کارخانه کود شیمیایی مرودشت (فارس) در سال 1338 بود، تا اینکه در سال 1343 کلیه فعالیتهایی که برای ایجاد یا توسعه صنایع پتروشیمی توسط واحدهای تابعه وزارتخانه و سازمانهای مختلف دولتی انجام می شد، در شرکت ملی نفت ایران متمرکز گردید و این شرکت برای تأمین منظور نهایی، شرکتی فرعی به نام شرکت ملی صنایع پتروشیمی تأسیس کرد.


مچتمع پتروشیمی شیراز که اولین مجتمع پتروشیمی در ایران است در سال 1342 جهت تولید کود شیمیایی در مرودشت فارس احداث شد. سرمایه اولیه این مجتمع 8/1 میلیون ریال بوده است. این مجتمع در سال 1345 بر اساس قانون به شرکت ملی صنایع پتروشیمی واگذار شد.
محصولات تولیدی این مجتمع عبارتند از :
آمونیاک، اوره، نیترات آمونیم، سودای سبک و سنگین، بیکربنات سدیم، اسید نیتریک، دی آمونیم فسفات، متانول، پرکلرین، آرگون.
موارد مصرف:
تولید کود شیمیایی، صنایع بلور و شیشه، نانوایی، شیرینی پزی، داروسازی، صنایع نظامی، مکمل سوخت بنزین، رنگ و تینر و چسب.

واحدهای بهره برداری نفت

واحدهای بهره برداری نفت

 

نفت شامل واحدهای پروسس مختلفی است که در ذیل به توضیح مختصر هر یک از موارد می‌پردازیم:

  • واحد نمک زدایی(Desalter Unit) (طی عملیات شستشو قبل از آنکه نفت خام به واحد جداسازی اتمسفریک منتقل گردد نمک از نفت جدا می‌گردد.).
  • واحد جداسازی اتمسفریک (Atmospheric Distillation Unit) (نفت خام به برش‌های مختلف تقطیر می‌شود).
  • واحد جداسازی خلا (Vacuum Distillation Unit) (باقیمانده مواد از واحد جداسازی اتمسفریک بیشتر از هم جدا می‌گردند).
  • واحد بهبود هیدروتریتور نفتا (Naphta Hydrotreator Unit) (با استفاده از هیدروژن از نفتای حاصل از برج تقطیر گوگردزدایی می‌شود).
  • واحد اصلاح کاتالیستی (Catalytic Reformer Unit) (این واحد دارای کاتالیست می‌باشد که برای تبدیل رنج تبخیر نفتا به محصولات بهینه با اکتان بالا استفاده می‌گردد. یکی از تولیدات جانبی واحد اصلاح کاتالیستی هیدروژن می‌باشد که در هیدروتریتور و هیدروکراکر استفاده می‌گردد).
  • واحد هیدروتریتور چگالشی (Distillate Hydrotreator) (سوخت دیزل چگالیده را پس از برج جداکننده گوگردزدایی می‌کند).
  • واحد شکافت کاتالیستی سیالی (Fluid Catalytic Cracking Unit) (برش‌های سنگین تر برج تقطیر را به برش‌های سبک تر و با ارزش تر ارتقا می‌دهد).
  • واحد شکافت هیدروکراکر (Hydrocracker Unit) (با استفاده از هیدروژن برش‌های سنگین تر را به برش‌های سبک تر با ارزش بیشتر تبدیل می‌کند).
  • واحد اصلاح مرکس (Merox Treater) (در برخی موارد ویژه همانند اصلاح سوخت جت یا یک پروسه مرکس برای اکسیداسیون مرکاپتان‌ها به مواد آلی استفاده می‌گردد).
  • فرآیند کک سازی (Caking Process) (طی این پروسه آسفالت به بنزین و سوخت دیزل تبدیل می‌شود و کک به عنوان باقیمانده می‌ماند).
  • واحد آلکالیشن (Alkylation Unit) (برای پروسه ترکیب و اختلاط اجزایی با عدد اکتان بالا تولید می‌کند).
  • واحد دیمرزاسیون (Dimerization Unit)
  • وحد ایزومریزاسیون (Isomeration Unit) (مولکول‌های خطی را به مولکول‌های حلقوی که دارای اکتان بالاتری می‌باشند تبدیل می‌کند و محصول جهت اختلاط به درون واحد الکالیشن و یا بنزین هدایت می‌گردد).
  • واحد تغییر بخار (Steam Reforming Unit) (هیدروژن مورد نیاز برای واحدهای هیدروکراکر و هیدروتریتور را تامین می‌کند).
  • واحدهای گاز مایع شده پروپان و سوخت‌های گازی مشابه (این واحدها به صورت مدور می‌باشند تا توانایی تامین سوخت‌های مزبور را به صورت مایع داشته باشند).
  • مخازن ذخیره نفت خام و فرآورده‌های پالایش شده.
  • واحدهای یوتیلیتی همانند برج‌های خنک کن، واحد آب، واحد بخار، واحد جمع آوری و تصفیه فاضلاب.

روش های استخراج نفت

روش های استخراج نفت

پس از عملیات حفر چاه و اصابت آن به مخزن نفت، به دلیل فشار زیاد موجود در مخزن، جریان نفت به سوی دهانه خروجی چاه سرازیر می شود. این مرحله از استخراج که عامل آن فشار داخل خود مخزن است به بازیافت اولیه نفت موسوم است. در برداشت اولیه نفت ، از انرژی خود مخزن برای تولید نفت استفاده می شود.البته این بدان معنا نیست که اگر نفت خود به خود به سطح زمین نیاید، برداشت اولیه وجود نخواهد داشت،بلکه وقتی از پمپ برای بالا آوردن نفت استفاده میکنیم،در واقع هنوز در مرحله اول برداشت نفـــــــت قرار داریم.در این مرحله انرژی خاصی وارد مخزن نمی شود.با افزایش تولید و کاهش فشار، سرعت تولید نیز کاهش می یابد تا اینکه فشار به حدی میرسد که دیگر نفت خارج نمی شود. در این مرحله ممکن است ار ۳۰ تا ۵۰ درصد کل نفت مخزن استخراج شود. علاوه بر فشار مخزن عوامل دیگری منند خواص سنگ مخزن و میزان تخلخل آنها و همچنین دمای مخازن نیز در میزان تولید مؤثرند.

به عنوان مثال، کل نفت مخازن آمریکا حدود۱۰۹*۴۰۰ بشکه بوده است که تا سال ۱۹۷۰ حدود ۱۰۹*۱۰۰ بشکه آن توسط روشهای اولیه استخراج شده اند.البته هر چه میزان گاز آزاد در مخزن بیشتر باشد مقدار تولید نفت توسط این روش بیشتر است، زیرا تغییرات حجم گاز در مقابل تغییر فشار بسیار زیاد است. به عنوان مثال در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دلیل پایین بودن نفوذپذیری (کمتر از ۵۰ میلی دارسی) و انرژی کم مخزن که ناشی از پایین بودن مقدار گاز طبیعی آزاد است، میزان نفت استخراج شده با روشهای اولیه بین ۵ تا ۲۵ درصد کل نفت بوده است و به همین دلیل در این ایالت روشهای مرحله دوم از سال ۱۹۰۰ شروع شده است.
وقتی مخزن تخلیه شد و ما نتوانستیم نفت را حتی با پمپاژ از مخزن به چاه و از چاه به سطح زمین انتقال دهیم،در این صورت استفاده از روش
EOR
از نوع بازیافت ثانویه شروع میشود که برای استفاده از این روش، امروزه در دنیا روش تزریق آب مرسوم است. در این روش از چاه تزریقی،آب به مخزن تزریق میشود و از چاه بهره برداری،نفت مورد بهره برداری قرار می گیرد.در این روش،ما با تزریق سیال در سیستم مداخله میکنیم و سیال تزریقی،نفت را به طرف چاه تولیدی هدایت میکند. البته به جای آب،میتوان گاز نیز تزریق کرد که به آن فرایند تزریق گاز می گویند. باید توجه داشت که استفاده از این دو روش تزریقی با تزریق آب یا گازی که به منظور حفظ و نگهداری فشار مخزن انجام میگیرد متفاوت است. چرا که در تزریق آب و گاز برای حفظ فشار مخزن، سیال تزریقی باعث حرکت نفت نمی شود،بلکه از افت سریع فشار مخزن در اثر بهره برداری جلوگیری می کند.
در حالت ثانویه برداشت زمانی فرا میرسد که، ما ضمن تزریق آب به مخزن،در چاه تولیدی با تولید آب مواجه می شویم. در این حالت، چون نسبت آب به نفت زیاد میشود و تولید در این صورت بازده اقتصادی ندارد،باید از روش دیگر برای افزایش برداشت بهره بگیریم.اگر تزریق آب را متوقف کنیم و از فرایند های دیگری نظیر تزریق گاز
CO2 استفاده کنیم. از روشهای مؤثر در مرحله دوم یکی سیلابزنی آبی و دیگری سیلابزنی گازی یا تزریق گاز است.
در روش سیلابزنی آبی، آب با فشار زیاد در چاههای اطراف چاه تولید نفت وارد مخزن شده و نیروی محرکه لازم رای استخراج نفت را به وجود می آورد.معمولا در اطراف هر چاه نفت چهار چاه برای تزریق آب وجود دارد. در روش سیلابزنی گازی، گاز (مانند گاز طبیعی ) با فشار زیاد به جای آب وارد مخزن شده و نفت را به طرف چاه خروجی به جریان می اندازد. در کشور ونزوئلا حدود
۵۰% گاز طبیعی تولید شده دوباره به چاههای نفت برای استخراج در مرحله دوم برگردانده می شود. نحوه تزریق گاز شبیه تزریق آب به صورت چاههای پنجگانه است. در مواردی که گرانروی نفت خیلی بالا باشد از تزریق بخار آب برای استخراج مرحله دوم استفاده میشود. تزریق بخار آب، دما را افزایش و گرانروی را کاهش میدهد. در این روش که از بخار آب به جای آب استفاده میشود، با کاهش گرانروی نفت، جریان آن راحت تر صورت گرفته و سرعت تولید بالا می رود.
پس از استخراج به کمک روشهای مرحله دوم هنوز هم حدود
۳۰ الی ۵۰ درصد نفت میتواند به صورت اسنخراج نشده در مخزن باقی بماند. در اینجاست که استخراج نفت به کمک روش مرحله سوم صورت گیرد. یکی از روشهای مرحله سوم، تزریق محلول مایسلار (micellar solution) است که پس از تزریق آن، محلولهای پلیمری به عنوان محلولهای بافر به چاه تزریق می شود. در آمریکا ممکن است روشهای استفاده از محلولهای مایسلار تا ۵۰ درصد کل روشهای مرحله سوم را شامل شود. محلول مایسلار مخلوطی از آب، مواد فعال سطحی، نفت و نمک است. در روشهای جدید تهیه محلول مایسلار ، نفت، نمک و مواد کمکی فعال سطحی حذف گردیده اند. محلولهای مایسلار نیروی تنش سطحی بین آب و نفت را تا حدود dyne/cm 001/0
یا کمتر از آن کاهش میدهد.
گرانروی محلول پلیمری حدود
۲ تا ۵ برابر گرانروی نفـــــــــــت است. غلظت پلیمر حدود ppm1000 می باشد. در حال حاضر از پلی اکریمید ها و زیست پلیمر ها به عنوان پلیمر در محلول بافر استفاده می شود. مواد فعال سطحی معمولا سولفوناتهای نفتی سدیم هستند و از لحاظ خواص و ساختار شیمیایی شبیه شوینده ها می باشند. از الکلها برای مواد کمکی فعال سطحی استفاده می شود.هزینه تهیه محلولهای مایسلار برای تولید هر بشکه نفت در سال ۱۹۷۵ حدود ۵/۱ دلار آمریکا بوده است.
یکی دیگر از روشهای مرحله سوم، روش احتراق زیر زمینی است. طی این روش اکسیژن موجود در هوا در زیر زمین با هیدروکربنها می سوزد و مقداری انری و گاز تولید شده، فشار مخزن بالا میرود.گرما همچنین گرانروی را کاهش داده و جریان نفت راحتتر صورت میگیرد. یک روش دیگر مرحله سوم که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است، روش تزریق گاز کربن دی اکسید می باشد که جزئی از روش جابجایی امتزاج پذیر است. گاز کربن دی اکسید بسیار ارزان بوده، در نفت نیز حل میشودو گرانروی ان را کاهش می دهد.از روشهای دیگر مررحله سوم انفجار های هسته ای در زیر زمین است که این انفجار ها شکاف مصنوعی در سنگها به وجود می آورد و جریان نفت را ساده تر میکند. به این گونه فراینـــــد ها، مرحله سوم برداشت نف‍ــت (
Tertiary Oil Recovery
) می گویند.
گفتنی است که مراحل برداشت نفت را به گونه ای دیگر میتوان تقسیم بندی کرد، یعنی به جای اینکه بگوئیم مرحله اول،دوم یا سوم، می توانیم بگوییم
Primary Recovery ، مرحـله Improved Oil Recovery یا IOR و مرحله EOR یا Enhanced Oil Recovery.
برداشت بهبود یافته یا
IOR فرایندی است که برای تعدیل کردن تکنولوژی های مورد استفاده برای افزایش برداشت بکار میرود. حال این فرایند می تواند در مرحله اول تولید انجام شود یا در مراحل دوم و سوم. تکنولوژی هایی چون حفاری افقی یا مشبک کاری انتخابی و یا تزریق ژل در جا (Insitu gelation) از نوع IOR میباشند.
بنابراین در
IOR فرایند تولیـد عوض نمیشود، بلکه تکنولوژی به گونه ای تعدیل می شود که با همان فرایند قبلی،نفت بیشتری از مخزن تولید می گردد. در حالی که ازدیاد برداشت یا EOR به فرایندی اطلاق می شود که در آن سعی میشود تا میزان درصد اشباع نفت باقیمانده تا آنجا که ممکن است پایین بیاید و نفت باقیمانده در مخزن به حداقل ممکن برسد. فرایند هایی چون سیلابزنی شیمیایی، تزریق CO2 و احتراق درجا از این قبیل میباشند. بعد از عملیات تزریق آب میتوان فرایند را تغییر داد. روش دیگری این است که عملیات تزریق آب را تعدیل کنیم. بدین منظور در لایه های با خاصیت گذر دهی متفاوت، آب وارد لایه های با خاصیت گذردهی بالا شده و به سمت چاه تولیدی هدایت میگردد، لذا باید کاری کرد که این لایه ها بسته شوند. این کار با تزریق ژل در لایه های مورد نظر صورت می گیرد.فرایند جابه جایی امتزاجی (Miscible Displacement) به معنی بازیافت نفت به وسیله تزریق ماده ای است که با نفت قابل امتزاج باشد. در جابه جایی مذکور سطح تماس نفت و ماده تزریق شده از بین می رود و جابه جایی بصورت حرکت تک فازی انجام میشود. در صورتی که شرایط از هر لحاظ برای امتزاج ماده تزریق شده و نفت فراهم باشدبازیافت چنین فرایندی در مناطق جاروب شده ۱۰۰% میباشد.
گاز تزریقی دارای ویسکوزیته کمتر نسبت به نفت مخزن است و در نتیجه تحرک بیشتری نسبت به آن دارد.این خاصیت گاز تزریقی،یکی از دلایل امکان امتزاج آن با نفت مخزن است، زیرا تحرک زیاد گاز نسبت به نفت باعث می شود که گاز در مراحل مختلفی با نفت تماس پیدا کرده و در نهایت حالت امتـزاج بین نفت مخزن و گاز تزریقی حاصل آید.
مسئله ای که از تحرک زیــاد گاز ناشی می شود این است که گاز تمایل به
Fingering و Channeling پیدا میکند و در نتیجه مناطقی از مخزن به وسیله گاز جاروب نمی گردد و لذا این امر باعث پایین آمدن Recovery Factor در جابه جایی امتزاجی میشود.

متانول

ریشه لغوی
واژه متیل الکل ریشه یونانی دارد.
Methuبه معنی شراب و hyel به معنی چوب است. متیل در سال 1840 از کلمه متیلن مشتق شد و برای نامیدن متیل الکل استفاده شد. درسال 1892 از طرف انجمن بین المللی نامگذاری ترکیبات شیمیایی ، متیل الکل به متانول تغییر نام یافت.

نگاه کلی

متانول به نام متیل الکل و الکل چوب هم شناخته می‌شود. متانول یک ترکیب شیمیایی با فرمول CH3OH بوده و ساده‌ترین نوع الکل است. متانول مایعی سبک ، فرار ، بدون رنگ و قابل اشتعال است. در اثر سوختن در هوا دی‌اکسید کربن و آب تولید می‌کند. متانول با شعله‌ای تقریبا بی‌رنگ می‌سوزد. این ترکیب از متابولیسم غیر هوازی گونه‌های زیادی از باکتریها تولید می‌شود. در نتیجه مقدار اندکی از بخار متانول در جو وجود دارد.
متانول موجود در اتمسفر بعد از گذشت چند روز توسط اکسیژن و نور خورشید به
CO2 اکسید می‌شود.

تاریخچه
در فرآیند مومیایی کردن در مصر باستان ، از ماده‌ای استفاده می‌شد که حاوی متانول بود و از تجزیه حرارتی چوب بدست می‌آمد. متانول خالص اولین بار در سال 1661 توسط رابرت بویل از چوب استخراج شد. در سال 1834 شیمیدانهای فرانسوی انجمن
Jean-Babtist ، ترکیب عناصر آن را بدست آوردند و همچنین کلمه متیلن را به شیمی آلی معرفی کردند.

در سال 1923 شیمیدان آلمانی ، "ماتیاس" پیر ، متانول را از گاز سنتز (مخلوطی از CO و H2 که از کک بدست می‌آید) تولید کرد. در این فرآیند ، از کرومات روی به عنوان کاتالیزور استفاده می‌شد و واکنش در شرایط سختی مانند فشار 1000-300 اتمسفر و دمای حدود 400 درجه سانتی‌گراد انجام می‌گرفت. در شیوه مدرن تولید متانول ، از کاتالیزورهایی استفاده می‌شود که در فشارهای پائین عمل می‌کنند و کارایی موثرتری دارند.

تولید امروزه گاز سنتز مورد نظر برای تولید متانول مانند گذشته از زغال بدست نمی‌آید، بلکه از واکنش متان موجود در گازهای طبیعی تحت فشار ملایم 10-20 اتمسفر و دمای 850 درجه سانتی‌گراد با بخار آب و در مجاورت کاتالیزور نیکل تولید می‌شود. CO و H2 تولید شده ، تحت تاثیر کاتالیزوری که مخلوطی از مس و اکسید روی و آلومینیوم است، واکنش داده و متانول ایجاد می‌کنند. این کاتالیزور اولین بار درسال 1966 توسط ICI استفاده شد. این واکنش در فشار 50-100 اتمسفر و دمای 250 درجه سانتی‌گراد صورت می‌گیرد.
روش دیگر تولید متانول ، واکنش دی‌اکسیدکربن با هیدروژن اضافی است که تولید متانول و آب می‌کند.

کاربرد متانول به صورت محدود به عنوان سوخت در موتورهایی با سیستم احتراق داخلی استفاده می‌شود. متانول تولید شده از چوب و سایر ترکیبات آلی را متانول آلی یا بیو الکل می‌نامند که یک منبع تجدید شدنی برای سوخت است و می‌تواند جایگزین مشتقات نفت خام شود. با این همه ، از بیو الکل 100 درصد نمی‌توان در ماشینهای دیزلی بدون ایجاد تغییر در موتور ماشین استفاده کرد. متانول به عنوان حلال ، ضدیخ و در تهیه سایر ترکیبات شیمیایی استفاده می‌شود.

40 درصد از متانول تولیدی برای تهیه فرمالدئید استفاده می‌شود که آن هم در تهیه پلاستیک ، تخته سه لایی ، رنگ و مواد منفجره استفاده می‌شود. برای تغییر ماهیت اتانول صنعتی و جلوگیری از کاربرد آن به عنوان نوشیدنی ، مقداری متانول به آن اضافه می‌کنند. دی متیل اتر از مشتقات متانول است که به جای CFC ها در افشانه‌های آتروسل به عنوان پیشرانه استفاده می‌شود.

نکات ایمنی متانول ترکیبی سمی است. محصول متابولیت آن ، اسید فرمیک و فرمالدئید ، سبب نابینایی و مرگ می‌شود. متانول از طریق نوشیده شدن ، تنفس و جذب از راه پوست وارد بدن می‌شود. بطور مداوم در معرض آن بودن و استفاده از آن بدون محافظ (ماسک و دستکش) خطرناک است. در صورت نوشیدن آن بلافاصله باید با پزشک تماس گرفته شود. اثرات سمی متانول چند ساعت بعد از مصرف شروع می‌شود.

بنابراین استفاده سریع از پاد زهر مناسب می‌تواند از بروز آسیبهای دائمی جلوگیری کند. دوز کشنده متانول ، 100-125 میلی لیتر است. یکی از پاد زهرهای متانول ، استفاده از تزریق اتانول می‌باشد که به آهستگی آن را در کبد تجزیه می‌کند، بطوریکه این مواد ، متابولیزه شده نمی‌توانند دوباره ترکیب شوند. نشانه‌های نوشیدن متانول شامل سردرد ، سرگیجه ، تهوع ، عدم تعادل ، پریشانی ، خواب آلودگی و سرانجام بیهوشی و مرگ است.

 

چگونگی پیدایش رشته صنایع شیمیایی

1-چگونگي پيدايش مهندسي صنايع

دورهٔ مهندسی صنایع از اواخر قرن نوزدهم میلادی در بسیاری از دانشگاه‌های دنیا ارائه می‌شود. اولین مرکز مهندسی صنایع در سال ۱۹۰۸ میلادی در دانشگاه پنسیلوانیا در کشور آمریکا ایجاد شد. اولین دکترای مهندسی صنایع در سال ۱۹۳۰ توسط دانشگاه کورنل (Cornell University) اعطا گردید. پدر علم مهندسی صنایع فردریک تیلور است.

تعریف وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری ایران از مهندسی صنایع به صورت زیر می‌باشد:

با پیشرفت سریع علم، تکنولوژی و پیچیدگی‌های روز افزون آن، بالطبع سیستم‌های تولیدی و خدماتی نیز گسترش یافته‌است. ادارهٔ صحیح و مناسب و سامانمند این گونه واحدها نیازمند استفاده از تکنیک‌های علمی و پیشرفته است. مباحث تولید و خدمات چنان گسترش یافته است که رشته‌های مهندسی سنتی از قبیل شیمی، راه و ساختمان، مکانیک و غیره پاسخگوی همه مسائل نیست. برای جبران چنین کمبودهایی در قرن حاضر به ویژه طی چند دههٔ اخیر از پیوند رشته‌های گوناگون علوم مدیریت، اقتصاد و روش‌های مهندسی، رشتهٔ جدیدی به نام مهندسی صنایع به‌وجود آمده‌است.

توسعه روزافزون جامعه صنعتی و اجبار انکار ناپذیر برای حرکت همگام با فناوری و اقتصاد جهانی، نیازمندی‌های جدیدی را پیش روی دانشگاه‌ها و واحدهای صنعتی ایران قرار داده‌است. برای گذر از این مرحله مهم و حساس گروهی از اساتید دانشگاه علم و صنعت هیئت موسس انجمن مهندسی صنایع ایران را در سال ۱۳۷۷ تشکیل دادند. در تیر ۱۳۷۸، انجمن مهندسی صنایع ایران که طبق اساسنامه آن، موسسه‌ای است علمی، پژوهشی، آموزشی و غیر انتفاعی، در سال ۱۳۷۸ از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مجوز دریافت نمود. مهندسی صنایع رشته‌ای است که با طراحی، بهبود، و پیاده سازی سیستمای یکپارچه از افراد، مواد ،اطلاعات ،تجهیزات و انرژی مرتبط می‌باشد. این رشته بر پایه دانش تخصصی و تبحر در رشته ریاضی و طبیعی، اجتماعی و طراحی بنا شده است تا به کمک این علوم و قوانین به تعیین، پیش بینی و ارزیابی نتایج حاصل از سیستمهای یکپارچه بپردازد.

 

2-چگونگي پيدايش مهندسي صنايع شيميايي

اولین درس در زمینه مهندسی شیمی نخستین بار توسط پروفسورنورتون در سال ۱۸۸۱ در دانشگاه MIT و در دانشکده مکانیک تدریس شد.نورتون شیمی صنعتی تدریس می کرد.در آن زمان صنایع شیمیایی رو به توسعه گذاشته بودند و لازم بود ساخت و بهره برداری از فر آیندهای شیمیایی توسط افراد متخصص صورت بگیرد. در آن زمان طراحی ونظارت بر ساخت فرآیندهای شیمیایی و صنایع شیمیایی به دو شکل صورت می گرفت: ۱)به وسیله شیمی دان هایی که از تئوری‌های شیمیایی و علوم آزمایشگاهی آگاهی داشته ولی اطلاعات فنی و تجارب کافی از طراحی صنعتی نداشتند. ۲)به وسیله مهندسان مکانیکی که تجربه طراحی صنعتی داشتند ولی اطلاعات کافی از فرآیندهای شیمیایی نداشتند. این موضوع باعث شدکه تا مدتی برای طراحی واحدهای شیمیایی از شیمیدانان و مهندسان مکانیک به صورت مشترک استفاده شود. اما برای هماهنگ کردن کار این دو گروه به افرادی نیاز بود که هم از فرآیندهای شیمیایی و هم از طراحی صنعتی مطلع باشند وهم از تجربه‌های آزمایشگاهی لازم بهره برده باشند.ازاین رو رشته ای جدید در دانشگاه‌ها با نام (شیمی صنعتی)یا(صنایع شیمیایی)به وجود آمد. به تدریج که صنایع شیمیایی توسعه یافت به چنین متخصصانی که هم در زمینه طراحی صنعتی و هم در زمینه فرآیندهای شیمیایی تخصص داشتند بیشتر احساس نیاز شد.به این ترتیب دوره هایی با نام (مهندسی شیمی مدرن)در دانشگاه‌ها شروع به کار کرد. توسعه صنایع شیمیایی باعث شد که دانشگاه‌ها اقدام به تاسیس دانشکده مهندسی شیمی به صورت مجزا کنندو آن را رشته ای جدا از رشته‌های شیمی و مکانیک تدریس کنند. [۳]

  • مهندسی شیمی در ایران :

مهندسی شیمی در ایران نخستین بار در مدرسه صنعتی ایران و آلمان تدریس شد.این مرکز آموزشی که پس از جنگ جهانی اول به عنوان غرامت جنگی به ایران واگذار شده بود در هر کدام از رشته‌های مهندسی شیمی، برق و ماشین حدود بیست دانشجو می پذیرفت.دانش آموختگان مدرسه صنعتی ایران پس از یک دوره تحصیلی دو ساله (مهندس شیمی) نامیده می شدند. اما در برنامه درسی آنها دروسی چون شیمی تجزیه و آزمایشگاه بود که دروس مربوط به رشته شیمی است.در سال 1313 دانشگاه تهران تاسیس شد و رشته مهندسی شیمی یکی از رشته‌های ارائه شده در دانشکده فنی بود. در این میان رقابت‌های ناسالم میان دانش آموختگان دانشکده فنی و مدرسه صنعتی موجب شد تا مدرسه عالی صنعتی منحل شود. در سال 1336دانشگاه صنعتی پلی تکنیک تاسیس شد و در رشته مهندسی شیمی و برای یک دوره چهار ساله به پذیرش دانشجو پرداخت.اما برنامه درسی آن زمان دانشگاه تهران و پلی تکنیک هنوز با برنامه واقعی مهندسی شیمی تفاوت بسیار داشت.درسهایی مانند انتقال حرارت ، انتقال جرم و طراحی راکتور در سر فصل دروس گنجانده نشده بود و تنها درسهایی که ویژه مهندسی شیمی بود می توان از: تقطیر ، جذب وترمودینامیک نام برد. پس ازاین دو دانشگاه ، دانشگاه شیراز و پس از آن در سال 1345 دانشگاه صنعتی شریف (صنعتی آریا مهر سابق)این رشته را راه اندازی کردند که برنامه درسی آنها تفاوت چندانی با برنامه درسی که امروز در رشته مهندسی شیمی ارائه می‌شود نداشت. در سالهای بعد دوره کارشناسی ارشد و در برخی دانشگاه‌ها دوره دکتری نیز راه اندازی شد.

10 دانشمندی که جانشان را فدای علم کردند !!

هر کدام از ابزارها و دستگاه هایی که ما در زندگی عادی خود از آنها استفاده می کنیم، ثمره تلاش های بی وقفه دانشمندان و افراد زیادی بوده اند. اگر فداکاری، ریسک پذیری، شهامت و ماجراجویی این افراد نبود، ما هیچ کدام از این فناوری ها و ابزارها را نداشتیم.

۱) الیزابت اسکیم: مدت کوتاهی بعد از مرگ مادر، الیزابت اسکیم با پزشک مادرش دکتر وولف ازدواج کرد. از آن زمان، او شیفته اختراع تازه آن هنگام، یعنی اشعه ایکس شد. وی کار قبلی اش را که کتابداری بود رها کرد تا در آزمایشات شوهرش شرکت کند. آنها یک ماشین اشعه ایکس خریدند و نخستین آزمایشگاه اشعه ایکس را در سانفرانسیکو احداث کردند. متأسفانه آنها از عوارض اشعه ایکس آگاه نبودند و خودشان را در آزمایشات در معرض اشعه قرار می دادند و موضوع آزمایشات می شدند. سرانجام الیزابت اسکیم در نتیجه سرطان درگذشت.

۲) لوییس اسلوتین: وی در پروژه منهتن که هدفش درست کردن نخستین بمب هسته ای بود شرکت داشت. در یکی از آزمایشات او به صورت تصادفی ظرفی محتوی بریلیوم را در درون محفظه دیگری رها کرد که باعث یک واکنش خطرناک شد. بقیه دانشمندانی که در اتاق بودند، هاله آبی یونیزاسیون را مشاهده کردند و موجی از گرما را حس کردند. میزان اشعه ای که او دریافت کرد، تقریبا به اندازه اشعه ای است که در صورت فاصله ۱۵۰۰ متری از یک اتفجار اتمی، نصیب آدم می شود. اسلوتین را بالافاصله به بیمارستان بردند، اما او نه روز بعد درگذشت.

۳) اتو لیلینتال: او را پادشاه گلایدر می شناختند. لیلینتال، یکی از پیشگامان هوانوردی بود و نخستین انسانی بود که چندین پرواز موفق با گلایدر داشت. عکس های او در همه روزنامه ها و مجلات چاپ می شدند و منجر به این عقیده عمومی می شدند که هوانوردی، امری ممکن خواهد شد. اما در جریان پروازی در سال ۱۸۹۶، ستون مهره او بعد از سقوط از ارتفاع ۱۷ متری شکست. آخرین حرف او این بود: فداکاری های کوچک باید انجام شوند.

۴) ماری کوری: ماری کوری، نیازی به معرفی ندارد، او و شوهرش پییر، در سال ۱۸۹۸ رادیوم را کشف کردند و در پی این شکف، مشغول خواص این عنصر بودند. متأسفانه، مشخص شد که تماس مداوم با اشعه می تواند منتهی به بیماری شود. ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در نتیجه ابتلا به لوسمی درگذشت.

۵) جان گادفری پاری توماس: او یک مهندس و اتوموبیل ران ولزی بود. آرزوی زندگی او شکستن رکورد سرعت مالکوم کمپل بود. به همین منظور او اتوموبیلی به نام «بابز» ساخت. اما در جریان تلاش برای شکست رکورد، یکی از زنجیرهای اتوموبیل او پاره شدن و به گردنش برخورد کرد و منجر به مرگ فوری او شد.

۶) الکساندر بوگدانف: در تلاش برای جوانی همیشگی، او شروع به آزمایشاتی روی انتقال خون شد. او تزریق خون را روی خودش امتحان کرد و ادعا کرد که طاس شدنش متوقف شده و دید چشمش بهتر شده است. اما او اصلا خون های اهداکننده ها را آزمایش نمی کرد و در یکی از آزمایشان خون فردی مبتلا به مالاریا و سل را به خودش تزریق کرد و در نتیجه عوارض این تزریق درگذشت!

۷) جان فرانسیس دو روزیه: او معلم فیزیک و شیمی بود. وی یکی از کسانی بود که نخستین پرواز بالون را نظاره کرده بود و همین مطلب شوق پرواز را در او ایجاد کرده بود. او نخستین کسی بود که با بالون به ارتفاع ۹۰۰ متری رسید. او کارش را در این مرحله متوقف نکرد و در تلاش بعدی در نظر داشت از فراز کانال لنگلیس، از انگلیس به فرانسه برود. متأسفانه بعد از اینکه او ۴۵۰ متر اوج گرفت، بالونش منفجر شد و منجر به مرگ او شد.

۸) کارل اسکیل: او یک داروساز بود و شخصی بود که عناصر شیمیایی زیادی مثل اکسپژن، کلورین، تنگستن، منگنز و مولیبیدن را کشف کرده بود. اما او عادت عجیبی داشت: چشیدن کشفیاتش! او گرچه در یک نوبت، بعد از چشیدن سیانید هیدروژن، نمرد! اما دفعه بعد از چشیدن جیوه درگشت!

۹) هنری وینستنلی: او فانوس دریایی معروفی را در ادیستون در بریتانیا احداث کره بود. وی که از استحکام سازه اش مطمئن بود، ترجیح داد که در حین یک طوفان در درون آن بماند. متأسفانه فانوس دریایی او در هم شکست و وینستنلی و ۵ نفر دیگر در این میان کشته شدند.

۱۰) کارل سوسِک: او کپسولی اختراع کرده بود که طبق ادعای او می توانست شخصی را به سلامت از آبشار نیاگارا بگذراند! در سال ۱۹۸۵، یک شرکت سرمایه گذاری حاضر شد که به او برای آزمایش کپسول ویژه اش کمک کند. به همین منظور در یکی از مناطق تگزاس آبشاری ۵۵ متری ساخته شد. کپسول او می بایست بعد از فرود درون چاله پایین آبشار مصنوعی می افتاد. اما متأسفانه کپسول به لبه این چاله برخورد کرد و سوسک روز بعد درگذشت!